یه دختر معمولی با یه زندگی معمولی
 
قالب وبلاگ

 

تقریبا از کلاسی که من دو ترم قبل شروع کردم هیچ کس نمونده، فقط یه پسر از کره ی جنوبی.

کلاس جدیدمون که از دوشنبه شروع شد، خیلی عالی بود. همه یه دست بودن. دیگه خبری از بچه های من من کنان نبود. یکی از بچه ها مال اندونزیه، یکی ایتالیاییه، یکی اسپانیایی. یه سری ها هم که مال دوره ی قبلیم.

امروز صبح سرما خورده بودم، یه کمی دیرتر رفتم. صبح که گلوم کلا بسته شده بود. احساس می کنم یه توپ چسبیده به سقف گلوم! همیشه این قسمت سمت راست بالای گلوم شدیدا مستعد مریض شدنه!! الانم دوباره گلوم درد می کنه. دیشب قبل از خواب یه قرص خوردم. من اصلا به صورت عادی اعتقادی به قرص خوردن ندارم. ترجیح میدم استراحت کنم، خودش خوب بشه. ولی دیشب واقعا حس می کردم تمااااام گلوم کاملا کیپ شده.

صبح بهتر بودم، فقط همون گوشه ی سمت راست بالا درد می کرد! خلاصه، تا من رسیدم سر کلاس، ساعت از نه هم گذشته بود. دیدم یه نفر جدید سر کلاسه.

حالا از قضا همین یه نفر چینیه و متاسفانه مثل تمام چینی های دیگه خیلی سطحش با بقیه فرق داره.

اون چینی دیگه که کل کلاسا رو اومده بود، درست یاد نگرفته بود. این بنده خدا که خودش نشسته به صورت خودجوش آلمانی یاد گرفته تو کشور خودش. دیروز رسیده آلمان، امروز اومده نشسته سر کلاس!! اونم با اعتماد به نفس بالا سر کلاسی که به جرئت می تونم بگم حداقل از نظر صحبت کردن سه سطح ازش پایین تره!

معلم تو زنگ تفریح صحبت کرده بود و از منشی پرسیده بود و خلاصه فعلا راهنماییش کرد که چون کلاس های دیگه الان پرن، یه هفته با ما بمونه. بعدش بره یه کلاس پایین تر.

به نظر من اینکه تو آلمان خیلی از این موسسات اجازه میدن هر کس هر سطحی دلش می خواد بشینه، اصلا خوب نیست. از این دختره می پرسیم کی اومدی آلمان، متوجه نمیشه! بهش میگیم رشته ات چیه؟ متوجه نمیشه. ازش می پرسیم درس می خونی یا کار می کنی؟ متوجه نمیشه!

اون دختر ایتالیایی که خیلی خوب حرف می زنه، تو مدرسه و یه کمی تو دانشگاه آلمانی خونده. یه مقداری هم چینی خونده. یه سال هم چین بوده برای همین چینی یاد گرفتن. آخرش اون بنده خدا با این دختره چینی صحبت کرد که چهار تا کلام راجع به این دختره بفهمیم، بالاخره بدونین اصلا کی هست و چیکاره است؟خنثی

اگه این یه نفرو در نظر نگیریم، کلاس عالیه لبخند. یه خانوم اسپانیایی داریم که دو تا بچه داره. یکیش پنج سالشه، یکش دو سالشه. میگه بچه ی پنج ساله ام تو یه سال آلمانی رو کامل یاد گرفته. ولی نمی تونه به من یاد بده. وقتی بهش میگم فلان چیز تو آلمانی چی میشه؟ همین طوری نگام می کنه، میگه ها؟! بعد با حالت عاجزانه ای میگه ماماااان، چی میگی؟ من نمی تونم با تو آلمانی حرف بزنم!

طفلکی بچه شرطی شده که فقط با بقیه باید آلمانی حرف بزنه!

البته مامانه هم کم زبون بلد نیست: اسپانیایی، کاتالان، ایتالیایی، فرانسوی، انگلیسی. الانم که داره آلمانی یاد می گیره لبخند.

--

علی رغم اینکه من بین دوستامون به بی توجهی به همه چیز معروف شدم، در مورد یاد گرفتن زبون دارم به خودم امیدوار میشم چشمک. چند وقت پیش یه متنی رو داشتیم می خوندیم، دقیقا یه کلمه ی خاص توجه منو جلب کرد. ساخت کلمه اش از دستوری که من انتظار داشتم پیروی نمی کرد. با گرامر آخر کتاب هم چک کردم، جور نبود. از معلممون پرسیدم، گفت الان تو همین درس بهش می رسیم. این استثنائه. به نکته ی دقیقی توجه کردی، درستون دقیقا همینه الان.

دیروز که داشتیم متنو می خوندیم، دو تا کلمه بود که برام ساختارش جدید و جالب بود. هر دو تا رو علامت زدم کنار کتابم که یاد بگیرم. این قدر آسون بود که لازم نبود از معلم چیزی بپرسم، ولی خیلی کاربردی بود.

