یه دختر معمولی با یه زندگی معمولی
 
قالب وبلاگ

 

امروز همسر امتحان رانندگیشو قبول شد لبخند. گواهی نامه گرفتن هم اینجا بساطی داره برای خودش. از قیمتش که نگو، یا خدا!!!

برای همسر که گواهی نامه ی ایرانی داشت و فقط امتحاناشو می داد، فک کنم بیشتر از هزار یورو در اومد! اگه بخواین کلاس های تئوری و عملی رو همه شونو برین که خدا به دادتون برسه نیشخند.

روالش این طوریه که وقتی شما گواهی نامه ی یه کشور دیگه رو دارین (غیر از EU) می تونین اون گواهی نامه رو تو کشور خودتون رو ترجمه می کنین. بعد اونو اینجا به محل مربوطه (بسته به شهرتون فرق داره، ولی به طور معمول می تونین تو شهرداری ارائه بدین) تحویل بدین. اونا یه پولی می گیرن، بررسی می کنن که آیا این گواهی نامه رو قبول کنن یا نه. بعد که قبول کردن، شما می تونین بدون حضور داشتن تو کلاس های تئوری، فقط برین امتحان بدین. که خب اونم برای خودش هزینه ای داره دیگه. یه سری کلاس کمک های اولیه و این چیزا هست که اونم اجباری شرکت کردنش و باید پول بدین براش.

بعد که تئوری رو قبول شدین، میرین واسه عملی. برای عملی اول باید حداقل یکی دو جلسه با یه مربی کلاس برین تا تایید کنه که رانندگی شما خوبه و نیازی به کلاس ندارین. که این خودش معمولا حداقل سه جلسه لازم داره. چون اصولا هیچ معلمی با یه ساعت رانندگی حاضر نمیشه بگه شما برو امتحان بده. مضاف بر اینکه ماشین های اینجا هم با ایران فرق دارن و به نفع خودتونه که برین چند جلسه کلاس عملی داشته باشین حتما. همسر که یه جلسه رو با یه بنز آخرین مدل نشسته بود که می گفت واقعا خیلی فرق داشت. به عنوان مثال، دنده هاشون خیلی به هم نزدیکه. یعنی اون طوری که ما تو ایران تو پژو و پراید دنده ی یک و سه مون با هم فاصله داره، تو ماشین های مدل بالای اینجا نداره. بنابراین، اگه حواستون نباشه و بر اساس مدل ایرانی دستتونو حرکت بدین، اشتباهی دنده رو عوض می کنین.

خلاصه که همه یه چند جلسه ای میرن عملی رو. همسر هم رفت و طرف هم از همون اول بهش گفته بود من چیزی ندارم که بهت آموزش بدم. اما خب یه کمی رانندگی کن که دستت بیاد. مخصوصا که اینجا رانندگی شهریش هم نیاز به دقت زیادی داره. آخه به عنوان مثال، همیشه تو هر خیابون سه تا لاین هست، یکی برای اونایی که به راست قراره بپیچن، یکی برای اونایی که مستقیم می خوان برن، یکی برای اونایی که می خوان به چپ بپیچن. و اگه شما اشتباهی برین تو یه لاین دیگه وایستین، دیگه نمی تونین لاینتونو عوض کنین سر چهار راه (اون طوری که تو ایران عموما همه انجام میدن و هی لاینشونو عوض می کنن!)، چون هر لاین چراغ جدا داره. یعنی اگه اشتباهی رفتین توی لاین مستقیم، دیگه مجبورین مستقیم برین تا باز کی به بریدگی و دور برگردون و خیابون فرعی و اینا برسین نیشخند.

