یه دختر معمولی با یه زندگی معمولی
 
قالب وبلاگ

 

روزامون همین طوری میاد و میره. اتفاق خاصی نمی افته.

امروز بعد از عمری تو آلمان زندگی کردن، گفتم بالاخره برم کلاس یه کم آلمانی یاد بگیرم نیشخند. رفتم کلاس بعد از ظهرو نشستم. میشه یه جلسه تمرینی رفت. معلمش یه معلم بسیار شق و رق و خشک بود. اومد تو کلاس، بهم گفت تو جدیدی، نه؟ گفتم آره. اسممو پرسید. بعد هم شروع کرد به درس و این حرفا دیگه.

انتظار داشتم وقتی کسی جدید میاد، همه خودشونو بهش معرفی کنن! ولی من مثل غریبه ها برای خودم نشسته بودم، بقیه هم که همدیگه رو می شناختن. اینجا معمولا این طوریه که یه کلاس که از سطح صفر شروع میشه، همون میره بالا. تک و توک وسطا به کلاس می پیوندن. ضمن اینکه معلم هم عوض نمیشه، یعنی یه معلم از سطح صفر با یه سری دانش آموز میره تا بالا. بعد دوباره میاد از صفر شروع می کنه، یه کلاس دیگه ورمیداره.

یادمه ایران که ما کلاس انگلیسی می رفتیم، این طوری بود که یه معلم تمام کلاسای یه سطحو درس می داد. اینجا اصلا این طوری نیست.

خلاصه، تا آخر کلاس من یخم وا نشد که بخوام صحبت کنم. سطح کلاسش نسبتا خوبه. حداقل برای من خوبه. می تونم بگم دانشم در حد بهتر از نصف کلاسه.

ولی یه خورده استرس داشتم، و هنوزم دارم. آخه من هیچ وقت کلاس نرفتم. این طوری یهویی از وسط یه کتاب شروع کردم، اونم از وسط یه کلاسی که بچه هاش با همن، یه کمی می ترسم. هرچند که سطحم از بچه ها پایین تر نیست. ولی من اصلا آکوزاتیو داتیو نمی دونم چیه! نه که ندونم چیه. ولی اصلا موقع حرف زدن به گرامر جمله ام فکر نمی کنم!! همیشه ام غلط غلوط حرف می زنم. ولی خب کم کم بر اساس تجربه جمله هامو درست کردم. بقیه اش هم که هنوز غلط غلوطه. گذاشتم تو کلاس درست شه نیشخند.

این قدر گرامری فک کردن برام سخته. یه دلیل اصلی ای که کلاس نرفتم هیچ وقت هم دقیقا همین بود.

یادمه کلاس زبان انگلیسی که تو ایران می رفتم، یه معلم بود که من خیلی دوسش داشتم و در واقع به عشق این معلمه می رفتم سر کلاس. حتی کلاس فشرده هم رفتم یه بار! فک کن آدم تابستون، هر روز بره کلاس انگلیسی! عصرا هم بشینه عین یه بچه ی دبستانی مشق بنویسه! ولی واقعا دوست داشتم.

علت اصلیشم این بود که این استاده (تا جایی که یادمه) از گرامر هیییییچ حرفی نمی زد. تا نمی پرسیدی چیزی رو تخته نمی نوشت. فقط می گفت repeat please! ما کلا گرامر انگلیسی رو با repeat please تو مخمون فرو کردیم رفت. هنوزم که هنوزه گرامرای انگلیسی رو نمی تونم برای کسی توضیح بدم. نهایتش اینه که از طرف می پرسم چی می خوای بگی؟ فارسیشو میگه، من انگلیسیشو میگم نیشخند.

در همین راستا یادم اومد که معلم زبان دبیرستانمم اینو فهمیده بود (ذکر و خیرشو که قبلا براتون گفتم دیگه چشمک). قبلا که بهتون گفته بود، اول خوب از بچه ها کلمه می پرسید، بعد هرچی رو هیش کی بلد نبود، از من و یکی دیگه می پرسید.

یادمه یه بار همین کارو با گرامر کرد. یه گرامر نسبتا سختی بود، از من پرسید. منم هی با تاخیر جواب میدادم. آخه اول جمله رو تو ذهنم می ساختم، بعد توضیح می دادم که خب فاعلش کجا میاد، فعلش کجا میاد! باز اون می گفت خب اگه مثلا قیدم بهش اضافه کنی چی؟ باز من اول جمله رو می ساختم تو ذهنم، با تاخیر بهش جواب می دادم. اونم زرنگ بود، سریع دستش اومد که من آدم گرامر مرامر نیستم نیشخند. دیگه تمام چهار سالی که من دانش آموزش بودم حتی یه بار از من گرامر نپرسید نیشخند.

حالا اینجا واقعا سختمه بخوام همه اش رو گرامر تاکید کنم. به نظرم آدم غلط غلوط حرف بزنه بهتر از اینه که یه ربع فک کنه بعد حرف بزنه!!

--

علی رغم اینکه معلم کلاسو زیاد دوست نداشتم، مجبورم کلاسو برم. چون با توجه به ساعت های بیکاری من، کلاس دیگه ای وجود نداره. البته بچه های بسیار گرم و مهربونی داره. امیدوارم جلسه ی بعد بیشتر بشناسمشون. البته برای اینکه بشناسمشون لازمه که بیان با من حرف بزنن. من اصولا اونقدر اجتماعی نیست که برم باهاشون حرف بزنم نیشخند.

