چند روز پیش همسر هنوز نیومده بود، مامانم زنگ زده بود تو اسکایپ. می گفت چیکار می کنی الان که همسر نیست؟ گفتم خب همون کارای همیشمو. بودن و نبودن همسر تو انجام کارای خودم که تاثیر نداره که! همون کارای همیشه رو انجام میدم.

میگه: خب وقتی همسر هست بالاخره نصفشو با هم حرف می زنین، نصفشم دعوا می کنین، روز تموم میشه دیگه خنده.

این توصیفی که مامانم گفت دقیقا خونه ی خودشونه. همیشه در حال کل کل کردن نیشخند! فک کنم کلا زن و شوهرا به یه سنی که میرسن کل کل خونشون میره بالا چشمک.