خلاصه، همسر چند جلسه از این کلاسا رفت و بعد رفت سراغ امتحان عملی.امتحان عملی اینجا با ایران متفاوته. شما می شینین جای راننده. مربیتون می شینه کنارتون، مثل همیشه. ممتحن می شینه صندلی عقب. یه چراغ هم اون جلو هست که اگر جایی رو مربیتون ترمز بگیره یا کلاچ بگیره، اون چراغ روشن میشه و ممتحن می فهمه که الان این شما نبودین که ترمزو گرفتین. امتحانتون هم با همون ماشینی هست که خودتون باهاش تمرین کردین. البته موقع تمرین هم می تونین ماشینتونو انتخاب کنین. چون اینجا شرکت های مختلفی برای ماشین هستن مثل بنز و بی ام و و فولکس واگن و هزار و یک تا ماشین دیگه. البته وقتی میگم انتخاب کنین، یعنی از بین چیزایی که آموزشگاه داره دیگه. اما خب این طوری نیست که مثل ایران همه ی ماشین ها یه مدل باشن.

امتحان عملی هم 45 دقیقه طول می کشه و همه چیز ازتون امتحان گرفته میشه. از رانندگی توی خیابون صاف تا پارک و جاده و بزرگراه و ترمز اضطراری. ترمز اضطراری یعنی اینکه طرف بهتون یهویی میگه ترمز بگیر و شما باید کلا یه جوری ترمز رو تا ته فشار بدین که ماشین درجا وایسته. این از مسائلی هست که حتما حتما امتحان گرفته میشه تا ممتحن سرعت عمل شما رو ببینه. البته قطعا این کارو تو یه جاده ای بهتون میگه انجام بده که پرنده پر نمی زنه.

همسر یه بار امتحان عملی داد ولی رد شد. امتحانش خوب بود و طرف گفته بود برگردیم بریم مرکز که دیگه همه چی تموم بشه. ولی سر راه به همسر گفته بود از این خیابون برو. اونم یه خیابونی که مسیر همیشگی همسره و بارها دیده که ماشینا از اونجا میرن. وقتی رفته تو، بهش گفته حالا عقب عقب بیا. همسر هم رفته، فک کرده می خواد پارک کنه. بعد بهش یه تابلو رو نشون داده، گفته اینو ببین. رو تابلو نوشته بوده "مخصوص ساکنین". برای همین بی توجهی، همسر رد شده بود. حالا جالبش اینه که ما بارها ماشین های مختلفو دیدیم که این قانونو رعایت نمی کنن و از اون خیابون رد میشن. ولی خب دیگه، جلو ممتحن نباید رد شد حداقل چشمک.

به این ترتیب، ما چیزی حدود 250 یوروی دیگه پیاده شدیم برای یه امتحان عملی دیگه! البته این 250 یورو، همه اش مال امتحان نبود. یه مقداریش مال این بود که آدم وقتی رد میشه، مجبوره باز یه کمی بره آموزش. البته این مقدار آموزش مجدد رو خود مربی آدم تعیین می کنه، نه ممتحن. مربی همسر هم بعد از امتحان بهش گفته بود خب تو که مشکلی نداری، ولی خب یه شصت دقیقه ی دیگه برات میذارم که بریم همین تابلوهای توی شهرو نگاه کنیم که دستت بیاد.

از اونجایی که این 60 دقیقه، چیزی حدود همون 50 60 یورو بیشتر نبود، باید بگم هر امتحانش حدود 180 190 یورو هزینه داره. البته این مبلغ شهر به شهر بسیاااااااار متفاوته. تو شهر ما ارزون نیست.

تازه اون پولم که می دین برای امتحان، هر قسمتش مال یه چیزیه. یعنی فاکتورش که میاد، مثلا نوشته یه مقداریش مال اون مرکز امتحان گرفتنه، یه مقدارش مال ماشین آموزشگاهتونه که در اختیارتون گذاشته. یه مقدارش به خاطر معلمیه که آموزشگاه در اختیارتون میذاره تو مدت امتحان. خلاصه که هی از آدم پول می گیرن دیگه نیشخند.

