چهارده روز دیگه از روزه هام مونده و من کم کم دارم نگران میشم نگران. چهارده روز خیلی زیاده، منم نمی تونم هر روز روزه بگیرم. تو بهترین حالت می تونم شیش هفت روز دیگه بگیرم.

آخه یه روز که میرم یه شهر دیگه نمی تونم بگیرم. آخر هفته ها رو به خاطر اینکه حق همسر ضایع نشه (و من هی نگم هیچ جا نمیام و هیچ چی نمی خورم چون روزه دارم) نمی گیرم. از اون چهار روزی که می مونه، هر روز که گفتم نمی تونم بگیرم، یه روز در میون که می گیرم میشه دو روز.

همین الانم ساعت 8:40 اذون مغربه. صبح هم که ساعت 5 اذونه. تازه اذون هم که هی داره میره اون ور تر. تو آلمانم که انگار کسی داره دنبال خورشید می دوه! دو دقیقه دو دقیقه اوقات شرعی تغییر می کنه.

ماه رمضون که برسه، تقریبا میشه ساعت 2 صبح تا 10 شب دوباره! امسال فک کنم ماه رمضون می افته تو طولانی ترین روزای سال.

--

چهارده روز از روزه هام مونده.