یه دختر معمولی با یه زندگی معمولی
 
قالب وبلاگ

 

دیروز اومدم بنویسم که دیدم پرشین بلاگ مشکل داره و کلا صفحه اش نمیاد. آخر شب تونستم واردش بشم که بازم به دلایلی نشد بنویسم!

این روزا لپ تاپم همچنان مشکل داره و فقط با کابل می تونم به اینترنت وصل شم. وایرلسم کار نمی کنه. شوفاژامونم دوتاش هنوز کار نمی کنه، نامه نوشتیم که بیان درست کنن. واسه همین در حال حاضر همش توی یه اتاقیم که شوفاژش کار می کنه. هر چند ساعت یه بار میام تو این اتاق یخچال مانند می شینم با کابل وصل می شم، اینترنت گردیمو می کنم، باز برمیگردم تو غار چشمک.

دیروز هیچ اتفاق خاصی نیفتاد. امروز (یعنی جمعه) مثل همیشه قرار داشتم با استاد که استاد ایمیل زد کنسلش کرد. خدا رو شکر که ایمیل زد، وگرنه خودم می خواستم بزنم نیشخند. آخه هنوز نتیجه ای برای ارائه دادن ندارم. گفتم بهش میگم دوشنبه همو تو دانشگاه دیگه ببینیم ولی خدا رو شکر خودش قبلش ایمیل زد.

ایمیل زده ئه من یادم رفته بهت بگم من امروز (یعنی پنج شنبه) شهر شمام؟ خب باشه اشکال نداره هفته ی بعد دوشنبه که برای درس خودت میای دانشگاه دیگه، اونجا همون می بینیم.

منم گفتم چه ساعتی؟ جواب داد ساعت یک خوبه؟

منم تو غار بودم و جوابشو نداده بودم. بعدا که چک کردم می بینم ایمیل زده من ساعت یک یه جلسه دارم نمی تونم، میشه بذاریمش چهار؟ بعد دوباره خودش ایمیل زده نه ببخشید من تقویممو اشتباهی چک کردم، یه هفته ی دیگه رو نگاه کردم. همون یک خوبه!

از طرف دیگه یکی از بچه های دانشگاه جدید ایمیل زده که تو روی فلان چیز کار می کنی؟ منم روی همون کار می کنم. اگه دوست داری من و هم اتاقیم خوشحال میشیم دوشنبه با هم ناهار بخوریم و تو هم راجع به کارت و این چیزا برای ما توضیح بدی.

حالا بدشانسی رو ببین. درست همون روزی که من مجبورم استادمو ساعت یک تو دانشگاه جدید ببینم، این بندگان خدا هم دوست دارن ناهارو با هم بخوریم. بهشون ایمیل زدم گفتم من استثنائا این هفته ساعت یک باید استادمو اونجا ببینم. اگه قبلش می تونین مشکلی نیست. گفتن باشه، پس 12 خوبه؟ گفتم بعله لبخند.

البته اینم بگم من اصلا رو فیلدی که اون گفته کار نمی کنم نیشخند و اینو بهش تو ایمیل هم گفتم. ولی خب به هر حال خوبه که آدم با بچه های گروه جدیدش آشنا بشه چشمک.

--

ما تا همین پریروز هنوز شوفاژ روشن نکرده بودیم. یعنی یکی دو بار امتحان کردیم دیدیم کار نمی کنه. گفتیم شاید وصل نیست هنوز و به صورت مرکزی. تازه چند روز پیش همسر یادآوری کرده ما که موتورخونه نداریم پایینخنثی! اینی که اینجا هست به عنوان آبگرمکن پکیجه! ما شوفاژمون با همین باید روشن بشه.

دیدیم روشن نمیشه، من رفتم از همسایه ی بالاییمون پرسیدم. همسایه ی بالاییمون یه آقای خیلی خیلی مهربون و صمیمی و گرمه که یه دختر بی نهایت خوشگل داره لبخند.

همسایه روبه روییمونم که ما اصلا به هیچ وجه علاقه ای نداریم باهاش در ارتباط باشیم. یعنی اصلا ما اعلام برائت می کنیم که هرگونه نسبتی با این افراد داشته باشیم نیشخند.

به هر حال ترجیح دادیم بریم از همسایه بالایی بپرسیم. در زدم، در خونشونو که باز کرد کاملا مشخص بود که خونشون گرمه. یعنی شوفاژ اونا کار می کرد. ازش پرسیدم، بهم نشون داد مال خودشونو و گفت باید اینطوری تنظیمش کنی. ولی ممکنه یه چیزیش تو زیرزمین مشکل داشته باشه که من میرم برات چک می کنم. مثل اینکه یه شیری چیزی هم اونجا هست که ممکنه بسته باشه.

تشکر کردم و اومدم پایین. تنظیمی که گفته بودو انجام دادیم. از وجنات پکیج معلوم شد که روشن شد و به کار افتاد! در همین حین همسایه اومد که بره زیرزمین برای ما چک کنه ببینه مشکلی تو زیرزمین نداشته باشه کنتورمون. از جلوی پله ها که رد شد بهش گفتم فک کنم درست شد. بهش گفتم اومد تو یه نگاهی انداخت. دخترشم همراهش بود، موقع رفتن بهشون گز دادم. خودشون خوردن، واسه خانومشم دادم برد. امیدوارم دوست داشته باشنلبخند.

حالا از اون روز فقط شوفاژ یکی از اتاقا روشن میشه. دوتای دیگه اصلا انگار نه انگار! امروز نامه نوشتیم که بندازیم تو صندوق مدیر ساختمون که بیان درست کنن اون دو تا رو لبخند.

 

[ ۱۳٩۳/۸/٩ ] [ ۱:۳٥ ‎ق.ظ ] [ دختر معمولی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

من یه دختر معمولی هستم که با همسرم توی یه شهر کوچیک آلمان یه زندگی دانشجویی خیلی معمولی داریم و اینجا میخوام همین روزای ساده ولی قشنگ زندگیمونو ثبت کنم. البته زندگی ما هم مثل همه ی زندگی ها فراز و نشیب های زیادی داشته و داره ولی داشتن این فراز و نشیب ها خودش معمولیه! -------------------------------------------------- اگر سوالی در مورد پذیرش توی آلمان داشتین، اول از همه لطفا به سایت اپلای ابرود دات ارگ مراجعه کنید. ----------------------------------------------- اگه نتونستید جواب سوالاتونو بگیرین، من تا جایی که بتونم بهتون کمک می کنم، ولی ازتون خواهش می کنم، سوالاتون رو فقط و فقط توی پست "از من بپرسید" که تنها پست توی برچسب "از من بپرسید" هست، بپرسید، یعنی این آدرس: http://mamooli.persianblog.ir/post/524/ در غیر این صورت به احتمال زیاد جواب داده نمیشه. ------------------------------------------------ اگه رمز می خواین، بگین. -------------------------------------------------- اگه با من کار دارین، به این آدرس ایمیل بزنین: mamooli_persianblog@yahoo.com
نويسندگان
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
امکانات وب