دیروز دیگه بقیه ی اون نکته هامو ننوشتم که خیلی خسته نشین!

دیروز برای اولین بار توجهمه جلب شد به دو تا هشدار که روی در کابینت نوشته بودن. دو تا کاغذ بود که زده بودن که این کارا رو نکنین، جریمه داره، فک کنم 200 یا 500 یورو بود جریمه اش. یکیش که یه کار معمولی و معقولی بود که یادم نیست چی بود (ولی چیزی مثلا در حد سیگار کشیدن بود)، ولی اون یکیش durian بود! عکسشم زده بود، یه میوه بود. سرچ هم کردم دقیقا یه میوه است. نفهمیدم چرا این میوه ممنوعه تو دانشکده!! آیا مواد مخدر داره توش؟ سوالنیشخند چیز خاصی داره؟ شما می دونین؟

--

روی اون یکی در کابینت، عکس بچه هایی که امسال به دنیا اومدنو گذاشتن. یکیش بچه ی استادمه. امروز دقت کردم دیدم وقتی به دنیا اومده قدش 54 سانت بوده!! ماشاءالله! تو ایران نرمال قد بچه 50 سانته!

--

صبح که می خواستم با قطار برم، وقتی سوار شدم خیلی اذیت شدم تا یه جا پیدا کردم برا نشستن. قطار با یه ربع تاخیر اومد و کلی شلوغ شده بود ایستگاه. تازه من فهمیدم که همیشه چه عده ی کثیری داشتن از قطارا جا می موندن نیشخند (البته احتمالا خیلی ها به دلیل تغییر کردن کانکشناشون مجبور شدن قطار ما رو بگیرن، وگرنه جا نمی موندن بیچاره ها چشمک). یکی دو تا صندلی جلوتر یه خانومی رو به روی من بود. چندین بار هی زیرچشمی منو نگاه کرد. یعنی من کاملا حس می کردم طرف داره وارسی می کنه مبادا من الان بمب در بیارم از کیفم!! بعد از چند دقیقه ای که دیگه منم مشغول خوندن کتاب شدم، فک کنم خیالش راحت شد که بمب گذار نیستم!!

--

اونارزیابی هم که غلط کار می کردو درست کردم! بعد از اجرای 1450 دقیقه و چند ثانیه ای، فهمیدم موفق شدم درستش کنم لبخند.