این پست هم از اون سری پست های یادآوری برای خودمه! برای یادآوری قشنگی های زندگیم. احتمالا همه چیش تکراریه برای شمایی که قبلا این جور پستای منو دیدین. ولی خب الان می تونین دوباره بخونین چشمک.

یه بار دیگه می خوام به خودم یادآوری کنم که چقدرررررررر خوشبختم بغل. دونستن قدر چیزایی که آدم داره، خودش عین خوشبختیه لبخند.

اینکه آدم از حضور همسرش تو خونه لذت ببره و تکیه کلامش "مرد نباید تو خونه باشه، پاشو برو بیرون" نباشه، عین خوشبختیه.

اینکه وقتی همسر آدم نیست، آدم دلش تنگ بشه براش و روزا رو بشمره تا برگرده، عین خوشبختیه.

اینکه وقتی همسر آدم نیست، دوستایی داشته باشه به غاااااااایت مهربون که زنگ می زنن و حالتو می پرسن، عین خوشبختیه.

اینکه آدم دوستای بسیااااااار مهربون و از اون مهمتر ساده ای داشته باشه که زنگ بزنن و بدون هیچ تعارف و مقدمه چینی ای بگن "- دختر معمولی؟ - بله - شب بیا خونمون"، عین خوشبختیه.

اینکه دوستای آدم انقد باهاش راحت باشن که در جواب مکالمه ی بالا فقط بگی "باشه، چشم"، عین خوشبختیه.

و اینکه نه خونه داشته باشی، نه ماشین، نه کار ثابت، نه پولدار باشی، نه پدر و مادرت پولدار باشن، ولی حس کنی خوشبختی - یعنی بدونی خوشبختیت وابسته به هیچ گونه مادیاتی نیست- قشنگ ترین خوشبختیه لبخند.