یه دختر معمولی با یه زندگی معمولی
 
قالب وبلاگ

 

این آخر هفته خیلی چیزای جدیدی رو تجربه کردیم! یه روز که خیلی هم گشنه مون بود، تصمیم گرفتم یه غذای جدید درست کنم. چند تا غذا به همسر پیشنهاد دادم، میگه ببین من الان گشنه مه، همه ی این غذاها به نظرم خوشمزه میاد نیشخند.

در نهایت یه قاطی پلویی درست کردم که توش هویج و نخودفرنگی هم داشت. فک نمی کردم این قدر خوب بشه، ولی خیلی خوب شد. همیشه فک می کردم هویج غذا رو خیلی شیرین می کنه ولی خب این طوری نشد. به شما هم توصیه می کنم استفاده از هویج تو غذا رو چشمک.

دیشب هم اومدم پای سیب درست کنم. چند سال پیش (شاید پنج شیش سال پیش) یه بار یکی از هم اتاقی هام یه روز اومد خوابگاه، با یه چند تا چیز شبیه کیک یزدی، اما خیلی خیلی بزرگ تر. روش هم پر از دارچین بود. به نظرم خیلی خوشمزه اومد. پرسیدم این چیه؟ گفت پای سیبه.

بعد از اون من رفتم هزار بار پای سیب خریدم، اما هیچ کدوم اون مزه ای نبود خنثی. هرچی پای سیب دیدم و خریدم و دستورشو نگاه کردم و درست کردم، هیچ کدوم اون نشد! توی تمام دستورای پای سیب، سیب قاچ خورده داشت، هیچ کدوم سیبو رنده نکرده بودن. ولی اون چیزی که من خورده بودم و همیشه ایده آلم بود، سیب توش دیده نمیشد.

خلاصه، این دفعه تصمیم گرفتم یه پای سیب درست کنم با سیب رنده شده. حالا اسمش کیک سیب میشه، پای سیب میشه، هرچی میشه، من نمی دونم.

کیکو درست کردم، گذاشتم تو فر. اومدم نشستم. بعد یهو یادمه اومده، ئههههه، من یادم رفته دارچین بریزم روش خنثی. رفتم در فرو باز کردم، با قاشق روی کیک دارچین ریختم، در فرو بستم، برگشتم، اومدم، نشستم نیشخند.

وقتی رفتم کیکو از فر در آوردم، خیلی خوشگل شده بود. فقط نکته اش این بود که بعد از چند لحظه فهمیدم این زیبایی های ظاهری همه اش فانیه (!!) و برای درآوردن کیک از قالب کیک برعکس میشه و هیچی از اون همه خوشگلی دیده نمیشه نیشخند. ولی خب مزه اش که خوشگل موند چشمک.

--

همسر اون روز یه چیزی رو تو اینترنت سرچ کرده بود، فهمیده بود ما باز کلاه سرمون رفته! تو آلمان هر قراردادی که می بندین، اگه کنسل نکنین، خود به خود تمدید میشه. همسر دفعه ی پیش یادش رفته بود کارت تخفیف قطارشو کنسل کنه و 250 یورو رفت تو پاچه مون! حالا تازه  همسر فهمید علاوه بر اینکه به خاطر کنسل نکردن یه عالمه پول از کفمون رفته، این قابلیت هم وجود داشته که اگه کسی یه کارت تخفیف داشته باشه، همسرش بتونه همون مدل کارت تخفیف رو نصف قیمت بخره! بنابراین، انگاری یه بار دیگه هم ما ضرر کردیم. ما می تونستیم پول 1.5 کارت تخفیفو بدیم، ولی پول هر دو رو دادیم!

ولی خب دیگه، اتفاقی بود که افتاده بود. حالا همین تازگی ها کارت تخفیف همسر تموم شد اعتبارش، گفتیم بریم ببینیم میشه ارزون تر خرید. رفتم به آقاهه میگم یه همچین آپشنی رو ما تو اینترنت دیدیم. درسته؟ میگه نه دقیقا. میگم خب دقیقش چیه؟ میگه کارت تخفیف نفر اول باید حتما 12 ماهه باشه. میگم خب هست. میگه هر دو نفر باید آدرسشون هم یکی باشه. میگم خب هست. میگه پس می تونی بخری. فقط تاریخ اعتبار اون کارت تخفیف تا پایان اعتبار کار تخفیف شماست خنثی. نگاه کردم، دیدم کارت تخفیف من برج 5 باطل میشه! گفتم نخواستیم این آپشناتونو نیشخند.

یاد اون آقاهه افتادم که باهاش از دانشگاه دومم می اومد، می گفت واسه این کارت تخفیفای قطار آلمان جوک زیاده، مثلا میگیم فقط وقتی کار می کنه که ماه کامل باشه نیشخند. حالا فک کنم ماه کامل نبود، نتونستیم استفاده کنیم لبخند.

 

[ ۱۳٩٤/۱٠/٢٩ ] [ ٤:٠٧ ‎ق.ظ ] [ دختر معمولی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

من یه دختر معمولی هستم که با همسرم توی یه شهر کوچیک آلمان یه زندگی دانشجویی خیلی معمولی داریم و اینجا میخوام همین روزای ساده ولی قشنگ زندگیمونو ثبت کنم. البته زندگی ما هم مثل همه ی زندگی ها فراز و نشیب های زیادی داشته و داره ولی داشتن این فراز و نشیب ها خودش معمولیه! -------------------------------------------------- اگر سوالی در مورد پذیرش توی آلمان داشتین، اول از همه لطفا به سایت اپلای ابرود دات ارگ مراجعه کنید. ----------------------------------------------- اگه نتونستید جواب سوالاتونو بگیرین، من تا جایی که بتونم بهتون کمک می کنم، ولی ازتون خواهش می کنم، سوالاتون رو فقط و فقط توی پست "از من بپرسید" که تنها پست توی برچسب "از من بپرسید" هست، بپرسید، یعنی این آدرس: http://mamooli.persianblog.ir/post/524/ در غیر این صورت به احتمال زیاد جواب داده نمیشه. ------------------------------------------------ اگه رمز می خواین، بگین. -------------------------------------------------- اگه با من کار دارین، به این آدرس ایمیل بزنین: mamooli_persianblog@yahoo.com
نويسندگان
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
امکانات وب