بحثی که دیروز تو جلسه ی قرآن کردیم، خیلی گسترده بود و هر کس نظر خودشو می گفت. من نمی تونم تمام اونچه که گذشتو بگم، اما سعی می کنم قسمت های مهمشو بگم.

آیه هایی که خوندیم از 48 تا 54 بقره بود. خیلی هاش بحث زیادی نمیشد روش کرد. بحث برانگیز ترین آیه، همون آیه ی 48 بود که راجع به این صحبت می کرد که برای فلان کسان، شفاعتی در روز قیامت قبول نمی شه.

حالا بحث این بود که شفاعت یعنی چی و شفیع شدن به چه معنیه؟

معنی لغوی شفع، جفت شدن یا یکی شدن با چیزی یا کسی برای دست یابی آسانتر به هدفی یا به عبارتی هم افزایی هست. بین عرب اون زمان، این سنت وجود داشته که وقتی کسی نمی تونسته مثلا قرضشو ادا کنه، یه نفر می اومده شفیعش می شده، نه به این معنی که حالا که من شفیعش شدم پس قرضشو ببخشین. نه. یعنی از مال من بردارین و در واقع مال اون فرد رو ضمیمه ی مال خودش می کرده و می گفته مال ما دو نفر یکی هست، پس شما قرضتونو می تونین از مال من بردارین.

حالا آیا شفاعت همه جا جواب میده یا نه، بحثی بود که خییییییلی گسترده شد و ساعت ها راجع بهش بحث کردیم. بعضی دوستان معتقد بودن شرایط خاص خودشو داره شفیع شدن و قبول شدن شفاعت و قرآن بعضی جاها اصلا نمی پذیره، بعضی جاها می پذیره.

اما برای کی پذیرفته میشه؟ شفاعت کلا مال اصحاب یمین هست، یعنی کسایی که بهشتی هستن. یعنی این طوری نیست که مثلا پیامبر بیاد شفیع کسی بشه، طرفو از جهنم در آره، ببره تو بهشت. طرف خودش از قبل شرایط خوبی داره و بالقوه بهشتیه، حالا یه کمی با شفاعت می تونه جاشو تغییر بده و بالاتر بره.

--

این خلاصه ی اون همه بحث بود که می شد نوشتش خنثی.

--

اما یه حدیثی رو هم یکی از بچه ها گفتن که قبلا شنیده بودم، ولی چون یادآوری خیلی مهمی بود، اینجا می نویسم برای شما:

دو چیزو هیچ وقت فراموش نکن: خدا و مرگ

دو چیز رو همیشه فراموش کن: بدی ای که کسی به تو کرد، خوبی ای که تو به کسی کردی.