یه دختر معمولی با یه زندگی معمولی
 
قالب وبلاگ

 

دیروز مثلا سعی کردم هرچی مونده بودو بگم، آخرشم دو تا نکته جا موند!

اولیش اینکه روز شنبه که رفتیم دو تا از دوستامونو دیدیم، یکیشون یه جمله ای گفت که برام جالب بود. چیزی که هممون می دونیم، اما کمتر بهش توجه می کنیم. جالب بود که همون شب تو یه سریال دوباره مشابه همون جمله رو شنیدم. دیگه احساس کردم واقعا به این جمله نیاز داشتم که انقد هی دور و برم تکرار میشه!!

" آدما فقط به خاطر کارایی که کردن مسئول نیستن، گاهی وقتا به خاطر کارایی که نکردیم هم مسئولیم".

--

اون روز داشتم لپ تاپمو مرتب می کردم و فایل های بیخودی رو حذف می کردم، یه فایل خیلی باخودی دیدم! یه فایلی که توش چند تا صفت بدی که دارمو نوشتم. از جمله صفتام اینا بود:

حسود، دروغگو، بدبین، بداخلاق، خودکم بین، عیبجو، نارفیق، بدزبان، گریزان از جمع.

خودم باورم نمیشه یه روزی همه ی اینا رو داشتم (فایل مال سپتامبر 2012 بود). الان خیلی هاشو احساس می کنم ندارم ( یا حداقل به شدتی ندارم که بخوام این طوری لیستشون کنم!).

حالا سه تا حالت داره: یا من واقعا بهتر شدم، یا الان فقط اون مشکل بدبینی رو از بین بردم و خوش بین شدم و خودمو خوب می بینم!! یا از اول بعضی از این صفتا تو من نبوده، و من اون موقع فکر می کردم که دارم.

جالب ترین این موارد برام دروغگوئه. من واقعا حتی یادم نمیاد آخرین باری که دروغ گفتم کی بوده، نمی دونم چرا اون زمان این صفتو برای خودم نوشتم!

بعد از اون صفت نارفیق برام جالبه. من اصلا آدم منفعت طلبی نیستم که بخوام به خاطر منافع خودم با یکی تا نصف راه برم و بعد ولش کنم! نمی دونم اصلا علت این صفته چی بوده که نوشتمش!!

صفت حسود رو فکر می کنم اون زمان من معنی کلمه ها رو درست بلد نبودم. حسود نیستم، اما خیلی به دیگران غبطه می خورم (فکر می کنم فرقشونو می دونین، حسود یعنی کسی که از اینکه کسی چیزی رو داره ناراحته و مثلا اگه اون چیز از اون فرد گرفته بشه خوشحال میشه، اما کسی که به کسی غبطه می خوره، دلش نمی خواد چیزی که اون شخص داره ازش گرفته بشه، فقط دلش می خواد خودش هم اونو داشته باشه).

البته بعضی وقتا این غبطه خوردن خوبه، بعضی وقتا نه. خوباشو میذارم باشه، رو موارد بدش باید کار کنم!

در مورد بدبینی، هنوزم احساس می کنم یه کمی وجود داره، ولی خییییلی بهتر از قبلم، اینو مطمئنم لبخند. یه جوری که فکر می کنم در کل تو دسته ی خوش بین ها دسته بندی میشم چشمک.

بداخلاق: خیلی کلمه ی کلی ایه، نمی دونم اون زمان چی تو ذهنم بوده.

خودکم بین: در حالت عادی دچارش نیستم، اما مشکل اینه که همیشه عادت دارم خودمو با بهتر از خودم مقایسه می کنم، واسه همین همیشه احساس می کنم باید بهتر از اینی باشم که هستم!!

عیبجو: فکر می کنم الان دیگه نیستم لبخند.

بدزبان: فکر می کنم هیچ وقت بدزبون نبودم، اما از زبونم درست استفاده نمی کردم، الان دیگه کم کم یاد گرفتم اللسان جِرمه صغیر و جُرمه کبیر!

گریزان از جمع: همچنان این صفتو حفظ کردم! اما الان فکر می کنم بعضی جاها اتفاقا خیلی هم صفت خوبیه! تو بعضی جمع ها بهتره آدم اصلا نباشه!! ولی خب یه جاهایی هم باید درستش کنم، زیادی ترسو ام.

--

خدا رو شکر این فایله رو پیدا کردم، یه خود تحلیلی اجباری نصیبم شد چشمک!

--

هفده روز از روزه هام مونده.

[ ۱۳٩۳/۱٢/٢۸ ] [ ۱۱:٠٢ ‎ق.ظ ] [ دختر معمولی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

من یه دختر معمولی هستم که با همسرم توی یه شهر کوچیک آلمان یه زندگی دانشجویی خیلی معمولی داریم و اینجا میخوام همین روزای ساده ولی قشنگ زندگیمونو ثبت کنم. البته زندگی ما هم مثل همه ی زندگی ها فراز و نشیب های زیادی داشته و داره ولی داشتن این فراز و نشیب ها خودش معمولیه! -------------------------------------------------- اگر سوالی در مورد پذیرش توی آلمان داشتین، اول از همه لطفا به سایت اپلای ابرود دات ارگ مراجعه کنید. ----------------------------------------------- اگه نتونستید جواب سوالاتونو بگیرین، من تا جایی که بتونم بهتون کمک می کنم، ولی ازتون خواهش می کنم، سوالاتون رو فقط و فقط توی پست "از من بپرسید" که تنها پست توی برچسب "از من بپرسید" هست، بپرسید، یعنی این آدرس: http://mamooli.persianblog.ir/post/524/ در غیر این صورت به احتمال زیاد جواب داده نمیشه. ------------------------------------------------ اگه رمز می خواین، بگین. -------------------------------------------------- اگه با من کار دارین، به این آدرس ایمیل بزنین: mamooli_persianblog@yahoo.com
نويسندگان
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
امکانات وب