یه دختر معمولی با یه زندگی معمولی
 
قالب وبلاگ

 

پریروز قبض برق و گازمون اومد. اینجا هر ماه آدم به صورت علی الحساب یه پولی پرداخت می کنه. آخر سال، یه حساب و کتاب می کنه شرکت و میگه شما این قدر بدهکار یا طلبکارین. بعد علی الحساب سال بعدتون رو بر حسب مصرفی ای که امسال داشتین تغییر میده، یعنی بیشتر یا کمترش می کنه.

خدمتتون عرض کنم که ما حدود 350 یورو بدهکار شدیم که باید بپردازیم. ضمن اینکه از ماه بعد هم به جای ماهی 48 یورو، باید ماهی 77 یورو پرداخت کنیم.

سال قبل هم همین نامه برامون اومد، ولی اون موقع ما هنوز چند ماه بود اومده بودیم و چیزی مصرف نکرده بودیم. ضمن اینکه هنوز ما شوفاژ روشن نمی کنیم. پارسال هم این موقع شوفاژ روشن نکرده بودیم و در واقع نامه ای که اومد، عمده ی پولش مال برق بود. طبق نامه ی پارسال پول گازمون شده بود 7 یورو در ماه (به عبارت دیگه، این فقط پول گرم کردن آب حمام بود، چون آبگرم کنمون گازیه) و پول برقمون هم 41 یورو در ماه.

طبق نامه ی امسال، پول برقمون همون 41 یورو مونده، اما پول گازمون زیاد شده. معقول هم هست، چون پارسال انگاری پول شوفاژ اصلا حساب نشده توی حساب و کتاب شرکت.

اما خب همسر معتقده این مصرف برق برای ما زیاده و باید با دقت تر مصرف کنیم. با دقت تر مصرف کنیم یعنی باید بریم گازی بخریم (منظورم اجاق گازه، اینجا گازا برقیه، قبلا هم گفتم بهتون) که مصرفش بهینه تر باشه. آخه گازی که روی خود خونه توی آشپزخونه بود، خیلی قدیمیه و مصرفش بالاست.

منم خوشحال میشم که مصرفمونو کم کنیم، اما معتقدم عملا خیلی امکان پذیر نیست. چون ما کلا غذای ایرانی می پزیم و این خودش یعنی روزی چند ساعت روشن بودن گاز که در هر صورت کلی مصرف داره، چه گاز کم مصرف باشه، چه پرمصرف. آخه یادمه من خونه ی قبلیم هم که بودم (اون موقع من تنها بودم و همسر یه شهر دیگه بود)، سر سال که شد من 6 یورو بیشتر از حد معمول برق مصرف کرده بودم و با اینکه علی الحسابم 30 یورو بود، من حدود 36 یورو مصرف کرده بودم. اونجا گاز من پرمصرف هم نبود، اما خب مدل غذا درست کردن ما ایرانی ها این طوریه دیگه.

یه چیزی که این وسط برای من جالب بود این بود که ما وقتی نامه ی پارسالو دریافت کردیم، تازه لباسشویی خریده بودیم و شاید یک یا دو بار استفاده کرده بودیم. من انتظار داشتم استفاده از لباسشویی چیزی به پول برقمون اضافه کرده باشه که نکرده لبخند.

خلاصه، همین دیگه. از قدیم گفتن هرگز نشه فراموش، لامپ اضافی خاموش چشمک.

[ ۱۳٩٤/٩/٥ ] [ ۸:٠٧ ‎ب.ظ ] [ دختر معمولی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

من یه دختر معمولی هستم که با همسرم توی یه شهر کوچیک آلمان یه زندگی دانشجویی خیلی معمولی داریم و اینجا میخوام همین روزای ساده ولی قشنگ زندگیمونو ثبت کنم. البته زندگی ما هم مثل همه ی زندگی ها فراز و نشیب های زیادی داشته و داره ولی داشتن این فراز و نشیب ها خودش معمولیه! -------------------------------------------------- اگر سوالی در مورد پذیرش توی آلمان داشتین، اول از همه لطفا به سایت اپلای ابرود دات ارگ مراجعه کنید. ----------------------------------------------- اگه نتونستید جواب سوالاتونو بگیرین، من تا جایی که بتونم بهتون کمک می کنم، ولی ازتون خواهش می کنم، سوالاتون رو فقط و فقط توی پست "از من بپرسید" که تنها پست توی برچسب "از من بپرسید" هست، بپرسید، یعنی این آدرس: http://mamooli.persianblog.ir/post/524/ در غیر این صورت به احتمال زیاد جواب داده نمیشه. ------------------------------------------------ اگه رمز می خواین، بگین. -------------------------------------------------- اگه با من کار دارین، به این آدرس ایمیل بزنین: mamooli_persianblog@yahoo.com
نويسندگان
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
امکانات وب