دیشب که رفتیم خرید، همسر یه بسته سیب زمینی آماده (آماده که چه عرض کنم، از خامم اون ور تر بود!!) برداشت که به عنوان شام بخوریم. آوردیم گذاشتیم تو فر، فک کنم از نیم ساعت هم بیشتر تو فر بود، آخرشم خوب نپخت! به هر حال هرچی بود با سس خوردیم. احساس کردیم تو مک دونالدیم چشمک.

یه کمی از سیب زمینی ها موند که سرخ نکردیم اصلا و همسر گذاشتشون رو لبه ی بیرونی پنجره (یخچال طبیعی داره خونمون چشمک).

برای ناهار امروز، یه کمی مرغ که از پریروز مونده بودو پختم، گفتم یه کمی هم از سیب زمینی های باقی مونده سرخ می کنیم، می خوریم دیگه. اگه گوشتش هم کم بود اشکالی نداره.

سیب زمینی ها که دوباره یه ساعت طول کشید تا بپزه!! یعنی مطمئن اگه خودم سیب زمینی پوست کنده بودم زودتر سرخ میشد. نمی دونم اینا چطوری نیم پز می کنن که بیشتر طول می کشه پختش؟!سوال

گازای اینجا که قبلا بهتون گفتم برقیه! مال ما بیشترین درجه اش 3 ه. منم برای اینکه سیب زمینی ها یه تکونی بخورن، اولش گذاشتم رو سه. یه پنج دقیقه بعد، همسر داشت می رفت بیرون از اتاق، بهش گفتم لطفا سیب زمینی ها رو بذار رو 2. گذاشت و اومد. یه ربع بعد دوباره رفت بیرون، سیب زمینی ها رم هم زد، اومد. تا درو باز کرد، بوی سوختنی اومد. می گم سوخت؟ میگه نه! گفتم مطمئنی؟ میگه آره بابا. هنوز کار داره.

دیدم خب بود میاد!! پا شدم رفتم دیدم همسر اون یکی شعله رو (که رو 1.5 بوده) گذاشته رو دو خنثی.

در برنجو ورداشتم دیدم نه تنها کفش سوخته و کناراش هم سوخته، بلکه سوختگی به روی برنجا هم رسیده و رنگشون کدر و بعضی هاش زرد شده! یه جوری بود که درشو وا کردم مجبور شدیم پنجره رو باز کنیم از بس دود داشت، گفتیم الانه که این حسگر دود صدا بده!

من نمی دونم همسر چطوی پای همون گاز وایستاده، سیب زمینی ها رو هم زده، اصلا هم متوجه نشده اون یکی غذا داره می سوزه!! میگن مردا در یه لحظه فقط یه کار انجام میدن، ولی دیگه در این حد؟چشمک