یه دختر معمولی با یه زندگی معمولی
 
قالب وبلاگ

 

اول از همه تا یادم نرفته بگم اون نوشیدنی ای که اون روز همکلاسیمون آورده بود، اسمش پینا کولادا بود (Pina colada). اگه دوست دارین سرچ کنین و سعی کنین درستش کنین، شاید شما دوست داشته باشین لبخند.

--

یه عالمه زردآلو داشتیم که نزدیک بود خراب بشه. همسر زردآلود دوست نداره، منم تنهایی نمی تونستم همه شونو بخورم، مطمئنا قبلش خراب میشد. همسر گفت بیایم برگه شون کنیم، گفتم بذار باشه من می خورم، گفت نه، خراب میشه. گفت بذاریم تو فر با حرارت داغ برگه بشه. گذاشتیم، از زیرشون آب راه افتاد، داشتن مربا می شدن خنده.

بعد که دیدیم این طوری شد، همسر گفت بهشون شکر بزنم و بذارم تو آب بجوشه کلا مرباشون کنم. اما من ترجیح دادم همین طوری بریزیمشون سطل آشغال. آخه تو این فصل سال ما اصصصصلا کره نمی خوریم، قبلا تجربه بهم ثابت کرده درست کردن مربا تو این فصل از سال، یعنی گذاشتن مربا تو یخچال، کپک زدنش بعد از چند وقت و در نهایت هدر رفتن یه عالمه شکر و میوه ی مربا شده و انرژی صرف شده برای درست کردن مربا!

ولی خیلی دلم سوخت، حداقل اگه اون جوری درب و داغونشون نمی کردیم، تا چند روز دیگه بالاخره من نصفشو که خورده بودم که! کلی اسراف شد.

--

قبل از اینکه فاجعه ی بالا رخ بده، همسر میوه پوست کند و خورد کرد، از جمله دو تا زردآلو برای من. زردآلوهاش از اول که بی مزه بود. دیگه شل و ول هم شده بود، اصلا خوشمزه نبود. میگه از این هلوها بخور، گفتم بذار اول داروهامو بخورم! زردآلوها رو عین دارو اول می خوردم که بعدش روش یه چیز دیگه بخورم مزه اش بره خنثی. آخه اینم زردآلوئه این آلمانی ها دارن؟

واقعا طفلکی آلمانی ها از موهبت میوه ی خوشمزه کاملا بی بهره ان. همه ی میوه ها و سبزیجاتشون اصلاح نژادیه. میری فروشگاه می بینی بسته بندی کردن، تمام بسته ها روشون زده یه کیلو، همه شون هم مثلا شیش تا گوجه فرنگی دارن!

--

یکی از بچه ها از کل کلاس هایی که تا الان تشکیل شده، یعنی حدود سه هفته که میشه حدود 14 15 جلسه، فقط 5 جلسه رو حاضر بوده. معلم بهش گفت چرا بقیه شو نیومدی؟ گفت هفته ی پیش خواهرم اینا اومده بودن اینجا، این هفته نمی دونم کی کی اومده، هفته ی بعد مامانم اینا میان. معلم بهش میگه خب چرا این همه پول میدی وقتی نمی تونی بیای؟ میگه چون .... (یه چند ثانیه مکث)، من ( یه چند ثانیه مکث)، .... می تونم!!

اول من فک کردم منظورش اینه که با همون 5 جلسه اومدن و بقیه شو خودم خوندن می تونم به کلاس برسم، بعد دیدم یهو کلاس منفجر شد. معلوم شد منظورش اینه که پول دارم، می تونم، دلم می خواد (البته اون بیچاره مودبانه گفت ها!) خنده.

--

دو سه تا سیاه پوست تو کلاسمون داریم. یکیشون رنگش قهوه ای تیره است، ولی دو تاشون کلا مشکی پوستشون. خیلی برام جالب بود. تا الان هیچ وقت دو تا سیاه پوست با دو تا رنگ کاملا قابل تمایزو کنار هم ندیده بودم و راستش نمی دونستم سیاه پوستا هم رنگ پوستشون فرق داره با هم، همون طور که ما سفیدپوستا تو قسمت های مختلف دنیا، یا حتی همون ایران، رنگ پوستمون با هم فرق داره، گرچه هممون سفیدپوست حساب می شیم.

اون دوتایی که کاملا پوستشون مشکیه مال آفریقائن، اون یکی که رنگ پوستش روشن تره مال آمریکای مرکزیه. البته نمی دونم علت تفاوت رنگ پوستشون تفاوت محل زندگیشونه یا اونی که پوستش روشن تره دو رگه است. روم هم نمیشه ازشون بپرسم. به نظرتون اگه ازشون بپرسم زشته؟ سوال

--

از نظر بچه های کلاس من خیلی بزرگم! مخصوصا که از همه سابقه ی بیشتری تو بودن تو آلمان دارم. وقتی بهشون می گم سه چهار ساله اینجام، یه جور خاصی می گن سه سااااااله اینجایی؟!!

حتی امروز با بغل دستیم صحبت می کردم، می گفتم من کوچیک ترین بچه ی خونه مونم، باورش نمی شد! فک کنم فک می کرد امکان نداره کوچیک ترین بچه ی خونه 28 سالش باشه خنثی.

 

[ ۱۳٩٤/٥/٢٢ ] [ ۸:٠٩ ‎ق.ظ ] [ دختر معمولی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

من یه دختر معمولی هستم که با همسرم توی یه شهر کوچیک آلمان یه زندگی دانشجویی خیلی معمولی داریم و اینجا میخوام همین روزای ساده ولی قشنگ زندگیمونو ثبت کنم. البته زندگی ما هم مثل همه ی زندگی ها فراز و نشیب های زیادی داشته و داره ولی داشتن این فراز و نشیب ها خودش معمولیه! -------------------------------------------------- اگر سوالی در مورد پذیرش توی آلمان داشتین، اول از همه لطفا به سایت اپلای ابرود دات ارگ مراجعه کنید. ----------------------------------------------- اگه نتونستید جواب سوالاتونو بگیرین، من تا جایی که بتونم بهتون کمک می کنم، ولی ازتون خواهش می کنم، سوالاتون رو فقط و فقط توی پست "از من بپرسید" که تنها پست توی برچسب "از من بپرسید" هست، بپرسید، یعنی این آدرس: http://mamooli.persianblog.ir/post/524/ در غیر این صورت به احتمال زیاد جواب داده نمیشه. ------------------------------------------------ اگه رمز می خواین، بگین. -------------------------------------------------- اگه با من کار دارین، به این آدرس ایمیل بزنین: mamooli_persianblog@yahoo.com
نويسندگان
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
امکانات وب