--

معلممون خودش خارجیه و لهجه داره خنثی. فک کن آمد بیاد آلمان، آلمانی رو از یه خارجی یاد بگیره!!

--

یه خانوم و آقای مسن انگلیسی زبون داریم تو کلاس (البته فکر می کنم انگلیسی زبونن). خیلی بامزه صحبت می کنن، مخصوصا خانومه. آمریکا هم که رفته بودم، تو هواپیما خانومی که اطلاعاتو اعلام می کرد، مسلما به آلمانی هم می گفت همه چیو. آلمانیش خیلی توش ناز و ادا داشت!! اصلا مثل آلمانی خود آلمانی ها جدی نبود. این خانومه هم همین طوریه.

--

یه نفر هم داریم تو کلاس که یه خورده از بقیه ضعیف تره. فقط من نمی دونم چرا چیزی رو نمی فهمه نمی پرسه. یعنی منی که تازه وارد بودم هم چیزی رو که نمی فهمیدم می پرسیدم ولی اون که شاگرد قدیمی بود نمی پرسید!

--

دوست داشتم یکی دو نفر تو کلاس می داشتیم که کلا انگلیسی بلد نباشن. اون وقت آدم بیشتر مجبور میشه آلمانی صحبت کنه. ولی متاسفانه همه انگلیسی رو کامل بلدن! قبل و بعد کلاس کلا با هم انگلیسی حرف می زنن!

--

سه صفحه از تزمو به شکل هی تز واقعی نوشتم لبخند. یکی دو صفحه دیگه بهش اضافه می کنم، میشه فصل اول (مقدمه)، می دم به استاد. ببینم چند صد تا کامنت روش میذاره!

--

اولین باره به شکل جدی با لاتک کار می کنم. همیشه فکر می کردم خیلی سخت باشه. ولی الان فهمیدم خیلی آسونه. باید زودتر برم لاتکو تو رزومه ام اضافه کنم. الان دیگه بلدمش چشمک (با همین یه روز کار کردن دیگه ادعا می کنم بلدم لاتکو نیشخند). البته بیراه هم نمی گما. آخه تو همین یه روز کار کردن، تمام section و subsection درست کردن و رفرنس درست کردن و رفرنس دادن به شیوه های مختلف (شماره گذاری، با اسم، تو کروشه، تو پرانتز)، گذاشتن زیروند و بالاوند و هزار تا چیز دیگه رو یاد گرفتم. اصلا هم از ورد سخت تر نیست. فقط یه خورده کامپایل کردنش مسخره است.

هنوز سیستمش دستم نیومده. نرمالش اینه که وقتی یه رفرنسو درست می کنی، یه بار فایلو به عنوان خوندن رفرنس ها، بعد دوبار باید فایل اصلی رو اجرا کنی. اینکه چرا دوبار باید کامپایلش کنی رو هنوز نفهمیدم!!

حالا جالبش اینه که بعضی وقتا، وقتی چند تا رفرنسو با هم اضافه کردم، وقتی فقط یه بار کامپایل می کنم، فقط رفرنس اولو برام اضافه می کنه! منم که حوصله ندارم امتحان کنم چند بار باید کامپایل کنم، شصت بار می زنم که مطمئن شم الان دیگه تغییرات اعمال شده نیشخند.

خب برنامه رو یه جوری بنویسین آدم یه بار اجرا می کنه، همه ی تغییرات اعمال شه دیگه! طرف برنامه نویسیش در حد من بوده فک کنم چشمک.

--

راستی اگه روزه می گیرین، ما هم التماس دعا داریم لبخند، البته اگه نمی گیرین هم التماس دعای ما پا برجاست، گفته باشم چشمک.

 

[ ۱۳٩٤/٤/٩ ] [ ٩:٤٩ ‎ق.ظ ] [ دختر معمولی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

من یه دختر معمولی هستم که با همسرم توی یه شهر کوچیک آلمان یه زندگی دانشجویی خیلی معمولی داریم و اینجا میخوام همین روزای ساده ولی قشنگ زندگیمونو ثبت کنم. البته زندگی ما هم مثل همه ی زندگی ها فراز و نشیب های زیادی داشته و داره ولی داشتن این فراز و نشیب ها خودش معمولیه! -------------------------------------------------- اگر سوالی در مورد پذیرش توی آلمان داشتین، اول از همه لطفا به سایت اپلای ابرود دات ارگ مراجعه کنید. ----------------------------------------------- اگه نتونستید جواب سوالاتونو بگیرین، من تا جایی که بتونم بهتون کمک می کنم، ولی ازتون خواهش می کنم، سوالاتون رو فقط و فقط توی پست "از من بپرسید" که تنها پست توی برچسب "از من بپرسید" هست، بپرسید، یعنی این آدرس: http://mamooli.persianblog.ir/post/524/ در غیر این صورت به احتمال زیاد جواب داده نمیشه. ------------------------------------------------ اگه رمز می خواین، بگین. -------------------------------------------------- اگه با من کار دارین، به این آدرس ایمیل بزنین: mamooli_persianblog@yahoo.com
نويسندگان
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
امکانات وب