تازه فهمیدم روش دومی که استاد پیشنهاد داده، دگرگفتی از روشی هست که خودم قبل از نوشتن مقاله بهش پیشنهاد دادم و اون دوباره حرف خودشو زد خنثی.

یاد یه ضرب المثلی افتادم که مامانم زیاد به کار می برد، وقتی بچه بودم. خیلی وقتا اختلاف نظرای همین طوری داشتیم. هر دومون در نهایت داشتیم یه چیز می گفتیم، ولی من اصرار داشتم که چیزی که خودم میگم درسته. مامانم همیشه می گفت خب چه فرقی داره کلاه رو سرت کنی یا سرتو تو کلاه کنی؟

حالا قضیه ی من و استاد همینه!

--

امروز عصر، ساعت 4 با دوستامون بیرون قرار داریم. فردا هم که قراره بریم جلسه ی قرآن یه شهر دیگه لبخند. یعنی انقد که برای آخر هفته هامون برنامه داریم، واسه خود هفته هامون نداریم!!