یه دختر معمولی با یه زندگی معمولی
 
قالب وبلاگ

 

آدم که نباید همیشه چیزای علمی یاد بگیره. گاهی هم چیزای دیگه یاد می گیره!

دیروز که دور سفره بودیم، همین دوست آلمانی داشت راجع به این صحبت می کرد که یه چند مدتی رو تعطیلات داشته که با خانواده اش بگذرونه. دقیقا یادم نیست چقدر و کجا؟ خانواده اش رفته بودن لندن یا اون آلمان بود. فقط فکر می کنم چند هفته ای یا یه ماهی رو فرصت داشت که با خانواده اش باشه.

می گفت تو یه سنی، بین 16 تا 18 سالگی، آدم دلش می خواد از خونه بزنه بیرون، دلش می خواد تنها باشه، دلش می خواد از خانواده اش دور بشه. ولی بعد که بزرگتر میشه، تازه می فهمه خانواده اش چه نعمتی بودن، اون وقت واقعا احساس می کنه چقدر دلش می خواد پیش خانواده اش باشه تعطیلاتشو.

فکر می کنم همه ی آدما این دوره رو تجربه می کنن لبخند.

--

برگشتنی داشتم تو اتوبوس با همسر صحبت می کردم. بهش می گفتم الان یه لحظه از بیرون نگاه کن به جمعمون. برامون خیلی عادیه با کسایی در ارتباط باشیم که مثلا دانشگاه آکسفورد درس می خونن، یا حتی کسایی که از بهترین دانشگاهای آمریکا فارغ التحصیل شدن.

ولی اگه از بیرون نگاه کنی، می بینی با چه آدمای خفنی در ارتباطیم! همیشه فکر می کردیم آدمای خفن از اول خفن بودن، یا آدمای غیرعادی ای هستن. ولی الان که باهاشون در ارتباطیم می بینیم اصلا این طوری نیست. اینا هم آدمای خیلی خیلی عادی ای هستن.

خیلی از آدمایی هم که الان باهاشون در ارتباطیم مطمئنا در آینده آدمای خفنی (یا حداقل نسبتا خفنی ) خواهند بود. بالاخره یا اینجا کار علمی می کنن و جزء دانشمندا* حساب میشن، یا تو ایران هیئت علمی جاهای خوب میشن (که بازم جزء خفن ها حساب میشن) . و به این فکر می کردم که بعدا (اگه رابطه مونو با این آدما حفظ کنیم ) خود به خود می افتیم تو جمع یه سری آدم خفن! و به این ترتیب این سوال من برای همیشه جواب داده شد که با خودم می گفتم چرا آدمای خفن همیشه با همن؟ چرا هیچ وقت تعداد زیادی آدم سطح پایین تر بینشون راه نداره (البته خدا رو شکر ما راه پیدا کردیم، از اون استثناءات هستیم لبخند)؟ ولی خب دیروز فهمیدم علتش این نیست که اونا کسی رو راه ندن، علتش اینه که اینا تو همین جمع ها بزرگ شدن از اول لبخند.

--

* وقتی شما دکترا رو تموم می کنین و بعدش وارد کار تحقیقاتی می شین، پوزیشن شما گاهی وقتا میشه پست داک و گاهی میشه Scientist. از اونجایی که Scientist رو تو فارسی دانشمند ترجمه می کنیم، باید بگم خیلی از همین ایرانی هایی که اینجا درسشون تموم میشه میرن دانشمند میشن!! میدونم که این عنوان از نظر ما ایرانی ها خیلی خفنه، اما واقعیت اینه که این عنوان به اون خفنی هم نیست و واقعا در همین حده که گفتم. پس اگه دیدین اون بالا گفتم به عنوان دانشمند، فکر نکنین منظورم اینه که میرن انیشتین میشن.

وقتی هم که می شنوین تو اخبار و اینا میگن دانشمندان (مثلا) دانشگاه ام آی تی موفق به کشف فلان شدند، دقیقا همین آدما رو میگن. نه آدمای خیلی عجیب و غریبی رو لبخند.

 

[ ۱۳٩٤/۱/۱٧ ] [ ۱٢:٢٩ ‎ب.ظ ] [ دختر معمولی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

من یه دختر معمولی هستم که با همسرم توی یه شهر کوچیک آلمان یه زندگی دانشجویی خیلی معمولی داریم و اینجا میخوام همین روزای ساده ولی قشنگ زندگیمونو ثبت کنم. البته زندگی ما هم مثل همه ی زندگی ها فراز و نشیب های زیادی داشته و داره ولی داشتن این فراز و نشیب ها خودش معمولیه! -------------------------------------------------- اگر سوالی در مورد پذیرش توی آلمان داشتین، اول از همه لطفا به سایت اپلای ابرود دات ارگ مراجعه کنید. ----------------------------------------------- اگه نتونستید جواب سوالاتونو بگیرین، من تا جایی که بتونم بهتون کمک می کنم، ولی ازتون خواهش می کنم، سوالاتون رو فقط و فقط توی پست "از من بپرسید" که تنها پست توی برچسب "از من بپرسید" هست، بپرسید، یعنی این آدرس: http://mamooli.persianblog.ir/post/524/ در غیر این صورت به احتمال زیاد جواب داده نمیشه. ------------------------------------------------ اگه رمز می خواین، بگین. -------------------------------------------------- اگه با من کار دارین، به این آدرس ایمیل بزنین: mamooli_persianblog@yahoo.com
نويسندگان
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
امکانات وب