یه دختر معمولی با یه زندگی معمولی
 
قالب وبلاگ

 

دیروز سر کلاس آلمانی، معلممون یه چیزی گفت که برام خیلی جالب بود. می گفت قوانین آلمان خیلی پیچیده است. یه بار من داشتم تو یه خیابون اصلی رانندگی می کردم. یه ماشین از یه فرعی که به صورت کج به خیابون اصلی وصل شده بود (نه چیزی مثل چهارراه) اومد داخل اصلی و سرعتشو خوب کم نکرد. منم با اینکه سرعتمو کم کرده بودم، اما یه برخوردی پیش اومد. خب تو این حالت اصولا ما میگیم تقصیر اونیه که از فرعی پیچیده بود دیگه. اما دادگاه رای داد که ایشون 70 درصد مقصره و ما هم 30 درصد مقصریم (البته درست یادم نیست، شاید هم گفت 80 به 20، این قدر تو کلاس عدد گفته شد که به شک افتادم کدوم مال این اتفاق بود نیشخند).

استدلال دادگاه هم این بود که اگه یه بچه بود اونی که اومده بود تو خیابون اصلی چی؟

حالا به قول خودش می گفت خب منم گفتم منم چشم دارم آخه. اگه بچه بود، مسلما من بیشتر ترمز می گرفتم. ولی اونی که داشت می اومد یه آدم بزرگسال بود توی یه ماشین! نه یه بچه. اما خب این استدلال از نظر دادگاه قابل قبول نبود. دادگاه می گفت اگه یه بچه بود، شما یه کاری می کردی که بهش نخوری، همون کارو باید با این ماشین هم می کردی.

و به قولی، درسته که حق با شماست و کس دیگه ای کوتاهی کرده، اما شما در قبال کوتاهی دیگران هم مسئولین. و جالب بود که معلممون می گفت به ندرت تصادفی پیش میاد که طرف رو صد در صد مقصر کنن. همیشه شما هم باید انتظار اینو داشته باشین که یه مقداری هزینه بدین.

--

 

 

از این دید خیلی خوشم اومد لبخند.

--

یه خاطره ی دیگه هم تعریف کرد. می گفت رفته بودیم هلند، یه جا ماشینو پارک کردیم. بعد که برگشتیم، دیدیم نیست. اول فک کردیم شاید ما جای دیگه ای پارک کردیم و اشتباه می کنیم، ولی خب اشتباه نکرده بودیم و ماشینو دزدیده بودن.

زنگ زدم به پلیس، گفتم ماشین منو دزدیدن؟ گفت: کمپلت؟!!! گفتم آره، کمپلت خنده.

جالب تر اینکه می گفت نه تنها ماشین ما رو دزدین و دیگه هرگز پیدا نشد، بلکه ما مجبور شدیم پول گمرک هم پرداخت کنیم. چرا؟ چون ما یه ماشینی رو به هلند وارد کرده بودیم که هرگز خارج نشده بود، یعنی به عبارتی ما یه ماشینو به صورت غیرقانونی وارد (منظورم به معنی آوردن نیست، بلکه وارد در مقابل صادر) کرده بودیم و الان باید حق گمرکشو پرداخت می کردیم!!


[ ۱۳٩٤/۱۱/٧ ] [ ۱۱:٢۸ ‎ب.ظ ] [ دختر معمولی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

من یه دختر معمولی هستم که با همسرم توی یه شهر کوچیک آلمان یه زندگی دانشجویی خیلی معمولی داریم و اینجا میخوام همین روزای ساده ولی قشنگ زندگیمونو ثبت کنم. البته زندگی ما هم مثل همه ی زندگی ها فراز و نشیب های زیادی داشته و داره ولی داشتن این فراز و نشیب ها خودش معمولیه! -------------------------------------------------- اگر سوالی در مورد پذیرش توی آلمان داشتین، اول از همه لطفا به سایت اپلای ابرود دات ارگ مراجعه کنید. ----------------------------------------------- اگه نتونستید جواب سوالاتونو بگیرین، من تا جایی که بتونم بهتون کمک می کنم، ولی ازتون خواهش می کنم، سوالاتون رو فقط و فقط توی پست "از من بپرسید" که تنها پست توی برچسب "از من بپرسید" هست، بپرسید، یعنی این آدرس: http://mamooli.persianblog.ir/post/524/ در غیر این صورت به احتمال زیاد جواب داده نمیشه. ------------------------------------------------ اگه رمز می خواین، بگین. -------------------------------------------------- اگه با من کار دارین، به این آدرس ایمیل بزنین: mamooli_persianblog@yahoo.com
نويسندگان
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
امکانات وب