اون روز معلممون سر کلاس می گفت برای تولد 21 سالگی دخترش، براش یه بلیت خریدن برای یه مسافرت به مدت یه هفته به آمریکا، تنهایی.

--

برام خیلی جالب بود ایده اش. به نظرم خیلی خوبه که آدم به بچه اش این همه حس استقلال بده. و حتی بهتر از اون نه تنها حسشو بهش بده، بلکه ازش توقع هم داشته باشه که انقد بتونه گلیم خودشو از آب بکشه که تو 21 سالگی تنهایی بره یه کشور دیگه، اونم کشوری که زبونش فرق داره لبخند.

--

من این متنو تو برچسب فرهنگ آلمانی میذارم، اما مطمئن نیستم این کار درست باشه، شما به بزرگواری خودتون ببخشید اگه این طوره. چون با دیدن رفتار یه نفر نمیشه به راحتی به همه تعمیم داد.

ولی از اونجایی که برداشت من از کل زندگیم تو اینجا و برخورد داشتن با آدمای اینجا اینه که اینا خیلی مستقل تر از ما بار میان، میذارمش تو همون برچسب فرهنگ آلمانی، چون حدس می زنم که این تفکر مختص معلم ما نباشه.