یه دختر معمولی با یه زندگی معمولی
 
قالب وبلاگ

 

این روزا اتفاق خاصی نمیفته. گفتم که خودمو تبرئه کرده باشه. فک نکنین از تنبلیمه که ننوشتم. واقعا اتفاق خاصی نیفتاده.

من اون دفعه گفتم بهتون اینا کلماشون اضافه اومده به ما دادن، شما باور نکردین. فرداش دوباره غذا کلم بود!! البته خیلی بهتر از روز قبلش بود. حداقل با یه سری چیزمیزی قاطیش کرده بودن و آرد سوخاری بهش زده بودن و عین کوکو پخته بودنش.

--

فیلیکس این هفته رو کاملا تعطیلاته. فک کنم واسه همین سوژه ندارم واسه نوشتن چشمک. با رن میریم سلف. هیچی حرف نمی زنیم، برمی گردیم!! نمیدونم این با هم رفتنمون چیه آخه!

البته همون بهتر که حرف نمی زنیم. رن اگه حرفی هم بزنه راجع به کاره.

--

همون روز اول که ماشینو گرفتیم و آوردیم، من زدم دو جای ماشینو خش کردم! هم درو زیاد باز کردم تو پارکینگ خورد به دیوار و یه دو سانتی خش شد، هم کفشم خورد به داشبورد، داشبوردو خش کرد ناراحت. همسر خیلی میگه اشکالی نداره، ولی خب اشکال داره دیگه. من دست و پا چلفتی ناراحت.

--

دیروز با توجه به کلا خالی بودن یخچال، رفتیم خرید با اینکه روز اول هفته بود. آخه آخر هفته که این قدر همه چی عجله ای شد که اصلا وقت نشد بریم خرید. واسه اولین بار با ماشین رفتیم. خوبیش این بود که یه بار خرید کردیم کل یخچالو پر کردیم. آخه دفعه های پیش باید حساب و کتاب می کردیم که یه جوری نشه که بارمون سنگین بشه. یا مثلا فقط یه چیزی برداریم که حمل و نقلش سخته. ولی خب خدا رو شکر الان دیگه این مشکلو نداشتیم. می تونستیم هندونه و یه بسته برنج پنج کیلویی و هر چند مدل میوه و سبزی میخواستیم برداریم. نگرانی اینکه این زیر اون نباشه له میشه و این حرفا هم نبودیم دیگه لبخند.

--

ماشین چهار تا تایر زمستونی داره که باید تو جای سرد و خنک و تاریک نگهداری بشن. ما هم که به سلامتی انباری نداریم اصلا. فعلا گذاشتیم تو خونه تا یه جایی پیدا کنیم ببریم بدیم برامون نگه دارن! واسه چه چیزایی آدم باید پول بده ها! یه جاهایی هستن که لاستیک ماشینو عوض می کنن. همونا انباری هم دارن و اگه بخوای برات لاستیکاتو نگه میدارن. ولی باید فصلی پول بدی. هر فصلی هم شیش ماه حساب میشه. تقریبا باید سالی 70 80 یورو پول بدیم فقط واسه نگه داشتن لاستیکامون. عجبا! قدر انباریهاتونو بدونین. حداقل سالی 70 80 یورو می ارزن چشمک.

 

 

 

[ ۱۳٩٥/٥/٢٧ ] [ ۸:٢٦ ‎ق.ظ ] [ دختر معمولی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

من یه دختر معمولی هستم که با همسرم توی یه شهر کوچیک آلمان یه زندگی دانشجویی خیلی معمولی داریم و اینجا میخوام همین روزای ساده ولی قشنگ زندگیمونو ثبت کنم. البته زندگی ما هم مثل همه ی زندگی ها فراز و نشیب های زیادی داشته و داره ولی داشتن این فراز و نشیب ها خودش معمولیه! -------------------------------------------------- اگر سوالی در مورد پذیرش توی آلمان داشتین، اول از همه لطفا به سایت اپلای ابرود دات ارگ مراجعه کنید. ----------------------------------------------- اگه نتونستید جواب سوالاتونو بگیرین، من تا جایی که بتونم بهتون کمک می کنم، ولی ازتون خواهش می کنم، سوالاتون رو فقط و فقط توی پست "از من بپرسید" که تنها پست توی برچسب "از من بپرسید" هست، بپرسید، یعنی این آدرس: http://mamooli.persianblog.ir/post/524/ در غیر این صورت به احتمال زیاد جواب داده نمیشه. ------------------------------------------------ اگه رمز می خواین، بگین. -------------------------------------------------- اگه با من کار دارین، به این آدرس ایمیل بزنین: mamooli_persianblog@yahoo.com
نويسندگان
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
امکانات وب