یه دختر معمولی با یه زندگی معمولی
 
قالب وبلاگ

 

امروز یه سری مدرک پدرک داشتیم که می خواستیم تایید بشه. از بچه ها قبلا پرسیده بودیم، گفتن اگه تک برگیه برین شهرداری بهتره، اگه تعدادش زیاده باید برین همین دفترهای ثبت اسناد.

ما هم مدارکو زدیم زیر بغلمون که بریم تایید کنن. سه تا برگه بود که از هر کدوم چندین سری می خواستیم. اول از همه رفتیم کپی بگیریم، چون در واقع کاری که دفتر ثبت اسناد یا همون شهرداری انجام میده اینه که کپی رو برابر با اصل می کنه.

همسر گفت کپی رنگی بگیریم. منم گفتم باشه. بعد که راه افتادیم چون همسر با بلیتش نمی تونست تا جلوی تایپ و تکثیری بیاد، تو یه ایستگاه وایستاد، من رفتم کپی بگیرم برگردم. فاصله ای نداشت، فقط یه ایستگاه بود ولی خب همسر نمی تونست بیاد (پایین توضیح میدم چرا).

من رفتم گفتم از اینا کپی می خوام، رنگی. گفت برگه ای 45 سنته ها. گفتم باشه مشکلی نیست. بعد یهو گفتم نه بابا! مشکلیه نیشخند. میشه با کارت پول بدم؟ گف نه، ما فقط پول نقد قبول می کنیم. گفتم پس میشه اول بگی همه اش با هم چقدر میشه؟ حساب کرد گفت هشت یورو و ده سنت. گفتم خب پس خوبه، بگیر. اینقدر پول همرام هست (حالا شما که ریاضیتون خوبه بگین از هر برگه چند تا کپی گرفتیم؟ چشمک)

خلاصه هشت یوروی بی زبونو دادیم به کپی و اومدیم که بریم بدیم مدارکو تایید کنن. رفتیم شهرداری گفتیم ما می خوایم اینو تایید کنیم، گفت مشکلی نیست. گفتم چقد میشه حالا؟ گف برگه ای سه یورو. گفتم مهر انگلیسی دارین؟ گفت نه! ما فقط آلمانی تایید می کنم. گفتم دفترای ثبت اسناد چی؟ اونا هم مهر انگلیسی ندارن؟ گف نمی دونم. می تونین برین بپرسین. گفتیم پس باشه ما میریم بپرسیم. بعد اگه خواستیم دوباره برمی گردیم. کل تایید مدرکا با هم میشد 60 یورو تقریبا.

رفتیم دفتر ثبت اسناد. بماند که با چه مکافاتی جاشو پیدا کردیم!! رفتیم گفتیم چه جوریاس؟ گف می تونیم انگلیسی هم براتون مهر بزنیم. از قیمتش پرسیدیم. گف واسه ما مهرهایی که می خوره مهمه، نه تعداد برگه ها. تا ده تا برگه رو اگه بذاریم رو هم و بگیم اینا رو با هم منگنه و مهر بزنن قیمتش یکیه. خلاصه، بعد از اینکه من کلی کج و کوله توضیح دادم و هی همسر تصحیح کرد (نیشخند)، بالاخره گفتیم برامون مدارکو رو تایید کنه. گفت میشه 95 یورو! گفتیم خب چاره ای نیست دیگه. باشه. ما انگلیسی به دردمون می خوره. اومدیم کپی هایی که گرفته بودیمو مرتب کنیم که بهش بدیم که برامون به هم منگنه کنه، گفت ما کپی های شما رو قبول نمی کنیم. خودمون باید کپی بگیری.

خب حرفش هم خیلی منطقی بود. من از اول هم گفتم طرف خودش باید کپی بگیره، چون این طوری خیالش راحته که از روی اصل کپی گرفته ولی اگه کپی رو از ما قبول کنه، باید بشینه خط به خط بخونه که مطمئن بشه ما توش دست نبردیم، بعد تایید کنه. ولی چون دوستمون صبح گف شهرداری کپی نمی گیره و میگه کپی رو خودتون بیارین، ما هم رفتیم هشت یورو پول نازنینو دادیم اون همه کپی گرفتیم!

 

بعد که اومدیم، تو راه همسر گف خب چه کاری بود ما گفتیم از فلان مدرک فقط دو سری کپی بگیره؟ اون که براش فرقی نمی کرد هر بار ما دو تا برگه رو به هم منگنه کنیم یا سه تا رو؟ زنگ بزنیم بگیم اون مدرکم قاطی همه ی سایر مدرکا بکنه. زنگ زدم، خانومه گف همه ی کارا انجام شده، الان نمی تونیم تغییرش بدیم.

