امروز داشتم راجع به همین یلدای پارسال با همسر صحبت می کردم، یهو یاد خاطرات خوبش افتادم. من اون عکسایی که پارسال گرفتیم توی شب یلدا رو ندارم، خونه ی دوستم هم که اصلا عکسی نگرفتیم.

داشتم به این فکر می کردم کاش می شد آدم وقتی یه تصویری میاد توی ذهنش بتونه ازش عکس بگیره! ولی بعد دیدم مغز آدم کلا سکیوریتیش خیلی بالاست، کلا حتی علم الان نمی تونه بگه یه نفر الان داره به چی فکر می کنه، یعنی از روی مثلا فرکانس های مغزش اصلا متوجه نمیشن که داره به چی فکر می کنه، نهایتش متوجه میشن که الان داره یه تصویرو پردازش می کنه یا یه متن علمی رو یا یه چیزی توی این مایه ها.

حالا فکر کن برای اینکه بخواد عکس بگیره از چیزی که داری راجع بهش فکر می کنی، باید حتی بتونه وضوح تصویر تک تک پیکسل های اون عکسو حساب کنه!!! یا اینکه مثلا هر پیکسل اون تصویر باید چه رنگی باشه....

اووووووووووه چقدر علم دنیا عقب مونده است، کاش میشد این تصویرا رو از ذهن کشید بیرون و هر روز نگاهشون کرد، یا حداقل کاش می شد بعضی چیزا رو توی حافظه جاوادنه کرد.