یه دختر معمولی با یه زندگی معمولی
 
قالب وبلاگ

 

دیروز استاد ایمیل زده که مطمئن بشه فردا (یعنی امروز) قرارمون سر جاشه. عنوان ایمیلش بود mtg tomorrow. یعنی mgt مخفف meeting بود!

شب خودم بهش ایمیل زدم گفتم میشه قرارمون سر جاش باشه، ولی اسکایپی باشه؟ من حالم خوب نیست، نمی تونم بیام دانشگاه. جواب داده OK. No prob. یعنی problem هم مخفف کرده شده prob خنثی.

---

امروز اسکایپی قرار داشتیم و اتفاقا قرار خوبی هم بود لبخند. چیزای خوبی بهم گفت. امیدوارم که گوش شیطون کر تا آخر هفته ی بعد اولین سری نتایج نهایی رو داشته باشم.

اگه چشم نخورم یه پاراگراف از مقاله امو هم نوشتم چشمک. شروعشو نوشتم. بقیه اش دیگه مطمئنم خودش بعدا میاد! آخه همیشه شروع کردنه که سخته چشمک.

---

مامانم ظهر اومده چت. میگه یه سی دی تفسیر قرآن گرفتم. طرف گفته تفسیر المیزان و نمونه است. گفته نصب نمیشه. ولی همین جوری کار می کنه! ولی الان هر کاری می کنم، کار نمی کنه. یا عربی می خونه، یا انگلیسی! من اصلا نمی فهمم چیکارش باید بکنم. بهش گفتم Teamviewer رو اجرا کن. اجرا کرد. تلاش کردم سی دی رو نصب کنم. سی دی اول که کلا باز نمی شد! سی دی دوم نصب می شد. آخرش می گفت نصب با موفقیت انجام شد. پنجره رو ببندین. پنجره رو بستم، هیچ اتفاقی نیفتاد!!

یعنی سی دی ها عملا هیچ کدومش کار نمی کرد. نکته ی جالب تر اینه که توی سی دی رو که باز کردم، فایل ها مال سال 2005، 2006 بود!! نمی دونم واقعا فروشنده نمی دونست چی می فروشه؟! امیدوارم ندونسته این کارو کرده باشه.

وگرنه که والا آدم صابونم بخره تاریخ مصرفش یکی دو ساله دیگه. نمی دونم چطوری مردم تکنولوژی ده سال پیشو به مردم می فروشن هنوز!!

---

خواهر بزرگتر و بچه هاش هم خونه ی مامانم بودن. بچه ی بزرگتر خواهر بزرگتر کلاس هفتمه. اومده پای چت میگه خاله چطوری میشه هک کرد؟!! میگم هک کار همه نیست، کار خوبی هم نیست اصلا و از این حرفا. میگه خاله یه چیزی رو هک کن ما بخندیم یه کم خنثی. میگم خاله هک یه جور دزدیه، اصلا چیز خوبی نیست. منم بلد نیستم. میگه تو مثلا مهندس کامپیوتری که خنثی.

---

یه سری سوال راجع به جدول تناوبی پرسید. هر پنج ثانیه یه بار می گفت جدول تناوبی مندلیف بر اساس عدد اتمی مرتب شده، جدول تناوبی موزلی بر حسب عدد جرمی!! مثل اینکه الان به بچه ها تو مدرسه جدول تناوبی مندلیف یاد نمی دن. جدول تناوبی موزلی یاد میدن.

حالا مطمئنم اصلا طفلکی فرق عدد جرمی و عدد اتمی رو هم نمی دونست ها. معلم یه چیزی رو به این بچه ها یاد داده، طفلکی ها باید حفظ کنن!!

 

بهش گفتم گروه پنجمو بگو، دیدم یه سری اسمای عجیب غریب گفت! فهمیدم اینا دارن اون گروه های وسطی (بهشون می گفتیم عناصر فرعی؟سوال) رو هم حساب می کنن. گفتم گروه پونزده رو بگو، دیدم شروع کرد: نیتروژن، فسفر،... !

فکر کنم با این سرعتی که علم داره تغییر می کنه، من فردا هیچی نتونتم به بچه ام درس بدم. طفلکی بچه های ماها که مثلا مامان بابای تحصیل کرده داشته باشن و سوادشون به هیچ درد اونا نخوره نیشخند.

 

[ ۱۳٩۳/٩/٢۱ ] [ ٥:۱۱ ‎ب.ظ ] [ دختر معمولی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

من یه دختر معمولی هستم که با همسرم توی یه شهر کوچیک آلمان یه زندگی دانشجویی خیلی معمولی داریم و اینجا میخوام همین روزای ساده ولی قشنگ زندگیمونو ثبت کنم. البته زندگی ما هم مثل همه ی زندگی ها فراز و نشیب های زیادی داشته و داره ولی داشتن این فراز و نشیب ها خودش معمولیه! -------------------------------------------------- اگر سوالی در مورد پذیرش توی آلمان داشتین، اول از همه لطفا به سایت اپلای ابرود دات ارگ مراجعه کنید. ----------------------------------------------- اگه نتونستید جواب سوالاتونو بگیرین، من تا جایی که بتونم بهتون کمک می کنم، ولی ازتون خواهش می کنم، سوالاتون رو فقط و فقط توی پست "از من بپرسید" که تنها پست توی برچسب "از من بپرسید" هست، بپرسید، یعنی این آدرس: http://mamooli.persianblog.ir/post/524/ در غیر این صورت به احتمال زیاد جواب داده نمیشه. ------------------------------------------------ اگه رمز می خواین، بگین. -------------------------------------------------- اگه با من کار دارین، به این آدرس ایمیل بزنین: mamooli_persianblog@yahoo.com
نويسندگان
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
امکانات وب