یه دختر معمولی با یه زندگی معمولی
 
قالب وبلاگ

 

دیروز یه نامه از اداره اقامت برای من اومد که باید سه تا مدرکو براشون بفرستم. یکیش فیش حقوقی آخرین سه ماهه. یکیش کپی کارت بیمه ام. من گواهی بیمه رو که خواسته بودن براشون فرستاده بودم. من نمی دونم این چه کاریه که یه سری چیزا رو نمی نویسن، بعد نامه می زنن که شما باید اینا رو بفرستین! خب از اول بگین.

دانشگاه ما این طوریه که برای هر ماه به آدم فیش حقوقی نمیده. فقط هر وقت حقوق آدم تغییر می کنه فیش میده. منم اتفاقا در سه چهار ماه اخیر هیچ فیشی دریافت نکردم.

در ضمن، از اونجایی که دانشگاه دومم یه شهر دیگه است. منشیمون هر وقت فیش حقوقیم میاد، برام میذاره توی باکس خودم. منم این دفعه که رفته بودم اصلا یادم رفت باکسمو نگاه کنم. اتفاقا احتمالا این ماه فیش داشتم، آخه حقوقم تغییر کرده بود.

ولی به هر حال از منشیمون پرسیدم، گفتم اینا از من همچین چیزی خواستن. گفت مهم نیست که حتما سه ماه اخیرت باشه. همونی که داری رو بفرست. منم بهشون ایمیل می زنم، میگم که این دانشگاه فقط وقتی حقوق آدم عوض بشه فیش می زنه.

حالا جالبه که من الان شهرمو عوض کردم، یعنی یه جای دیگه برای ویزا درخواست دادم. فک کنم اون به همون ایمیل قبلی که از شهر قبلی داشته ایمیل زده نیشخند.

--

از قدیم گفتن به آدم هر چقدر وقت بدن، کارو تو همون مدت تموم می کنه! منشیمون می خواد از هفته ی بعد بره مرخصی تا سه هفته. بهم گفت مدارک مسافرت آمریکاتو اگه زودتر به من بدی تو همین هفته خیلی خوبه، تا من برسم بررسیشون کنم و بدم به اون قسمتی از دانشگاه که هزینه ها رو پس میده.

منم سه شنبه که رفته بودم دانشگاه نشستم تمام مدارکمو مرتب کردم، یه عالمه چیزمیزو پرینت گرفتم. یه عالمه هی اشتباه کردم، اشتباه پرینت گرفتم، اشتباهی جایی که منشی دانشکده باید امضا می کردو امضا کردم به جای قسمت متقاضی!!، خلاصه هزار بار هی دو طبقه رفتم بالا، پرینتامو برداشتم، باز اومدم دوباره پرینت گرفتم!

در نهایت هم تمام مدارکمو شماره گذاری کردم، مرتب و به ترتیب گذاشتم توی یه پاکت، بردم دادم به یه منشی دیگه. آخه منشی خودمون سه شنبه ها کلا نیست. دادم به یه منشی دیگه، گفتم میشه اینو بدین به فلانی؟ گفت باشه. البته ذکر کنم که دو بار اسم طرفو گفتم، نفهمید، آخرش روی پاکتمو نگاه کرد، گفت آها خانوم فلانی نیشخند. حالا جالب اینه که اسم طرف نه اُی اوملات داشت، نه اوی امولات داشت، نه هیچ حرف عجیب و غریب دیگه ای! همچین لهجه ای داریم ما چشمک.

البته نکته ی جالب ترش این بود که من این منشی رو فقط هر از گاهی تو راهرو می دیدم، اونم ترم پیش که اتاقم طبقه دوم بود. ولی وقتی رفتم تو اتاقش، تا درو باز کردم گفت سلام خانوم فلانی! اصلا به ذهنم خطور نمی کرد اینا حتی وقتی من فامیلمو بهشون بگم بتونن تلفظ کنن، چه برسه به اینکه حفظ هم کرده باشن. باریک الله به همچین منشی فعالی چشمکلبخند.

--

یکی از مدارکی که مسلما برای پس گرفتن پول کنفرانس لازم داشتم، پرینت ثبت نام کنفرانس بود. تاییدیه اش که برام ایمیل شده بودو مدت ها قبل پرینت گرفته بودم و قاطی مدارکم بود.

وقتی رفتیم کنفرانس، اونا یه برگه ی کارت مانند مثلا پونزده سانت در بیست سانت بهمون دادن که روش هزینه های پرداخت شده برای کنفرانسو نوشته بود و امضا هم کرده بود. یعنی در واقع اصل بود. گفتن اینو بعدا برای پس گرفتن پولاتون لازم دارین.

دیروز که داشتم مدارکمو مرتب می کردم، گفتم چه کاریه دو صفحه برگه ی پرینت شده رو که تازه فقط پرینت ایمیله بذارم تو مدارک، اونا رو انداختم سطل آشغال، همون برگه ی کارت مانندو گذاشتم قاطی مدارک. حالا منشی ایمیل زده لطفا تاییدیه ی ثبت نام کنفرانسو بفرست خنثی.

