یه دختر معمولی با یه زندگی معمولی
 
قالب وبلاگ

 

جمعه من رفته بودم بیرون. وقتی برگشتم همسر گفت یکی از دوستامون زنگ زده، به همسر گفته اگه وقت داری بیای کمک کنی یه چیزی رو ببریم بذاریم تو خونه مون. یه حموم خریده بودن، می خواستن ببرن تو خونه که نصاب بیاد نصب کنه. نمی دونم چه واژه ی دیگه ای به جز حموم میشد گفت. ولی خب حموم خریده بودن دیگه! اینجا حموم ها همه شون استاندارده و مثل ایران -حداقل مثل شهرستانی که ما زندگی می کنیم- حموم ها یه اتاق بزرگ مثلا دو در دو نیست. همیشه یه محیط کمتر از یه مدتر در کمتر از یه متره (شاید 80 در 80 باشه) که دورش شیشه یا پرده داره. حالا این دوستامون رفته بودن این شیشه های دورشو خریده بودن. اگه احیانا خوب توصیف نکردم (که حتما کردم چشمک)، سرچ کنین duschkabine، تا بفهمین چی می خواستم بگم، چی گفتم نیشخند.

حالا، خلاصه، همسر گفته بود باشه، می تونم بیام. گفته بود یه ربع قبل از اینکه بخوام بیام بهت زنگ می زنم. به منم گفته بود برم که بعدش یه چایی دور هم بخوریم. با توجه به اینکه جمعه غروب بود، ما هم قبول کردیم.

یه زمانی دوستمون زنگ زد، گفت من کم کم میام. ولی باز بهتون زنگ می زنم. ما هم گفتیم باشه و شروع کردیم به آماده شدن. حالا ما آماده شدیم، نشستیم، هیچ کس نیومد. کلی منتظر شدیم، کسی نیومد. فک کنم نیم ساعت بعدش دوستمون زنگ زد. گفت ببخشید، من گوشیم خاموش شده، آدرستونو حفظ نبودم (همیشه با جی پی اس میان دیگه). رفتم تا پمپ بزنین که بهتون زنگ بزنم. بعد دیدم شماره تونو هم حفظ نیستم که بهتون زنگ بزنم و بگم آقا آدرستونو بدین. حتی خواستم به خانومم زنگ بزنم که مثلا شماره ی شما رو بگیرم، دیدم شماره ی اونم حفظ نیستم!! حتی شماره ی خونه مونو هم حفظ نبودم (خونه شونو یکی دو ماه پیش عوض کردن). هیچی دیگه. مجبور شدم برگردم خونه. الان دارم از خونه مون زنگ می زنم. دیگه الان دیروقته، بهتره بذاریم برای فردا.

ما هم گفتیم باشه. دوباره لباس عوض کردیم و به زندگی عادیمون ادامه دادیم! اینم از وابستگی آدمای امروز به تکنولوژی!

خلاصه، قرار جدیدو گذاشتن واسه شنبه ساعت یازده. ولی باز قرار شد بهمون زنگ بزنن! این دفعه دوستمون و خانومش هر دو می اومدن. آخه قبلش قصد داشتن برن خرید. همون ساعتای یازده اومدن دنبالمون و با هم رفتیم. تو راه راجع به خریدی که کرده بودن صحبت می کرد.

می گفت از bauhaus خریدیم حموممونو. Bauhaus یه جاییه که خیلی چیزا داره، از جمله وسایل مثل سینک و دوش و وان و ... . از اونجایی که خیلی از محصولاتش بزرگن و بردنشون سخته، خدمات آوردن و بردن و این چیزا هم داره. دوستمون می گفت ما هم گفتیم می خوایم همراه با نصب باشه. یعنی بیارین، نصب هم بکنین. گفتن باشه.

دیروز طرف حمومو آورده، تا دم در خونه. میگیم خب ببر بالا. خونه ی ما طبقه دومه. میگه این خدمات حمل و نقل bauhaus فقط تا دم در خونه است خنثی.

شما می خواسته اون زمانی که خریدین، 50 یورو بیشتر پول بدین و بگین که می خواین تا طبقه دوم ببرین!

هیچی دیگه، میگفت ما هم تشکر کردیم و خدمه رفتن! گفتن خودتون این دو طبقه رو ببرین بالا. یه روز دیگه، یه نصاب میاد، براتون نصبش می کنه!

این شد که این دوستای ما به ما گفتن بیاین کمکمون کنین که اینو ببریم بالا که فردا پس فردا نصاب می خواد بیاد نصب کنه، حموم بالا باشه دیگه.

به این ترتیب همسر رفت تو بالا بردن این حموم کمک کنه، منم رفتم که با خانوم دوستمون چایی و کیک بخورم نیشخند. بعد از اینکه بچه ها حموم و یه سری تخت و وسیله ی دیگه رو جا به جا کردن، اونا هم اومدن بالا و دو ساعتی بعدش با هم نشسته بودیم و صحبت می کردیم. دیگه ساعت 2 مرخصشون کردیم بیچاره ها رو و بلند شدیم اومدیم خونه مون چشمک.

ما فک می کردیم فقط ما که آلمانی نیستیم از این پولای زورکی ازمون می چاپن، نگو واسه همه است متفکر.

 

[ ۱۳٩٤/۱۱/٥ ] [ ۳:٥٩ ‎ق.ظ ] [ دختر معمولی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

من یه دختر معمولی هستم که با همسرم توی یه شهر کوچیک آلمان یه زندگی دانشجویی خیلی معمولی داریم و اینجا میخوام همین روزای ساده ولی قشنگ زندگیمونو ثبت کنم. البته زندگی ما هم مثل همه ی زندگی ها فراز و نشیب های زیادی داشته و داره ولی داشتن این فراز و نشیب ها خودش معمولیه! -------------------------------------------------- اگر سوالی در مورد پذیرش توی آلمان داشتین، اول از همه لطفا به سایت اپلای ابرود دات ارگ مراجعه کنید. ----------------------------------------------- اگه نتونستید جواب سوالاتونو بگیرین، من تا جایی که بتونم بهتون کمک می کنم، ولی ازتون خواهش می کنم، سوالاتون رو فقط و فقط توی پست "از من بپرسید" که تنها پست توی برچسب "از من بپرسید" هست، بپرسید، یعنی این آدرس: http://mamooli.persianblog.ir/post/524/ در غیر این صورت به احتمال زیاد جواب داده نمیشه. ------------------------------------------------ اگه رمز می خواین، بگین. -------------------------------------------------- اگه با من کار دارین، به این آدرس ایمیل بزنین: mamooli_persianblog@yahoo.com
نويسندگان
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
امکانات وب