بعد از اینکه یه امتحان رو هم رد شدین، حداقل باید دو هفته صبر کنین، بعد دوباره امتحان بدین. نمی تونین فرداش امتحان بدین.

تو اون شصت دقیقه ای بعدی که همسر رفته بود آموزش، مربیش گفته بود ممتحنه گفته طرف خیلی حرفه ای بود، ولی خب حیف که توجه نکرد به تابلو دیگه.

به این ترتیب همسر امروز دوباره رفت برای امتحان. این دفعه هم از قضا با همون ممتحن افتاده بود. ممتحن هم با توجه به پیش زمینه ای که از همسر داشت، فقط 25 دقیقه ازش امتحان گرفته بود و جاهایی مثل بزرگراه و این چیزا هم نبرده بودش اصلا. حتی پارک هم نگفته بود بکن! فقط آخرش یه پارک معمولی انجام داده بود دیگه. نه دنده عقبی رفته بود، نه پارک دوبلی، نه هیچ چیز دیگه. راستی اینجا اصلا پارک دوبل نمی گیرن تو امتحان به طور معمول. چون خیلی کم لازمتون میشه.

اولا که اکثر جاها، مثل فروشگاهای زنجیره ای، برای خودشون پارکینگ دارن. دوما که تو همون کنار خیابون هم که می خواین پارک کنین، همیشه این قدر جای خالی هست که پارک دوبل یه چیز حیاتی حساب نشه!

مهم تر از اون اینکه کنار خیابون هم جاهای پارکش معمولا خط کشی داره و ماشین ها تو خط های خودشون پارک می کنن. بنابراین، لازم نیست ماشینی که مثلا طولش چهار تره رو توی یه جای 4.5 متری پارک کنین! همیشه به اندازه ی کافی از جلو و عقب جا هست برای ماشین.

البته شهر ما خیلی کوچیکه ها. چه بسا تو شهرهای بزرگ اصلا این طوری نباشه و پارک دوبل هم خیلی مهم باشه. من تجربه ی خودمونو میگم از همین شهر فسقلی خودمون لبخند.

خلاصه، به این ترتیب، همسر امروز نامه ی قبولیشو گرفت و اومد خونه. البته بالای برگه اش هم درشت نوشته این برگه به عنوان گواهی نامه معتبر نیست نیشخند.

البته نمی دونم این گواهی نامه برای مایی که ماشین نداریم به چه دردی می خوره، اما خب بالاخره داشتنش از نداشتنش بهتره دیگه چشمک.

--

یکی از بزرگترین خوشی های آدم تو آلمان اینه که صبح پا شه ببینه هیچ نامه ای تو صندوق پستیش نیست!! اولش که آدم میاد آلمان، خیلی ذوق می کنه که یه صندوق پست داره و پست چی میاد و براش نامه میاره. اما بعد از یه مدت که اون نامه های خوش آمد گویی بانک و شهرداری و ال و بل تموم میشه، آدم وحشت می کنه از اینکه ببینه تو صندوقش نامه است. آخه هرچی نامه میاد یا فاکتوره، یا نامه ای که میگه برین فلان جا فلان کارو بکنین. فلان کارو باید انجام می دادین که ندادین. ما فلان خدماتمون عوض شده، باید فلان کارو انجام بدین!

تو این مدتی که همسر درگیر این گرفتن گواهی نامه بود، فک کنم هفته ای نبود که برای ما فاکتور پرداخت نیاد! هر دفعه ای هم مال یه جا. یه بار مال کلاس، یه بار مال TUV، یه بار مال تبدیل گواهی نامه!

خدا رو شکر که بالاخره این فاکتورا تموم شد لبخند.

