امروز قراره آش درست کنیم. این اتفاق انقد مهمه که باید اینجا ثبتش کنم نیشخند.

دیروز عصری که همسر اومد دیدم کشک خریده، اونم کشک سمیه لبخند. چند وقتی بود همه اش همسر می گفت آش درست کنیم، هی من می گفتم کشک نداریم، نمیشه. آخه تو خونه ی ما آشا همیشه کشک داشتن (یا آش ماست بودن که اون بحثش جداست!) ولی ما آش بدون کشک اصلا نداریم. خیلی های دیگه رو دیدم همون آش کشک ما رو بدون کشک درست می کنن، ولی تو خونه ی ما اصلا فقط دو نوع آش داریم، آش ماستی، آش کشک. نمیشه آش کشک درست کنیم بدون کشک که!

خلاصه، بالاخره همسر کشک خرید، ما هم دیشب لوبیا و نخودمونو آب گذاشتیم که امروز آش درست کنیم باهاش لبخند.