این روزا که میرم کلاس، سرم از قبل شلوغ تره. واسه همین کمتر میام بنویسم.

اوضاع کلاسم رو به راهه خدا رو شکر. همه چی خوبه.

بعضی از بچه های کلاسمونو خیلی دوست دارم، بعضی هاشونو کمتر. ولی در کل کلاس خوبی داریم. معلممونم همچنان خوب و مهربونه لبخند.

--

امروز سر کلاس معلم یه برگه بهمون داد که روش چند تا موقعیت نوشته شده بود. گفته بود فرض کنین تو این موقعیت هایین، در موردشون (با یه ساختارهای گرامری خاصی) با هم صحبت کنین.

برای اینکه مشخص کنیم راجع به کدوم موضوع صحبت کنیم، باید تاس می انداختیم. هر دو نفر یه تاس داشتن.

یکی از موقعیت ها این بود که فرض کنین می خواین طرف موهاتونو کوتاه کنه!

هم گروهیم تاس انداخت، این موضوع اومد. صبر کردم اون سوال کنه، چون اون پسر بود. اونم گفت نوبت توئه سوال کنی. منم طبق ساختار باید با این جمله شروع می کردم که "میشه موهامو کوتاه کنی؟" جواب میده، نه، چون تو عربی خنثی! البته من متوجه منظورش شدم که منظورش این بود که چون تو روسری داری ولی خب جوابش خیلی جالب بود!

--

اون روز یکی از بچه های کلاس که روسه، با خودش روبل داشت، درآورد، نشون بچه ها داد. یکیش یه اسکانس بود که روش نوشته بود  100. بچه ها پرسیدن این چقدر میشه؟ گفت 1.5 یورو اینا. همه گفتن وااای صد تا روبل، میشه یه یورو؟

خدا رو شکر کردم کسی از من چیزی راجع به واحد پولمون نپرسید که بگم سی و سه چهار هزارتاش میشه یه یورو اوه.

--

همین پسری که بالا ذکر و خیرشو گفتم (همون که میگفت چون تو عربی!)، تمرینا رو جلو جلو حل کرده بود. طفلکی با ذوق و شوق به معلم گفت من اینا رو هم حل کردم. معلم زد تو ذوقش، گفت برا چی حل کردی؟ اون وقت وقتی بقیه حل می کنن، تو میخوای چیکار کنی؟ این همه تمرین تو قسمت های قبلی کتاب هست که تو نبودی (اونایی که مثل من و این پسره شروع کردن، از وسط کتاب شروع کردن). اونا رو انجام بده. نباید جلوتر از معلمت حل  کنی.

واقعا برام سوال شد، الان کار معلم درست بود یا نه؟ سوالاز طرفی حق داشت، راست می گفت، ولی خب از طرفی هم زد تو ذوق طرف دیگه. فک کنم اگه من جای این پسره بودم، شکست عشقی عمیقی می خوردم از این حرف معلم چشمکنیشخند.