دیشب باز طبق بساط همیشه مون رفتیم مهمونی آخر هفته لبخند. قرار بود هشت خونه ی دوستامون باشیم. تو وایبر دعوتمون کردن. ما هم گفتیم چشم میایم. کلا قصد داشتیم دیروز بریم خرید. ولی وقتی دوستامون دعوتمون کردن، گفتن چون تعطیل رسمیه بیاین خونه ی ما، بیرون که نمیشه رفت.

اونجا متوجه شدیم که خب امروز فروشگاها هم تعطیلن و کل خریدا می مونه واسه دوشنبه. از اونجایی که چیز خاصی هم تو خونه نداشتیم، نمی تونستیم تعارف کنیم بگیم بیاین خونه ی ما نیشخند.

برا رفتن هم دوست داشتم یه چیزی ببریم با خودمون خونشون، یه کیکی، خوردنی ای، چیزی. چون فروشگاه بسته بودن، تنها گزینه ی ممکنه پختن کیک بود. ساعتای شیش درست کردن کیکو شروع کردم. تا وقتی آماده شد ما داشتیم لباس می پوشیدیم که بریم. آخه روزای تعطیل قطار دیر به دیر میاد.

درست قبل از رفتن کیکو برش زدیم و گذاشتیم تو ظرف و بردیم. اون یکی بچه ها هم کیک درست کرده بودن. من کیک اونا رو بیشتر دوست داشتم. ولی خودم حاضر نیستم کیک اونجوری بپزم نیشخند. آخه کیکشون چرب بود. موقع خوردن خیلی خوشمزه است اینجور کیکا، ولی به پختن که میرسه من دلم نمیاد خیلی روغن بریزم، فک کنم کیکام در مقایسه با کیک بقیه رژیمی ان همیشه چشمک.

شام هم دور همی عدس پلو خوردیم. من تا حالا عدس پلوی دارچینی نخورده بودم که خوردم. خوب بود مزه اش، چیز جدیدی بود واسم. ولی بازم حاضر نیستم خودم درستش کنم نیشخند. آخه یه ذره دارچین دارم که اونم از ایران آوردیم. البته اینجا چوب دارچین دیدم، ولی دارچین پودر شده ندیدم. منم که نمی تونم خیلی پودرشون کنم. پس بهتره در مصرف دارچین صرفه جویی کنم چشمک.

قبل از شام راجع به برنامه ریزی یه سفر دسته جمعی هم صحبت کردیم که البته من فک نمی کنم به نتیجه برسه! آخه اصلا مشترکات نداریم تو کشورها و شهرهایی که تا حالا نرفتیم! هرجا رو یه خانواده نرفته، اون یکی رفته. واسه همین اصلا نمی تونیم یه شهری پیدا کنیم که هیچ کدوممون نرفته باشیم و قصد داشته باشیم بریم.

راجع به پول برق هم خیلی صحبت کردیم. معلوم شد که بعضی گازها (گازهای اینجا برقی ان، قبلا هم گفتم) خییییییلی مصرفشون زیاده. مثلا یکی از بچه ها به صورت علی الحسابی ماهی 35 یورو اینا پول برق داده. الان معلوم شده که ماهی 50 یورو برق مصرف کردن.

حالا باید بشینیم با توجه به جدولایی که برای پول برق وجود داره حساب کنیم ببینیم ما چقد برق مصرف کردیم نگران. اگه لازم بشه، باید بریم گاز کم مصرف بخریم.

بعد از شام، دو بار منچ بازی کردیم.تا بازیمون تموم شد، ساعت 12:10 بود! دیگه کم کم بلند شدیم اومدیم خونه هامون نیشخند.