یه دختر معمولی با یه زندگی معمولی
 
قالب وبلاگ

 

امروز صبح یه خانومی زنگ زد، گفت ما می خوایم بیام واسه تعمیر، منم دیگه گوش ندادم چی میگه، گفتم باشه بیاین. گفت هفته ی بعد، جمعه خونه این؟ گفتم اوووووه تا هفته ی بعد که خیلی راهه. نمیشه زودتر بیاین؟ گفت نه، امروز نمی تونیم. فردا هم تعطیله. می افته برای هفته ی بعد. حالا نمی دونم چرا فقط هفته ی بعد جمعه؟ سوال این همه روز این وسط هست!

به هر حال گفتم باشه.

بعدش با همسر گفتیم خب حالا چیکار کنیم؟ یه هفته خیلی زیاده که بی گاز باشیم.

پریروز همسر موقع برگشتن چندتا پیتزا خریده بود. گفتیم حالا همینا رو بیاریم بخوریم. فردا فکر فردا رو می کنیم چشمک.

پیتزای اولو تازه برش زده بودیم و دومی هنوز تو فر بود که تلفن من دوباره زنگ زد. این دفعه یه آقایی بود گفت من می خوام بیام واسه تعمیر! گوشیو دادم به همسر که آلمانیش بهتر از منه. طرف گفته بود تا نیم ساعت دیگه بیام خوبه؟ همسر هم گفت بیا، ما هستیم.

حالا نمی دونستیم اینی که صبح زنگ زده کی بوده پس؟ نیشخند

البته دو تا مشکل داشت خونمون که گفته بودیم بیان برای تعمیر. یکیش همین مشکل گاز بود، یکیش مشکل در سرویس بود که باد کرده و خوب بسته نمی شه. آخه طراحی سرویس یه جوریه که تهویه اش با پنجره نیست، یعنی پنجره نداره رو به بیرون. واسه همین وقتی آدم میره دوش میگیره، خیلی طول می کشه تا بخارش بره بیرون.

به هر حال، غذامونو خوردیم و یه کمی خونه رو جمع و جور کردیم تا آقای تعمیرکار اومد. قبلا یه بار که برای سیفون آشپزخونه مشکل داشتیم، همین آقا اومده بود. وقتی اومد همسر ازش پرسید شما برای کدوم مشکل اومدین؟نیشخند گفت من برای مشکل الکتریکیتون اومدم. گفتیم خب خدا رو شکر، امروز گازدار میشیم لبخند.

پریزو بهش نشون دادیم. طفلکی پریز، از ریخت و قیافه ی سیاهش معلوم بود که داغون شده نیشخند. هم پریز باید عوض میشد، هم دوشاخه ی گاز. پریز که عوض کردنش کاری نداشت. اما برای دوشاخه باید اون قسمت سرشو می کند و یه دوشاخه بهش پیوند می زد! گفت پریزو می تونم درست کنم، ولی واسه دوشاخه بذار ببینم تو ماشینم چی دارم. رفتم از تو ماشینش یه سه راهی آورد، از این سه راهی ها که دم دارن (یعنی بلندن منظورمه چشمک).

خیچ (نام آوای بریدن سیم!)، سه راهی رو از سی چهل سانتی سرش برید. قسمت بالای دوشاخه ی گاز ما رو هم جدا کرد. بعد اونو به این پیوند زد! فقط نفهمیدیم چرا زد یه سه راهی رو ناکار کرد متفکر. خب می تونست بره فردا یه دونه دوشاخه ی یدک بیاره برامون. ولی خب خدا خیرش بده سریع برامون درست کرد و کارمونو به فردا ننداخت لبخند.

یه سری چیزاش برای ما جالب و جدید بود. یکیش اینکه همون اول یه چیزی زد تو برق که ما فک کردیم فازمتره، ولی فازمتر خفنه. بعد دیدیم شروع کرد به کار کردن و در آوردن پریز و این حرفا. گفتیم می خوای فیوزو قطع کنیم؟ گفت نه!!!

آخرش که کارش تموم شد، دوباره همون دستگاهو کرد تو پریز. من اونجا حدس زدم که این دستگاه علاوه بر اینکه فازمتره و نشون میده برق جریان داره تو پریز یا نه، یه دستگاهیه که برق همون پریزو قطع می کنه. نمی دونم چطوری، ولی از اونجایی که قطعا یه آلمانی وقتی پریز برق داره، دستشو، اونم بدون دستکش، نمی کنه تو پریز، مطمئنم که اون دستگاه برقو قطع کرده بود.

یه نکته ی جالب دیگه اش این بود که برای لخت کردن سر سیم، یه ابزار خاص داشت که خیلی سریع این کارو کرد. نه مثل ما ایرانی ها با کبریت و دندون و پارچه و این حرفا نیشخند!

یه نکته ی جالب دیگه اش هم این بود که (دیگه هی تاکید نکنم واسه آلمانی ها چقد ایمنی مهمه) وقتی دو تا سیمو به هم پیوند زد، خب بالاخره اونجا یه محل اتصاله و ممکنه خطرناک باشه. دورشو یه نوار لوله مانند مشکی انداخت که شبیه نوارچسب های برق بود که ما تو ایران دیدیم. اما بعد که کارش تموم شد و همه چی رو وصل کرد، با یه دستگاهی اون نوارو گرم کرد و نوار کاملا به سیم چسبید. طوری که بشه مطمئن بود که هرگز کنده نمیشه و اصلا خطرناک نیست.

خلاصه که وقتی کارش تموم شد، همه چی رو چک کرد، دونه دونه ابزاراشو توی جای درست خودشون توی کیفش گذاشت، گازمونو روشن کرد تا مطمئن بشه درسته. کل سیستم گاز و یخچالو که چند سانت کشیده بود جلو، داد عقب، و بعد گفت که کارش تموم شده.

دم رفتن بهمون گفت آب ریخته توش، نه؟ گفتیم بعله نیشخند. گفت از این به بعد یواش ظرف بشورین، خیلی آب ها رو پخش و پلا نکنین. گفتیم چشم لبخند.

 

[ ۱۳٩۳/٧/۱٠ ] [ ۳:٢۸ ‎ب.ظ ] [ دختر معمولی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

من یه دختر معمولی هستم که با همسرم توی یه شهر کوچیک آلمان یه زندگی دانشجویی خیلی معمولی داریم و اینجا میخوام همین روزای ساده ولی قشنگ زندگیمونو ثبت کنم. البته زندگی ما هم مثل همه ی زندگی ها فراز و نشیب های زیادی داشته و داره ولی داشتن این فراز و نشیب ها خودش معمولیه! -------------------------------------------------- اگر سوالی در مورد پذیرش توی آلمان داشتین، اول از همه لطفا به سایت اپلای ابرود دات ارگ مراجعه کنید. ----------------------------------------------- اگه نتونستید جواب سوالاتونو بگیرین، من تا جایی که بتونم بهتون کمک می کنم، ولی ازتون خواهش می کنم، سوالاتون رو فقط و فقط توی پست "از من بپرسید" که تنها پست توی برچسب "از من بپرسید" هست، بپرسید، یعنی این آدرس: http://mamooli.persianblog.ir/post/524/ در غیر این صورت به احتمال زیاد جواب داده نمیشه. ------------------------------------------------ اگه رمز می خواین، بگین. -------------------------------------------------- اگه با من کار دارین، به این آدرس ایمیل بزنین: mamooli_persianblog@yahoo.com
نويسندگان
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
امکانات وب