همسر یه سری دوست مشهدی داشت تو شهر قبلی که بود. منم که چند بار رفته بودم اونجا دوستاشو دیده بودم. یکیشون خییییییلی مشهدی حرف می زنه. اتفاقا خیلی هم پسر خوش مشرب و خوش صحبتیه.

امروز کاری داشت، به همسر گفت بیا اسکایپ. همسر هم بدون گوشی داشت باهاش صحبت می کرد. بعد از مدت هاااااااا من صداشو شنیدم. همین که شروع کرد به صحبت، اصلا دلم پررررر کشید ایران.

اینجا همه ی ایرانی هایی که میان با لهجه ی معیار حرف می زنن. من تا حالا مثلا هیچ اصفهانی ای ندیدم که اصفهانی حرف بزنه، یا شمالی ای که شمالی حرف بزنه. ولی این یه نفر عجیب مشهدی حرف می زنه.

حیف که نمیشه لهجه رو تو متن آورد، وگرنه خیلی دوست داشتم یه سری از جاهای بامزه ی لهجه ی مشهدیشو میذاشتم براتون لبخند.

--

حالا که بحث حرف زدن و لهجه و این چیزا شد، یه چیز دیگه هم بگم که خیلی بی ربط نیست. یه دوستی داریم متولد اینجاست، کلا هم اینجا بزرگ شده، ولی پدر و مادرش ایرانی ان و خیییییییلی خوب بهش فارسی یاد دادن. ولی خب هر از گاهی سوتی هایی میده.

رفته بودن ایران، همسر می خواست یه چیزی رو برامون بیارن. بهش گفت شماره تلفن ایرانتو بده که تو ایران بتونن باهات تماس بگیرن. تو وایبر زده شماره ی خونه اینه، دستی ام اینه!! "دستی" ترجمه ی تحت اللفظی Handy که آلمانی ها به موبایل می گن لبخند!

--

 امروز دهمین روزی بود که روزه داشتم.