در ادامه ی کتاب اخلاق ناصری، راجع به اینکه چطور وقتی نقطه ی دقیق یه فضیلت رو بلد نیستیم، باید رفتار کنیم توضیح داده.

به نظرم اومد بد نیست اینا رو به شما هم بگم. چون میتونه تصور فضیلت و رذیلت رو شفاف تر کنه. لبخند.

مثل میگه: "سخا با آنکه وسط است میان اسراف و بخل، زیادت درو به احتیاط نزدیکتر از نقصان".

در مورد عدالت هم میگه: "تفضّل، عدالت است و زیادت، و متفضل عادلی است محتاط در عدالت و سیرت او آن بود که در نافع خود را کمتر دهد و دیگران را بیشتر، و در ضار خود را بیشتر دهد و دیگران را کمتر ... و معلوم شد که تفضّل از عدات شریفتر است از آن جهت که مبالغت است در عدالت، نه از آن جهت که خارجست از عدالت".

--

قسمت اول که معلوم بود دیگه. سخاوتمندی صفت خوبیه و میانه ی اسراف و بخله. درسته که آدم نباید به اسراف کشیده بشه و نباید هم به بخل کشیده بشه، اما اگه می خواین جانب احتیاطو نگه دارین، بهتره به اسراف نزدیک تر باشین.

در مورد قسمت دوم هم که بازم فکر می کنم واضحه. میگه یه صفتی هست به اسم تفضل که آدم اگه اونو داشته باشه از عدالت هم بهتره. یعنی کسی که موقع برقراری عدالت، برای اینکه مطمئن باشه حق طرفو ادا کرده، به خودش یه خورده کمتر میده و به طرف مقابلش یه مقدار بیشتر و وقتی ضرری رو باید تقسیم کنه ضرر بیشتر رو متوجه خودش می کنه و برای طرفش ضرر کمتری در نظر می گیره.

اما جمله ی آخرش به نظرم خیلی جمله ی قشنگیه، شما اگه این کارو بکنین، از عدالت خارج نشدین، یعنی وارد فضیلت دیگه ای نمیشین، این خودش یه مرتبه ای از فضیلت عدالت حساب میشه لبخند.