--

راستی اینم بگم که اگه بیشتر از یه زمان مشخصی (فکر می کنم سه سال) تو آلمان باشین، دیگه نمی تونین گواهی نامه ی ایرانتونو استفاده کنین و حتی اگه بین المللیش هم بکنین دیگه قابل قبول نیست برای اینکه کلاسا رو نرین. چون بنا رو بر این میذارن که شما سه ساله آلمانین و سه ساله رانندگی نکردین. پس باید همه چی رو از اول شروع کنین.

اما برای ما این اتفاق نیفتاد. به عبارتی ما به صورت ناخواسته از یه در رویی استفاده کردیم که هنوز آلمانی ها کشفش نکردن چشمک.

از اونجایی که همسر گواهی نامه اش رو حدود 12 13 سال پیش گرفته بود، گواهی نامه اش از اون قدیمی ها بود. همین چند وقت پیش مثل اینکه اعلام کردن باید همه گواهی نامه هاشونو از این جدیدا کنن که توش تراشه داره و الکترونیکیه. همسر هم به خانواده اش گفت برن بی زحمت براش این کارو بکنن. وقتی گواهی نامه ی همسر عوض شد، روش تاریخ صدور جدید داشت که این تاریخ کمتر از یک سال بود برای گرفتن گواهی نامه ی آلمانیش. بنابراین ازش قبول کردن نیشخند.

البته به نظر من اگر قبول هم نکنن، بازم می ارزه که آدم تلاششو بکنه. یه وقت هم دیدی قبول کردن. آخه اگه قبول کنن، شما حدود 1000 یورو سود می کنین، در حالی که اگه قبول نکنن، فقط حدود 100 یورو ضرر می کنین.

یه نکته ی دیگه هم این که اینجا وقتی بهتون گواهی نامه ی آلمانی میده، اصل گواهی نامه ی ایرانتونو میگیره ازتون. بنابراین، اگه خواستین دوباره تو ایران رانندگی کنین باید یه فکری براش بکنین! اون فکر هم اینه که بچه ها میرن تو ایران میگن گواهی نامه مو گم کردم، یه المثنی می گیرن باهاش رانندگی می کنن! چه دروغایی که آدمو مجبور نمی کنن بگه نیشخند!

--

هوووووووف اوه. چه پستی شد!! این همه نوشتم، به درد هیچ کدومتون هم نمی خوره حالا نیشخند. ولی حالا اینایی که گفتمو به عنوان معلومات عمومی استفاده کنین. جاهای دیگه اظهار فضل کنین که چقدر اطلاعات دارین راجع به زندگی تو آلمان چشمک.

 

[ ۱۳٩٥/۱/۱٧ ] [ ۸:٠٧ ‎ق.ظ ] [ دختر معمولی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

من یه دختر معمولی هستم که با همسرم توی یه شهر کوچیک آلمان یه زندگی دانشجویی خیلی معمولی داریم و اینجا میخوام همین روزای ساده ولی قشنگ زندگیمونو ثبت کنم. البته زندگی ما هم مثل همه ی زندگی ها فراز و نشیب های زیادی داشته و داره ولی داشتن این فراز و نشیب ها خودش معمولیه! -------------------------------------------------- اگر سوالی در مورد پذیرش توی آلمان داشتین، اول از همه لطفا به سایت اپلای ابرود دات ارگ مراجعه کنید. ----------------------------------------------- اگه نتونستید جواب سوالاتونو بگیرین، من تا جایی که بتونم بهتون کمک می کنم، ولی ازتون خواهش می کنم، سوالاتون رو فقط و فقط توی پست "از من بپرسید" که تنها پست توی برچسب "از من بپرسید" هست، بپرسید، یعنی این آدرس: http://mamooli.persianblog.ir/post/524/ در غیر این صورت به احتمال زیاد جواب داده نمیشه. ------------------------------------------------ اگه رمز می خواین، بگین. -------------------------------------------------- اگه با من کار دارین، به این آدرس ایمیل بزنین: mamooli_persianblog@yahoo.com
نويسندگان
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
امکانات وب