یه نکته ی دیگه هم که برام نوشته بود و خیلی برام مفید بود واقعا این بود که وقتی مدارکی که داری اندازه شون کوچیک تر از یه برگه ی آ چهاره، بچسبونشون روی یه برگه ی آ چهار. واقعا ایده ی خوبی بود. یه عالمه رسید پنج سانت در پنج سانت داشتم نیشخند. آخه مثلا تاکسی که سوار می شدی، فقط یه کارت کوچیک بود که روش قیمت می نوشت و امضا می کرد بهت میداد.

فک کنم بیچاره همه رو خودش انجام داده. آخه تو ایمیلش نوشته بود اینا رو برای دفعه های بعد بهت میگم.

یه چیز دیگه هم که یادم داد این بود که تو فرم پرسیده بود تاریخ شروع مسافرت کی بوده (یا یه چیزی تو این مایه ها، عبارت دقیقش یادم نیست). همون موقع که اینو دیدیم در موردش با همسر بحث کردیم که الان چیو باید بنویسیم؟ آخه احتمال می دادیم که اونا اون تاریخو چک می کنن و هر رسیدی که تو همون بازه باشه، پولشو برمی گردونن. اما مطمئن نبودیم. گفتیم شاید هم دقیقا منظورش زمان کنفرانسه.

در نهایت من تاریخ پروازمو نوشتم. حالا منشی بهم ایمیل زده که این تاریخ شروع فرآینده. اولین کاری که برای رفتن به این کنفرانس کردی، تو چه تاریخی بوده؟ اون میشه تاریخ شروع کار، نه تاریخ شروع کنفرانس.

--

فردا ارائه دارم. طبق معمول استاد همچنان در حال کامنت دادنه. یکشنبه اینا بود که براش نسخه ی اولیه ی اسلایدا رو ایمیل کردم. فکر نمی کردم زیاد کامنت بذاره. آخه هرچی باشه همین دو هفته پیش تو کنفرانس ارائه دادم کارمو! ولی استاد گفت یه قسمت دیگه کلا باید به ارائه ام اضافه کنم. بعد هم یه سری کامنت های جزئی روی قسمت اول اسلایدام گذاشت. بعد هم بهم گفت حتما یه ارائه ی تمرینی داشته باش به صورت واقعی.

اون قسمتی که گفته بودو اضافه کردم و دوباره براش ایمیل کردم. بعدش هم به دو تا از بچه ها گفتم میشه بیاین من براتون ارائه بدم؟ نیشخند هر دوشون گفتن آره. ولی بعد یکیشون گفت که متاسفانه من باید استادمو ببینم تو اون ساعت، نمی تونم بیام.

امروز رفتم ارائه ی تمرینیمو دادم پیش دوستم و برگشتم. 38 دقیقه شد ارائه ام. یه سری هم دوستم بهم کامنت دادم که تا اومدم خونه اعمالشون کردم.

آخه تو راه دیدم استاد ایمیل زده که من سعی می کنم زود برات کامنت بذارم، ولی الان سرم شلوغه. منم می خواستم سریع نسخه ی جدیدو براش بفرستم و بگم پس رو این کامنت بذار. واسه همین سریع کامنتا رو اعمال کردم و دوباره برای استاد فرستادم.

برام ایمیل زده که من برات دوباره کامنت گذاشتم. رو قسمت اول یه کمی کامنت جزئی گذاشتم. اما قسمت دوم چون هنوز اولین باریه که کامنت میذارم یه عالمه کامنت گذاشتم. خودش هم از چند تا شکلک استفاده کرده بود تو ایمیلش. خودش می دونه چقدر هی گیر میده نیشخند.

منم براش درست کردم و فرستادم. تو ایمیلمم بهش گفتم، کامنت های فعلیتو اعمال کردم. منتظر راند بعدی کامنتا می مونم چشمک.

حالا ببینم باز چه کامنت هایی داره واسه اسلایدا لبخند.

[ ۱۳٩٤/٤/٤ ] [ ٩:٤۸ ‎ق.ظ ] [ دختر معمولی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

من یه دختر معمولی هستم که با همسرم توی یه شهر کوچیک آلمان یه زندگی دانشجویی خیلی معمولی داریم و اینجا میخوام همین روزای ساده ولی قشنگ زندگیمونو ثبت کنم. البته زندگی ما هم مثل همه ی زندگی ها فراز و نشیب های زیادی داشته و داره ولی داشتن این فراز و نشیب ها خودش معمولیه! -------------------------------------------------- اگر سوالی در مورد پذیرش توی آلمان داشتین، اول از همه لطفا به سایت اپلای ابرود دات ارگ مراجعه کنید. ----------------------------------------------- اگه نتونستید جواب سوالاتونو بگیرین، من تا جایی که بتونم بهتون کمک می کنم، ولی ازتون خواهش می کنم، سوالاتون رو فقط و فقط توی پست "از من بپرسید" که تنها پست توی برچسب "از من بپرسید" هست، بپرسید، یعنی این آدرس: http://mamooli.persianblog.ir/post/524/ در غیر این صورت به احتمال زیاد جواب داده نمیشه. ------------------------------------------------ اگه رمز می خواین، بگین. -------------------------------------------------- اگه با من کار دارین، به این آدرس ایمیل بزنین: mamooli_persianblog@yahoo.com
نويسندگان
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
امکانات وب