امروز که رفتم سر کلاس، دیدم معلم دقیقا همون ساختارو روی تخته نوشته و داره همونو درس می ده لبخند.

بعله، همچین دختر باتوجهیم من چشمک.

--

دختر گرجستانی، شغلش تو آلمان Au-pair ه. البته مالیات نمیده و شغل نیست در واقع. اما خییییلی جالب بود که ویزاش دقیقا مثل ویزای من بود که ویزای کاره! و جالب بود که همون طور که توی ویزای من نوشته این ویزا برای فلانیه که تو فلان دانشگاه کار می کنه، برای اون هم نوشته بود، این ویزای فلانی که برای خانواده ی فلان به عنوان Au-pair کار می کنه.

حالا Au-pair یعنی چی؟ یعنی کسی که از بچه ها مراقبت می کنه، اما کل حقوقشو به صورت نقدی نمی گیره. خانواده ای که استخدامش می کنه وظیفه داره مسکن و خورد و خوراکش و در واقع تمام هزینه هاش به جز هزینه ی های شخصیش رو تامین کنه. علاه بر اون، یه مبلغی هم در ماه به شخص داده میشه (که خودش گفت 260 یورو میگیره).

یعنی این دوست ما تو همون خونه ای که خانواده هستن، اما با اتاق و سرویس جدا، زندگی می کنه. با اونا غذا می خوره و هر وقت که خانواده ازش خواستن مراقبت می کنه از بچه ها. آخر هفته ها به طور معمول تعطیله و وقتش آزاده برای خودش. اما در کل باید با خانواده کنار بیاد دیگه. مثلا اگه به هر دلیلی یه بار ازش خواستن که بچه ها رو نگه داره، این کارو  میکنه. در مقابل، خانواده هر جا می رن برای تفریح، مسافرت یا هر چیز دیگه، اونو هم با خودشون می برن.

این هم یه نوع زندگیه دیگه لبخند. و اتفاقا به نظر من خیلی جالبه. علی الخصوص برای کسی که خارجیه و تقریبا هیچی رو تو آلمانی بلد نیست. برای من واقعا جالبه که خانواده های آلمانی حاضرن کسی که وقتی اومده آلمان تقریبا هیچی آلمانی بلد نبوده رو استخدام کنن.

ازش پرسیدم خب واقعا می تونستی با بچه ها ارتباط برقرار کنی از اول؟ گفت مامانشون همه چی رو برام خیلی شمرده می گفت هر وقت نمی فهمیدم. یه سری کلمه ها و جمله ها رو هم که اصلا بلد نبودم، مثل "قصه بگو برام" لبخند.

اما الان تمام کلمات لازم برای بچه ها رو بلده: ساکت باش، سر و صدا نکنین، یواش تر، آروم باش چیزی نشده، اشکال نداره، خوب میشی و ... لبخند.

و جالبه که شخص فقط برای یه سال می تونه این مدل ویزا رو داشته باشه. یعنی بعد از یه سال یا باید برگرده کشورش، یا دانشجویی، کارمندی، چیزی بشه.

--

یه کمی آلمانی هم یادتون بدم چشمک. معلممون می گفت من خودم خیلی وقتا حرفای بچه هامو که گوش می دم نمی فهمم. این جوونا زبون خودشونو دارن. یه بار دیدم یکیشون به اون یکی میگه Alles Gucci! (گوچی که می دونین اسم یه مارک معروفه، Alles هم یعنی همه چیز). میگم این یعنی چی؟ میگن در جوابِ "حالت چطوره" می گیم! یعنی خیلی عالیه خنده.

 

[ ۱۳٩٤/٧/۸ ] [ ۱٢:٠٥ ‎ق.ظ ] [ دختر معمولی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

من یه دختر معمولی هستم که با همسرم توی یه شهر کوچیک آلمان یه زندگی دانشجویی خیلی معمولی داریم و اینجا میخوام همین روزای ساده ولی قشنگ زندگیمونو ثبت کنم. البته زندگی ما هم مثل همه ی زندگی ها فراز و نشیب های زیادی داشته و داره ولی داشتن این فراز و نشیب ها خودش معمولیه! -------------------------------------------------- اگر سوالی در مورد پذیرش توی آلمان داشتین، اول از همه لطفا به سایت اپلای ابرود دات ارگ مراجعه کنید. ----------------------------------------------- اگه نتونستید جواب سوالاتونو بگیرین، من تا جایی که بتونم بهتون کمک می کنم، ولی ازتون خواهش می کنم، سوالاتون رو فقط و فقط توی پست "از من بپرسید" که تنها پست توی برچسب "از من بپرسید" هست، بپرسید، یعنی این آدرس: http://mamooli.persianblog.ir/post/524/ در غیر این صورت به احتمال زیاد جواب داده نمیشه. ------------------------------------------------ اگه رمز می خواین، بگین. -------------------------------------------------- اگه با من کار دارین، به این آدرس ایمیل بزنین: mamooli_persianblog@yahoo.com
نويسندگان
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
امکانات وب