امروز اتفاق خاصی نیفتاد. فقط روال کلاس های آلمانی/فارسیمون دوباره برقرار شده و امروز اولین جلسه مون بود. اما امروز من گفتم زودتر می خوام برم، فقط فارسی صحبت کنیم. آخه امروز روزه گرفتم. خسته بودم. تازه کلی کار هم داشتم. می خواستم زود برگردم خونه.

میخوام تا فردا نتیجه ی اولیه ی کارمو بگیرم. امیدوارم خوب باشه لبخند.

تو راه کتاب بیگانه رو تموم کردم. امیدوارم به زودی وقت پیدا کنم و بیام قسمت های این کتاب و کتاب داستان دو شهرو که علامت زدم براتون بنویسم.

الانم کتاب جای خالی سلوچو شروع کردم که از همون صفحه ی اولش حرف های قشنگ و گفتنی داره که باید بیام براتون بنویسم.