یه دختر معمولی با یه زندگی معمولی
 
قالب وبلاگ

 

اول اینو بگم که کماکان در آلمان به سر می برم به دلایلی!

اما پست قبلی. اون روز پست قبلی رو سرسری نوشتم، یه چیزاییش موند.

اون روز که رفته بودیم خونه ی استاد یه چیزی خیلی توجهمو جلب کرد. این که هیچ کس به بچه های استاد دست نمی زد. همه باهاشون بازی می کردن، حرف می زدن. اما تو کل مدتی که اونجا بودیم، فکر می کنم بچه ی کوچیک استاد 10 بار لمس نشد توسط بچه ها. من فقط یه بار که خودم صورتشو ناز کردمو یادمه (وقتی بغل مامانش بود)، یه بار هم یکی دیگه از بچه ها رو دیدم که لپشو ناز کرد. برام واقعا جالب بود که از اون مدل لپ کشیدنا و بغل کردنای ما ایرانی ها هیچ خبری نبود.

نمی تونم بگم خوبه یا بد، ولی به عنوان یه تفاوت، خوبه گوشه ی ذهنمون داشته باشیم لبخند.

--

آخرای مهمونی که دیگه همه اومده بودن تو اتاق، بچه ها گفتن بچه ی بزرگ استاد شعر بخونه براشون. باباش هم گفت آره یه شعر برامون بخون. بعد بلافاصله رفت نشست پشت پیانو، شروع کرد به زدن، با بچه اش با هم همخوانی کردن لبخند.

بعد گفتن یه شعر دیگه بخونه حالا. خودش اومد تو گوشش باباش گفت Happy birthday رو بخونم. حالا همه ام شنیدنا!! نمی دونم این چه مدل درگوشی حرف زدنیه که بچه ها دارن کلا نیشخند. باباش هم همون آهنگو زد و با هم خوندن. بعد گفتن بدون موسیقی بخون که دیگه تا وقتی من اونجا بودم نخوند. شاید بعدا خونده باشه.

برام جالب بود که بچه ها از این سن با موسیقی آشنان و مثل بچگی های ما یه شعرو کلا به صورت حفظ کردنی نمی خونن، بلکه با همون آهنگ پیانو و نت های خودش می خونن. البته فک کنم بچه های الان ایرانم همین طوری شعر بخونن. ما خیلی دهه شصتی بودیم چشمک.

 

[ ۱۳٩٤/٩/۱٢ ] [ ٦:٥٠ ‎ق.ظ ] [ دختر معمولی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

من یه دختر معمولی هستم که با همسرم توی یه شهر کوچیک آلمان یه زندگی دانشجویی خیلی معمولی داریم و اینجا میخوام همین روزای ساده ولی قشنگ زندگیمونو ثبت کنم. البته زندگی ما هم مثل همه ی زندگی ها فراز و نشیب های زیادی داشته و داره ولی داشتن این فراز و نشیب ها خودش معمولیه! -------------------------------------------------- اگر سوالی در مورد پذیرش توی آلمان داشتین، اول از همه لطفا به سایت اپلای ابرود دات ارگ مراجعه کنید. ----------------------------------------------- اگه نتونستید جواب سوالاتونو بگیرین، من تا جایی که بتونم بهتون کمک می کنم، ولی ازتون خواهش می کنم، سوالاتون رو فقط و فقط توی پست "از من بپرسید" که تنها پست توی برچسب "از من بپرسید" هست، بپرسید، یعنی این آدرس: http://mamooli.persianblog.ir/post/524/ در غیر این صورت به احتمال زیاد جواب داده نمیشه. ------------------------------------------------ اگه رمز می خواین، بگین. -------------------------------------------------- اگه با من کار دارین، به این آدرس ایمیل بزنین: mamooli_persianblog@yahoo.com
نويسندگان
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
امکانات وب