دیشب قبل از خواب داشتم نعمت هایی که دارمو می شمردم. چیزایی که شاید خیلی های دیگه آرزوشو داشته باشن یا شاید چیزایی که بقیه هم مثل من دارن ولی هیچ کدوممون قدرشو نمی دونیم.

چند بار تا حالا تلاش کردم وقتی موقع تسبیحات حضرت فاطمه به الحمدلله می رسم به ازای هر کدوم از الحمدلله هایی که می گم یه چیزی که خدا بهم داده رو به خودم یادآوری کنم. نتیجه این شده که همیشه یهویی دیدم رسیدم به آخر تسبیح و هنوز یه عالمه چیزای دیگه توی ذهنمه که به خاطرشون خدا رو شکر کنم!

 

حالا اینجا میخوام فقط چند تا از اونا رو بگم:


خدایا به خاطر زندگی ای که دارم از تو متشکرم.

به خاطر همسرم که واقعا یه هدیه ی آسمونیه برام،

به خاطر پدرم، مادرم، پدر و مادر همسرم، خواهر و برادرهای خودم و همسرم و تمام کسایی که دوسشون دارم ازت متشکرم.

به خاطر تمام دوست های اندک ولی خوب و مهربونی که دارم ازت متشکرم، مخصوصا به خاطر داشتن پیرامید که واقعا به طرز عجیبی اعتقاداتش و اخلاقش به من شبیهه (!!!) و واقعا هر وقت که نیاز دارم کسی واسم کاری انجام بده، مطمئنم میتونم روش حساب کنم.

به خاطر موقعیت تحصیلاتی که به من دادی ازت متشکرم.

به خاطر تن سالم و دل شادی که بهم دادی ازت متشکرم.

به خاطر قدرت دیدن زیبایی های دور و برم و زیبایی های زندگیم ازت متشکرم.

به خاطر اینکه من رو اینقدر خوش بخت قرار دادی ازت متشکرم.

به خاطر اینکه چند بار دقیقه ی نودی و معجزه وار به دادم رسیدی ازت متشکرم.

به خاطر اینکه همیشه کسایی رو سر راه من قرار دادی که کمکم کنن ازت متشکرم.

به خاطر موقعیت های مسافرتی که برام قرار میدی و به من اجازه میدی چیزای زیادی یاد بگیرم ازت متشکرم.

به خاطر موقعیت های مطالعه ای که بهم میدی و باعث میشی من هر روزم مثل دیروز نباشه ازت متشکرم.

خدایا، به خاطر آدمای خاصی که سر راه زندگیم قرار دادی که مسیر زندگی منو به درستی عوض کردن ازت متشکرم.

و در آخر:

خدایا، به خاطر اینکه هر لحظه توی زندگی من حضور داری و حضورتو هر لحظه به من اثبات میکنی و باعث میشی احساس کنم که خیلی بهم نزدیکی ازت متشکرم.