یه دختر معمولی با یه زندگی معمولی
 
قالب وبلاگ

 

دیروز عصری بچه ها زنگ زدن گفتن برم خونشون. منم گفتم چشم لبخند. انقد سرگرم کارام بودم که اصلا وقت نکردم برم براشون چیزی بخرم. گفتم اشکال نداره دیگه، حالا یه بارم دست خالی میرم!

مهمونی خیلی خوبی بودف مثل همیشه. فقط جای همسر واقعا خالی بود. همیشه موقع بازی همسر داوره. البته خودش بازی می کنه ها، ولی در عین حال حواسش به همه چی هست، به اینکه نوبت کیه، کی باید جریمه بشه و خیلی چیزای دیگه. اصلا همسر نبود انگاری واقعا نه مربی داشتیم، نه داور! هی اشتباه می کردیم.

موقع منچ هم پنج نفر بودیم! ولی خب آقایون که دو تا بودن گفتن ما با هم یه تیم می شیم. ما خانوما هم هر کدوممون یه تیم بودیم دیگه.

موقع منچ خیلی خندیدیم، انقد که عضلات دلمون درد گرفته بود دیگه!

تااااااااا یه ربع به دو بازی کردیم!! بعد دیگه رضایت دادیم بریم خونه هامون چشمک.

 

[ ۱۳٩۳/٧/٢٧ ] [ ٢:٤٠ ‎ب.ظ ] [ دختر معمولی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

من یه دختر معمولی هستم که با همسرم توی یه شهر کوچیک آلمان یه زندگی دانشجویی خیلی معمولی داریم و اینجا میخوام همین روزای ساده ولی قشنگ زندگیمونو ثبت کنم. البته زندگی ما هم مثل همه ی زندگی ها فراز و نشیب های زیادی داشته و داره ولی داشتن این فراز و نشیب ها خودش معمولیه! -------------------------------------------------- اگر سوالی در مورد پذیرش توی آلمان داشتین، اول از همه لطفا به سایت اپلای ابرود دات ارگ مراجعه کنید. ----------------------------------------------- اگه نتونستید جواب سوالاتونو بگیرین، من تا جایی که بتونم بهتون کمک می کنم، ولی ازتون خواهش می کنم، سوالاتون رو فقط و فقط توی پست "از من بپرسید" که تنها پست توی برچسب "از من بپرسید" هست، بپرسید، یعنی این آدرس: http://mamooli.persianblog.ir/post/524/ در غیر این صورت به احتمال زیاد جواب داده نمیشه. ------------------------------------------------ اگه رمز می خواین، بگین. -------------------------------------------------- اگه با من کار دارین، به این آدرس ایمیل بزنین: mamooli_persianblog@yahoo.com
نويسندگان
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
امکانات وب