یه دختر معمولی با یه زندگی معمولی
 
قالب وبلاگ

 

دوستامون هفته ی دیگه از این شهر میرن. کلا اسباب کشی می کنن یه شهر دیگه. ما هم دیروز یهویی بهشون گفتیم امروز ناهار بیان خونه ی ما.

از قضا دیروز هم قرار بود بریم خرید که نرفتیم، چون بارون می اومد.

بنابراین، از قبل بهشون اطلاع رسانی کردیم که چیز خاصی نمی تونیم درست کنیم، هیچی نداریم تو خونه نیشخند.

به این ترتیب صبح خیلی خانومانه، کله ی ظهر، ساعت هشت بیدار شدم، هیچ کار خاصی در راستای مهمونی نکردم (البته به جز تو آب گذاشتم چیزای لازم!) تاااا ساعت 10:30.

ده و نیم، بلند شدم گوشتا رو گذاشتم سرخ بشه تا برم سراغ درست کردن خورش قیمه. این وسط مسطا می خواستم شل کیک قهوه ای* هم درست کنم. از قبل به همسر گفته بودم که می خوام درست کنم، ربطی به مهمونی نداشت. با این که تا حالا درست نکرده بودم، ولی خیلی بد نشد. اتفاقا مشتریش هم شدم، گرچه مزه شو زیاد دوست ندارم. آخه درست کردنش خییییییییلی راحته. اول همه ی مواد خشکشو قاطی می کنی (آرد و پودر کاکائو و نمک و شکر)، خوب که با چنگالی چیزی هم زدی، یه لیوان روغن و یه لیوان آب میریزی و تموم. نهایتا هم باید نیم ساعت تو فر باشه، من نیم ساعت گذاشتم و کفش سوخت نیشخند. شما کمتر بذارین. خلاصه که به جرئت می گم آسون ترین کیکی بود که تا حالا درست کرده ام. آخه اصلا نگران خراب شدنش هم نیستی. قراره در نهایت توش نپزه و شل بمونه نیشخند. وقتی هم می بُریش، دور و برش کج و کوله میشه و اصلا هم مهم نیست، چون مدلش همینه.

من کلا فک می کنم این کیکو اول از همه آدمای ناشی اختراع کردن که کیکاشون خراب میشده نیشخند.

خلاصه، شل کیکو گذاشتم تو فر و اومدم سراغ بقیه ی کارا. از جمله خرد کردن سیب زمینی و سرخ کردنش و درست کردن سالاد. همه چیز داشت خوب پیش می رفت که متوجه شدیم یه چیزی یادمون رفته. میوه ی درست و حسابی که نداشتیم. از هفته ی قبل که یه عالمه مهمون داشتیم هنوز یه سری میوه بود. دیدیم قیافه هاشون ضایع است واسه گذاشتن جلوی مهمون، قرار شد سالاد میوه درست کنیم باهاشون. ولی خب یه کمی دیر بود.

هنوز تو گیر و دار درست کردن این سالاد میوه و سالاد معمولی بودیم که بچه ها در زدن. ده دقیقه زودتر از قرارمون بود. اگه اون ده دقیقه رو دیرتر می اومدن، ما هم کارامون به سامان بود چشمک. ولی خب دیگه، مهمونو که نمیشد گفت ده دقیقه بیرون وایستا نیشخند. همسر میوه های کج و کوله مونو برد تو اتاق، منم درو باز کردم و رفتم آماده شدم.

طبقه ی پایین بودن خونه علاوه بر تمام خوبی هایی که داره، این بدی رو هم داره که مهمون تا در میزنه، سه ثانیه بعد جلو در خونه است!

بقیه ی غذا رو جلوی چشم دوستامون درست کردیم! ولی اونا چون مشغول کیک خوردن بودن اصولا به چیز دیگه ای توجه نمی کردن لبخند. علی رغم نخور نخور، سیر میشی گفتن های من، دوستمون دو سه تیکه از شل کیکو خورد و نیمه سیر شد تا موقع غذا خوردن!

البته منم که اولین بارم بود درست می کردم، یه کمی خوردم ببینم چطوری شده. همسر هم همین طور نیشخند. کلا هیچ کدوممون نمی تونستیم صبر کنیم تا بعد از غذا چشمک.

بعد از کیک و یه کمی حرف زدن، رفتیم سراغ غذا خوردن. خورشو کشیدیم، آوردیم سر سفره، تازه فهمیدم لیمو نداره خنده ولی خب مهم نبود. بچه ها از خودمون بودن. ماست و آب میوه و کلا نوشیدنی هم که کلا نداشتیم به سلامتی. سالاد شیرازیمون هم که همه اش یه ذره بود. کلا خیلی مهمونیمون خودمونی شده بود! البته اینم بگم که اصولا من بدون ماست زندگیم نمیشه و حتی وقتی فقط خودمون هستیم هم ماست باید همیشه باشه!! این مهمونی از خودمونی هم اون ورتر بود.

مهمونیمون تا ساعت 4.5 اینا طول کشید. بعدش دیگه بچه ها رفتن که بقیه ی مراسم توکارتن گذاریشونو انجام بدن!

--

* کلمه ی شل کیک قهوه ای رو خودم برای کلمه ی انگلیسی brownie اختراع کردم. از اونجایی که دیدم وبلاگ ها و وبسایت های محترم فارسی، نه تنها از واژه ی براونی، بلکه از واژه ی "بیکد براونی" (!!!) استفاده می کنن برای این کیک، به نظرم اومد بهتره این وسط من در حد خودم تلاش کنم از به کار بدن این واژه ها- که به راحتی میشه براشون واژه ی فارسی پیدا کرد- اجتناب کنم.

پی نوشت: اگه قصد درست کردن این مدل کیکو دارین، توصیه می کنم از روی دستورهای انگلیسی درست کنین. ماشاءالله تو بعضی از نسخه های ایرانی یه عالمه چیز میز اضافه شده! نمی دونم چرا!

 

[ ۱۳٩٤/٦/۳٠ ] [ ۸:٢۱ ‎ق.ظ ] [ دختر معمولی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

من یه دختر معمولی هستم که با همسرم توی یه شهر کوچیک آلمان یه زندگی دانشجویی خیلی معمولی داریم و اینجا میخوام همین روزای ساده ولی قشنگ زندگیمونو ثبت کنم. البته زندگی ما هم مثل همه ی زندگی ها فراز و نشیب های زیادی داشته و داره ولی داشتن این فراز و نشیب ها خودش معمولیه! -------------------------------------------------- اگر سوالی در مورد پذیرش توی آلمان داشتین، اول از همه لطفا به سایت اپلای ابرود دات ارگ مراجعه کنید. ----------------------------------------------- اگه نتونستید جواب سوالاتونو بگیرین، من تا جایی که بتونم بهتون کمک می کنم، ولی ازتون خواهش می کنم، سوالاتون رو فقط و فقط توی پست "از من بپرسید" که تنها پست توی برچسب "از من بپرسید" هست، بپرسید، یعنی این آدرس: http://mamooli.persianblog.ir/post/524/ در غیر این صورت به احتمال زیاد جواب داده نمیشه. ------------------------------------------------ اگه رمز می خواین، بگین. -------------------------------------------------- اگه با من کار دارین، به این آدرس ایمیل بزنین: mamooli_persianblog@yahoo.com
نويسندگان
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
امکانات وب