یه دختر معمولی با یه زندگی معمولی
 
قالب وبلاگ

 

خب، دوباره رفتیم سر خونه ی اول. امروز برای سومین بار، فصل اول تزمو برای استاد فرستادم که دوباره کامنت بده (که مطمئن هم هستم میده) و من برای بار چهارم تصحیحش کنم نیشخند.

الانم رفتم سراغ فصل دو. باشد که رستگار شویم لبخند.

--

امروز با یکی قرار اسکایپی داشتم. اولین باره تو عمرم می بینم آدم با یه آلمانی قرار میذاره و طرف بدون اطلاع قبلی نمیاد سر قرارش. منم بهش ایمیل زدم بعد از هفت هشت دقیقه، گفتم ما یه قرار داشتیم که فک کنم یادتون رفته. همین الان ایمیل زد و کلی عذرخواهی کرد. گفت یه قرار یهویی پیش اومده و من رفتم، یادم رفته سایر قرارامو کنسل کنم. البته اینم لازمه بگم اسمش کلا انگلیسیه! بعید نیست که این رفتارا مال رگ و ریشه ی انگلیسیش باشه چشمک.

--

امروز عصر دوباره میرم کلاس ورزش. دوباره از این هفته ورزشمون شروع میشه. یه چند هفته ای تعطیل بودیم. فقط من نمی دونم چرا الان شروع شده! آخه اگه قرار بود بین دو ترم تعطیل باشه که هنوز بین دو ترم نشده. هنوز ترم قبله چشمک. شاید برای امتحانا تعطیل کردن! نمی دونم. به هر حال که الان دوباره شروع شده و میریم یه کم بالا پایین می پریم میایم لبخند.

--

چند روز پیش همسایه های تاجیکمونو دیدم. تا یه جایی رو با هم هم مسیر بودیم. تقریبا یه ربعی با هم تو قطار بودیم و با هم زیاد صحبت کردیم. قبلا چند بار خانوم این خانواده رو دیده بودم. اما این بار با همسرش بود. چیزایی که تعریف می کردن برام خیلی جالب و جدید بود. کلا متوجه شدم من هیچ چی راجع به همسایه مون نمی دونستم تا الان. گفتم اطلاعاتی که بهم دادن رو به شما هم بدم، شاید براتون جالب باشه لبخند. تاجیکستان یه کشور خیلی کوچیکه با پنج شیش میلیون جمعیت که زبون گفتاریشون فارسیه، اما خطشون سیریلیکه (چیزی شبیه روسی). دولتشون اسلامی نیست و در واقع دینشون از سیاستشون جداست. حجاب آزاده و بعضی ها حجاب دارن و بعضی ها ندارن. اما دولت به کسایی که می خوان اسلام رو رعایت کنن یه مقداری فشار میاره. مثلا من ازشون پرسیدم اونجا برای اونایی که بخوان مسجد هست دیگه؟ ولی مثلا مثل آلمانه؟ گفت نه، اینجا بهتره! تو تاجیکستان مسجد هست، ولی دراشون قفله!! خیلی فعالیت های مذهبی کمه. دولت اجازه نمیده. روزای تعطیل شنبه و یکشنبه است و عملا شما اجازه ندارین جمعه برین نماز جمعه. همونی هم که برگزار میشه با حضور پلیسه و خیلی آزاد نیست. در کل از حرفاشون این طور به نظر من اومد که این خانواده برای داشتن دین دلخواهشون آلمان رو آزادتر می دونستن تا تاجیکستان!

و آخرین نکته اینکه بیشتر مردمشون سنی هستن اما ولایتی که اینا مال اونجا بودن اکثرا شیعه بودن (البته من ازشون نپرسیدم که خودتون شیعه هستین یا نه، دیگه نمی دونم خودشون چه مذهبی دارن).

راستی جالبه بدونین حتی شعرهای فردوسی و حافظ و سعدی رو هم با همون خط سیریلیک می نویسن و می خونن. کلا خط فارسی رو نمی تونن بخونن چون اعراب گذاری نمیشه. اما به خاطر قرآن خوندن، عربی رو می تونن.

--

تمام مدت آقاهه که صحبت می کرد، هی می گفت دَولت. من یاد بابام می افتادم، وقتی صبح ها اشتباهی به جای اینکه بی بی سی فارسی ایرانو بگیره، بی بی سی فارسی تاجیکستانو می گرفت. بعد یه ربع که گوش می کرد، بر اساس همین کلمه ی دَولت می فهمیدیم اشتباهی یه موج دیگه رو گرفته نیشخند.


[ ۱۳٩٤/۱٢/۱٠ ] [ ۱۱:٤۳ ‎ب.ظ ] [ دختر معمولی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

من یه دختر معمولی هستم که با همسرم توی یه شهر کوچیک آلمان یه زندگی دانشجویی خیلی معمولی داریم و اینجا میخوام همین روزای ساده ولی قشنگ زندگیمونو ثبت کنم. البته زندگی ما هم مثل همه ی زندگی ها فراز و نشیب های زیادی داشته و داره ولی داشتن این فراز و نشیب ها خودش معمولیه! -------------------------------------------------- اگر سوالی در مورد پذیرش توی آلمان داشتین، اول از همه لطفا به سایت اپلای ابرود دات ارگ مراجعه کنید. ----------------------------------------------- اگه نتونستید جواب سوالاتونو بگیرین، من تا جایی که بتونم بهتون کمک می کنم، ولی ازتون خواهش می کنم، سوالاتون رو فقط و فقط توی پست "از من بپرسید" که تنها پست توی برچسب "از من بپرسید" هست، بپرسید، یعنی این آدرس: http://mamooli.persianblog.ir/post/524/ در غیر این صورت به احتمال زیاد جواب داده نمیشه. ------------------------------------------------ اگه رمز می خواین، بگین. -------------------------------------------------- اگه با من کار دارین، به این آدرس ایمیل بزنین: mamooli_persianblog@yahoo.com
نويسندگان
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
امکانات وب