از قبل هم گفته بود ساعت 2.5 می تونیم بریم مدرکا رو بگیریم. اون موقع ساعت هنوز بیست دقیقه به یک اینا بود و ما داشتیم برمی گشتیم خونه. آخه گفت از 2.5 به بعد می تونیم بریم بگیریم و اونا تا شیش بازن. منم گفتم بریم خونه ناهار بخوریم، بعد من برمی گردم می گیرم برگه ها رو. لازم نیست همسر بیاد. آخه هر دفعه باید بلیت بخره!

این شد که برگشتیم خونه و ناهار درست کردیم و خوردیم و من برگشتم رفتم برگه ها رو گرفتم اومدم. با خودم پوشه هم نبرده بودم، هوا هم بارونی بود، مجبور شدم لای کاپشنم قایمشون کنم که خیس نشن.

حالا الان داریم حسرت این پولایی رو می خوریم که هی قلمبه قلمبه از جیبمون پرواز می کنن چشمک.

---

چرا همسر نمی تونست واسه گرفتن کپی ها با من بیاد؟

چون وقتی شما بلیتی برای یه مقصد خاص می خرین، مثلا ایستگاه X، بلیت شما تا یه ساعت یا یه ساعت و نیم (تو شهر ما یه ساعت و نیم)، در همون جهت معتبره. یعنی اگه مبدا شما Y بوده و مقصدی که براش بلیت خریدین X بوده، اون بلیت در مسیر Y به X به مدت یه ساعت و نیم معتبره اما در مسیر برعکس خیر. به عبارت دیگه شما حق ندارین با اون بلیت از یه ایستگاه دو بار رد بشین.

حالا این وسط شما حق دارین از قطار یا اتوبوس پیاده بشین، برین خریدتونو بکنین، برگردین، دوباره در همون جهت Y به X سوار اتوبوس بشین و ادامه بدین. فقط مهم اینه که قبل از تموم شدن 1.5 ساعت، شما باید به مقصدتون رسیده باشین.

حالا مشکل ما این بود که ایستگاهی که نزدیک مرکز کپی بود، توی جهتی عمود بر جهت حرکت قطار ما بود. واسه همین، همسر که بلیتش برای مقصد خاصی بود نمی تونست تو اون جهت بیاد. چون لازمه ای این کار این بود که ما تو ایستگاه Z پیاده بشیم، یه قطار دیگه سوار بشیم، در یه جهت دیگه یه ایستگاه بریم و برگردیم. خب این دو تا اشکال داشت. اول جهت حرکت همسر کلا عوض میشد و دیگه بلیتش معتبر نبود. دوم اینکه حتی اگه جهتش هم درست بود، برگشت دوباره به ایستگاه Z امکان پذیر نبود. چون از یه ایستگاه دو بار رد شده بودیم و این خلاف قانون بود.

این جوری بود که همسر مجبور شد تو همون ایستگاه بمونه، من برم کپی بگیرم و برگردم لبخند.

---

امروز خیلی هم از اینکه این پول قلمبه از جیبمون رفت ناراحت نشدم، آخه ما بیمه مون TK ه. هر سال، آخر سال TK حساب و کتاب می کنه و اگه مشتری کم مریضی ای بوده باشین، یه مبلغی رو بهتون برمی گردونه. امروز برامون یه چک به مبلغ 80 یورو اومد. جایزه ی مریض نشدنمون بود چشمک. یعنی خدا رو شکر تقریبا یه مبلغی از پولی که امروز خرج کردیم برگشت سر جاش لبخند.

 

[ ۱۳٩۳/٩/٢٦ ] [ ٧:٢٧ ‎ب.ظ ] [ دختر معمولی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

من یه دختر معمولی هستم که با همسرم توی یه شهر کوچیک آلمان یه زندگی دانشجویی خیلی معمولی داریم و اینجا میخوام همین روزای ساده ولی قشنگ زندگیمونو ثبت کنم. البته زندگی ما هم مثل همه ی زندگی ها فراز و نشیب های زیادی داشته و داره ولی داشتن این فراز و نشیب ها خودش معمولیه! -------------------------------------------------- اگر سوالی در مورد پذیرش توی آلمان داشتین، اول از همه لطفا به سایت اپلای ابرود دات ارگ مراجعه کنید. ----------------------------------------------- اگه نتونستید جواب سوالاتونو بگیرین، من تا جایی که بتونم بهتون کمک می کنم، ولی ازتون خواهش می کنم، سوالاتون رو فقط و فقط توی پست "از من بپرسید" که تنها پست توی برچسب "از من بپرسید" هست، بپرسید، یعنی این آدرس: http://mamooli.persianblog.ir/post/524/ در غیر این صورت به احتمال زیاد جواب داده نمیشه. ------------------------------------------------ اگه رمز می خواین، بگین. -------------------------------------------------- اگه با من کار دارین، به این آدرس ایمیل بزنین: mamooli_persianblog@yahoo.com
نويسندگان
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
امکانات وب