دیروز عصری قرارمون با بچه ها جور شد و ساعت هشت قرار گذاشتیم یه جا. متاسفانه ما یه کمی دیر رسیدیم، حدود ده دقیقه و آخرین نفرایی بودیم که رسیدیم!

تاااا ساعت یازده داشتیم بحث می کردیم که چطوری برنامه ی سفرو بچینیم. آخه دیگه قیمتش داشت از پیش بینی که هیچ، از آستانه ی تحمل جیبمون هم میزد بالا چشمک.

یه کمی کمش کردیم که دیگه از خانواده ای 600 یورو اینا بیشتر نشه. مسیر هم که گفتم کلا عوض شد و دیگه هلند نمیریم. قرار شد اول بریم لوگزامبورک، بعدش هم بریم جنوا (جنوب ایتالیا) و میلان.

راجع به غذا و اینکه چه خوردنی هایی با خودمون ببریم، ناهارا رو اونجا چیکار کنیم و غیره هم کلی بحث کردیم. با برنامه ای که بچه ها ریختن، من فک می کنم بیشتر برنامه ی خوردن داریم تا برنامه ی دیدن مکان های دیدنی نیشخند.

یعنی شما فک کنین به ازای هر نفر، تو هر روز، یه دونه سیب، یه دونه موز، یه دونه نارنگی حساب شده! صبحانه های هتل ها هم که همیشه مفصله! ناهارا رو هم که قرار شد بریم رستورانی جایی. سه تا خانواده هم اعلام آمادگی کردن که کیک درست کنن، با خودشون بیارن. چیپس و تخمه و پفک و این چیزا هم که فک کنم دو سه بسته حساب شده در روز!!

من واقعا نمیدونم چطوری می خوایم نفری این همه در روز بخوریم سوال. من چون خودم تو کار کیکم، فقط اون قسمت کیکو خیلی پایه ام و میدونم که میخورم لبخند.

خلاصه، فک کنم عقب ماشین باید دو سه جعبه میوه و خوردنی بذاریمنیشخند. فقط چمدونا رو نمیدونم باید چیکار کنیممتفکر!

به هر حال، امیدوارم کریسمس بهمون خوش بگذره، به شما هم همین طور لبخند.