یه دختر معمولی با یه زندگی معمولی
 
قالب وبلاگ

 

دیروز همسر رفت دیدن یه دوست آلمانیش که تو بیمارستان بود. قرار بود دو هفته بیمارستان باشه. نمی دونم دیروز چندمین روزی بود که بیمارستان بود. ریه اش مشکل داشت بنده خدا، رفته بود عمل کنه. همسر که رفته بود تنها بود. می گفت فقط دوست دخترش هر روز بعداز ظهر میاد بهش سر می زنه. البته من نمی دونم تو بقیه ی روز، به جز ساعت ملاقات، می تونست همراه داشته باشه یا نه. ولی به هر حال کسی نبوده اونجا.

وقتی همسر اومد ازش پرسیدم یعنی هیچ کس دیگه ای نمیاد دیدنش. گفت اتفاقا منم پرسیدم. گفته مامانم میخواست بیاد. بهش گفتم چهارصد کیلومتر راه بیای واسه چند ساعت، باز برگردی؟ نمی خواد بیای.

هیچی دیگه. مامانشم نیومده.

---

حالا فک کن ما ایرانی ها دو هفته بیمارستان باشیم!! خواجه حافظ شیرازی هم فک کنم بیاد دیدنمون دیگه چشمک.

---

دیروز که همسر می خواست بره دیدن دوستش، تو اینترنت گشتم ببینم چی میشه برد واسه مریض؟ چه پیشنهادایی وجود داره؟ تو ایران که همه کمپوت می برن. ولی خب می خواستم ببینم اینا هم همینو می برن؟

گزینه های مختلفی پیدا کردم، مثل گل، کارت پستال "امیدوارم زودتر خوب شی" و از این چیزا. ولی بهترین گزینه ای که پیشنهاد شده بود و من برای یه آلمانی مناسب دیدم، کتاب بود. واقعا چقدر خوب میشه اگه ما هم تو ایران این فرهنگو راه بندازیم. مریض که نمی تونه همه ی کمپوتایی که براش میارنو بخوره. اصلا بعضی وقتا مریض کلا چیزی حق نداره بخوره! کلا سرمه!! حداقل بعضی هامون کتاب ببریم که هم حوصله ی طرف سر نره، هم دیگه به دردش و مریضیش فکر نکنه، هم یه چیزی یاد بگیره لبخند.

من به شخصه این ایده رو خیلی پسندیدم. آخه ما ایرانی ها کلا هر وقت در مورد کادو بردن برای کسی فکر می کنیم، فقط به خوردنی فکر می کنیم. یا خود خوردنی رو می بریم. یا ظرف و ظروف خوردنی!!

---

دیروز پنجمین روزی بود که روزه گرفتم.

---

بعدا اضافه شد:

والا من وقتی این پستو نوشتم و عنوانشو گذاشتم "فرهنگ آلمانی"، منظورم اون قسمت اول بود که طرف دو هفته بیمارستانه، مامانش کلا نمیاد پیشش. ولی نمی دونم چرا همه اون قسمت مربوط به کتابو به عنوان فرهنگ آلمانی در نظر گرفتن سوال.

 

[ ۱۳٩۳/٩/۱٤ ] [ ۱٢:٤٩ ‎ب.ظ ] [ دختر معمولی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

من یه دختر معمولی هستم که با همسرم توی یه شهر کوچیک آلمان یه زندگی دانشجویی خیلی معمولی داریم و اینجا میخوام همین روزای ساده ولی قشنگ زندگیمونو ثبت کنم. البته زندگی ما هم مثل همه ی زندگی ها فراز و نشیب های زیادی داشته و داره ولی داشتن این فراز و نشیب ها خودش معمولیه! -------------------------------------------------- اگر سوالی در مورد پذیرش توی آلمان داشتین، اول از همه لطفا به سایت اپلای ابرود دات ارگ مراجعه کنید. ----------------------------------------------- اگه نتونستید جواب سوالاتونو بگیرین، من تا جایی که بتونم بهتون کمک می کنم، ولی ازتون خواهش می کنم، سوالاتون رو فقط و فقط توی پست "از من بپرسید" که تنها پست توی برچسب "از من بپرسید" هست، بپرسید، یعنی این آدرس: http://mamooli.persianblog.ir/post/524/ در غیر این صورت به احتمال زیاد جواب داده نمیشه. ------------------------------------------------ اگه رمز می خواین، بگین. -------------------------------------------------- اگه با من کار دارین، به این آدرس ایمیل بزنین: mamooli_persianblog@yahoo.com
نويسندگان
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
امکانات وب