یه دختر معمولی با یه زندگی معمولی
 
قالب وبلاگ

 

امروز خیلی کارا قراره بکنم. دیروزم خیلی کارا انجام شد خدا رو شکر لبخند. البته مقاله مو دیروز نتونستم تموم کنم، چون هنوز نتیجه ها رو نداشتم. ولی بالاخره آخرین اجرای برنامه مو هم دیشب گذاشتم و امروز صبح نتیجه شو برداشتم.

البته هنوزم یه سری اجراهای خورده ریزه مونده!! ولی خب به هر حال می خوام الان مقاله مو کامل کنم، بعد اونا رو هم کم کم اجرا کنم که ان شاءالله دوشنبه مقاله ی کاملو بدم به استاد.

اون مقاله ای که دوستم برام فرستاده بود که ترجمه کرده بودو بالاخره دیشب براش تموم کردم. هی بهش می گفتم یه تاریخی برای من تعیین کن، بگو تا کی می خوای؟ هی می گفت راحت باش، هر وقت وقت کردی تموم کن، عجله ای نیست! منم که عادت ندارم بدون ددلاین و چماق کار کنم، کار بیچاره رو هی می انداختم عقب نیشخند. البته نه اینکه اصلا انجام ندما، ولی خب هر دو روزی یکی دو صفحه از ترجمه شو براش می فرستادم.

طفلکی کلی زحمت کشیده بود انگلیسیش کرده بود، ولی انگلیسیش انقد غلط غلوط بود که من کلا نخوندم خیلی جاهای انگلیسیشو، فقط خودم انگلیسیشو نوشتم، بعد اون قسمت انگلیسی اولیه رو (که دوستم نوشته بود)، پاک کردم!

البته من از اولم بهش گفتم من خودم انگلیسی کنم از اول زودتر میشه، گفت نه تا جایی که بتونم خودم انجام میدم. البته این ربطی به انگلیسی ضعیف یا قوی نداره ها. کلا هر کسی بیان خودشو داره. فک کن انشای یه نفرو بهت بدن، بگن کاملش کن!!

خلاصه، دیشب کار اونو براش فرستادم ساعت 11.5 شب لبخند. خیالم راحت شد. برنامه هامم که همه شون اجرا شدن.

--

این مقاله ای که دارم می نویسم خیلی جالب شده. ما خودمونو کشتیم که بگیم الف می تونه ب رو بهبود بده. حالا نتیجه ها ثابت کرده بهبودی که ب روی الف داره به مراتب بیشتر از بهبودیه که الف روی ب داره خنثی.

حالا بیا و توجیه کن چرا این جوریه؟!! آخ

--

دیروز نشد بریم عینکمو بگیریم. انقد کار داشتم من (و البته همسر) که نشد بریم. امروز عصر دیگه ان شاءالله می ریم نیشخند.

--

بلیت دانشجوییمو هم باید برم تمدید کنم. قبلش باید برم کارت دانشجوییمو بزنم تو یه دستگاهی که تو سلف هست. هر ترم باید این کارو بکنیم. اون دستگاه پشت کارتم برام می نویسه فوریه ی 2015 تا آگوست 2015 (یعنی این کارت تا آخر این ترم معتبره). بعد که کارتم پشت نویسیش به روز شد، می تونم برم از دکه ی بلیت فروشی مرکز شهر یا از ایستگاه مرکزی قطار، بلیت دانشجوییمو برای این ترم بخرم لبخند.

 

[ ۱۳٩۳/۱۱/٢٤ ] [ ۱۱:٢٤ ‎ق.ظ ] [ دختر معمولی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

من یه دختر معمولی هستم که با همسرم توی یه شهر کوچیک آلمان یه زندگی دانشجویی خیلی معمولی داریم و اینجا میخوام همین روزای ساده ولی قشنگ زندگیمونو ثبت کنم. البته زندگی ما هم مثل همه ی زندگی ها فراز و نشیب های زیادی داشته و داره ولی داشتن این فراز و نشیب ها خودش معمولیه! -------------------------------------------------- اگر سوالی در مورد پذیرش توی آلمان داشتین، اول از همه لطفا به سایت اپلای ابرود دات ارگ مراجعه کنید. ----------------------------------------------- اگه نتونستید جواب سوالاتونو بگیرین، من تا جایی که بتونم بهتون کمک می کنم، ولی ازتون خواهش می کنم، سوالاتون رو فقط و فقط توی پست "از من بپرسید" که تنها پست توی برچسب "از من بپرسید" هست، بپرسید، یعنی این آدرس: http://mamooli.persianblog.ir/post/524/ در غیر این صورت به احتمال زیاد جواب داده نمیشه. ------------------------------------------------ اگه رمز می خواین، بگین. -------------------------------------------------- اگه با من کار دارین، به این آدرس ایمیل بزنین: mamooli_persianblog@yahoo.com
نويسندگان
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
امکانات وب