اولین باری که امر خطیر وبلاگ خونی (!!) رو شروع کردم، وقتی بود که پیرامید بهم یه وبلاگ معرفی کرد. یه وبلاگ روزمره نویسی بود. اون موقع من آلمان بودم. یعنی شاید حدود سه سال پیش بود. از اون موقع یه سری وبلاگ بود که به صورت مرتب می خوندم و دوسشون داشتم. همه هم نویسنده ی خانم داشتن.

بعدترها هم تمام وبلاگ هایی که باهاشون آشنا شدم و خوندمشون مال خانوما بودن. کلا به نظرم وبلاگ و وبلاگ داشتن و کامنت گذاشتن تو وبلاگ یه فضا و کار خانومانه بود. البته آقایونی هم هستن که وبلاگ های تحلیلی-خبری دارن. ولی خب من مشتاق این مدل نوشته ها نیستم.

این مدل وبلاگا اغلب دارن چیزی رو به صورت مستقیم به خواننده میگن. یه چیزی رو تحلیل می کنن و اغلب وقتا خواننده ها تحلیلو قبول می کنن بدون اینکه فکر کنن و اون تحلیلو نقد کنن. البته خیلی وقتا فکر هم می کنن اما به دلیل نداشتن دانش کافی نمی تونن تحلیلو نقد کنن و در نتیجه قبولش می کنن. من کارهای این مدلی رو دوست ندارم. به همین دلیلی که الان گفتم. چون به نظرم دانش کافی ندارم برای خوندن این جور چیزا. واسه همین همیشه ترجیح میدم وبلاگای روزمره ای رو بخونم که آدم از لابه لای زندگی پرفراز و نشیبشون چیزی یاد می گیره.

خودمم همیشه دوست داشتم تو همین سبک بنویسم. سبک نوشتن خاطرات روزمره که ممکنه یه زمانی به درد کسی بخوره. از اونجایی که تحلیل خودم راجع به وبلاگا این طوری بود که بالا گفتم و با توجه به کامنت هایی که تو وبلاگ های مختلف می دیدم، توقع داشتم خواننده های منم اغلب خانوما باشن.

اما نمیدونم چرا اخیرا با توجه به ایمیل ها و کامنت هایی که می گیرم، متوجه شدم خواننده های آقای این وبلاگ شدیدا زیاد شدن.

حالا برام سوال پیش اومده آیا سبک نوشتن من از سبک معمول خانوما خارج شده؟ سوال آیا آقایون فضای وبلاگ نویسی رو از انحصار خانوما خارج کردن؟ چشمک آیا ما باید کار خاصی بکنیم تا این فضا رو پس بگیریم؟ نیشخند خانومای محترم لطفا جواب این سوالای منو بدین و منو هدایت کنین تا به آغوش گرم نوشتن خانمانه برگردم نیشخند.

--

البته این سوءتفاهم پیش نیاد که من با کامنت گذاشتن یا ایمیل زدن آقایون مشکلی دارم. به هیچ وجه این طوری نیست. صرفا به دلیل تغییر تابع توزیع خانوم ها و آقایون کامنت گذار و ایمیل زن برام سوال پیش اومد!