یه دختر معمولی با یه زندگی معمولی
 
قالب وبلاگ

 

رئیس دوشنبه از تعطیلات برگشت. خوش به حالشون چقدر تعطیلات دارن واقعا. متاسفانه ماها که اینجا خارجی هستیم، اونم از نوع خارجی دور، عملا تعطیلاتی برامون نمی مونه. مثلا اگه یه ماه در سال تعطیلات داریم، بیست روزشو میریم ایران! تازه از اون بیست روز هم که پنج روزشو این ور و اون ور تو راهیم تا برسیم شهر و دیار خودمون! اینه که عملا نمیتونیم مثل اینا تفریح کنیم. یه ده روز بیشتر از تعطیلاتمون نمی مونه که اونم اگه بتونیم یه چهار پنج روزشو بریم یه کشور دیگه تو همین اروپا.

ولی همین فیلیکس مثلا، وقتی من اومدم یه هفته رفته بود تایلند. الان یه هفته رفته ایسلند (که دوشنبه برگشت). آپریل اینا هم که تقریاب دو هفته میره ایران. قشنگ از سی روز تعطیلتشون استفاده می کنن و جاهای مختلفی رو می بینن.

هر وقت هم اراده می کنن خانواده شونو ببینن که یه آخر هفته است زحمتش دیگه. میرن دو تا شهر اون ور تر، پیش خانواده شون.

حالا تازه ما وقتی میریم ایران، بابای من همیشه شاکیه، میگه مگه شما سی روز مرخصی ندارین؟!! میگم خب بذار ده روزشم نگه داریم، بلکه اتفاقی افتاد یهویی مجبور شدیم مرخصی بگیریم. باز نیم ساعت دیگه همین سوالو می پرسه نیشخند.

خلاصه که رئیس از مسافرت برگشت. چند وقت پیش رفته بودیم برای تمدید ویزا. نامه ای که رئیس داده بود، یه جاهایی تو تاریخش اشتباه داشت، یه مشکلی هم داشت که بهتر بود رفع میشد. خانومه گفت میتونی یه نامه ی دیگه از رئیست بگیری؟ گفتم باشه. منم همون روز ایمیل زدم به فیلیکس. اون روز هنوز فیلیکس آلمان بود. اما برای یه قرار کاری رفته بود یه شهر دیگه. امید داشتم که همون روز جواب بده، ولی خب نداد و بعدش هم که دیگه مسافرت بود و اینا کلا تو مسافرت جواب ایمیل نمیدن.

دوشنبه که اومد، اومد یه سلام کرد و رفت دوباره تو اتاق خودش نشست. پنج دقیقه بعد دیدم تو اسکایپ بهم زده از رن گرفتی نامه رو یا خودم بنویسم برات؟ گفتم بنویس لطفا. من راجع بهش با رن صحبت نکردم. چون اصلا فکر نمی کردم رن در موقعیتی باشه از نظر سمت که بتونه همچین نامه ای بهم بده. آخه رن برای این مدل کارهایی که مسئولیت کارفرما بودن رو داره، معمولا مسئولیتی نداره در قبال من.

به هر حال، رئیس نامه رو درست کرد و برای من ایمیل کرد و منم برای همسر ایمیل کردم و همسر هم برای اون خانوم مسئول ویزامون ایمیل کرد!

نمیدونم چرا رئیس هر وقت از مسافرت میاد، سگشو هم با خودش میاره. فک کنم چون قبلش یه مدت سگشو تنها گذاشته، همین که از راه میاد، به عنوان جایزه سگشو فرداش با خودش میاره چشمک. این قدر سگش خوشحال بود دوشنبه که خدا می دونه!! تمام مدت داشت با دمش بازی می کرد و این ور اون ور می دوید.

--

از دیروز یه کارمند جدید اومده که اومده تو اتاق من. یعنی الان اتاقم با یه نفر دیگه مشترک شده. اسمشو هنوز بلد نیستم! اخه دفعه ی اول خودشو معرفی کرد. ولی خب دیدین که ماها اسمای خارجی رو کجا بلدیم که بخواد با یه دفعه معرفی کردن تو ذهنمون بمونه!! منم روم نشد دوباره بپرسم نیشخند.

قراره به عنوان مدیرپروژه کار کنه برامون. البته هنوز دانشجوی ارشده و گفت فعلا تا زمانی که تز ارشدمو تحویل بدم اینجا کار می کنم، تا بعدش ببینم چی میشه.

--

دیروز رفته بودیم مغازه ترک ها خرید. برگشتنی یه خانواده چند تا جوجه یا یه چیزی تو این مایه ها خریده بودن که یخ زده بود و تو کارتن. برای اینکه اون طوری خیلی جا می گرفت (البته احتمالا دلیلش این بود، شایدم برای جابه جایی راحت تر)، جوجه ها رو از تو کارتن و نایلون های اضافه ای که دورشون بود در آوردن و گذاشتن بین وسایلشونو بردن. البته من این صحنه ها رو ندیدم، همسر تعریف کرد. من وقتی رسیدم یه سری نایلونی که مشخص بود توشون گوشت بوده و یه کمی قرمز بودن توی یه کارتن همون بغل بودن.

خب طبیعتا کار قشنگی نبود دیگه. یه نایلون گوشتی خیلی چیز کثیفیه و میدونیم که خیلی سریع مگس جمع می کنه و کثیف کاری میشه. ولی خب دیگه، حتی تو سطل آشغال هم ننداختن و رفتن.

وقتی رفتیم بیرون از مغازه، یه ماشین داشت میرفت بیرون. همسر میگه ماشینشونو نگاه کن، این مال همون آدماست. یه آئودی آ هفت بود که حداقل 70 80 هزار یورو قیمتشه!

اینجاست که آدم می بینه کلا فرهنگ و شعور و این حرفا، مطلقا ربطی به ثروت و دارایی و این چیزا نداره اصلا.

--

یه چیز دیگه هم که الان یادم اومد و شاید جالب باشه براتون اینه که خیلی ها که میخوان بیان آلمان، از ما می پرسن یه کارمند یا مهندس یا دکترای فلان رشته اونجا چه ماشینی سوار میشه؟ و فکر هم می کنن الان بیان اینجا مهندس شن یا دکترای رشته شونو بگیرن، دیگه بالاترین مدل بنزها رو سوار میشن.

درحالی که شاید بد نباشه بدونین ماشین های ترک های اینجا رو که نگاه می کنن خیلی وقتا بسیار بسیار باکلاس تر از ماشین های مهندس ها و دکترادارهاست! همین ترک هایی که خیلی هاشون درس درست و حسابی نمی خونن و میرن تو کار رستوران و تعمیرکاری و غیره!

البته قطعا این معنیش این نیست که هر کس درس نخونه، پولدارتر میشه. منظورم اینه که اینجا هم شغل آزاد از کارمندی درآمد بیشتری میتونه داشته باشه. و این تصور که چون اینجا آلمانه حتما کسی که درس خونده بیشتر از کسی که درس نخونده پول درمیاره، غلطه.

--

یه چیز دیگه هم که برای خودم جالب بود، پست قبلی بود. خیلی وقت ها کامنت هایی می گیرم از آدمای مختلف که میگن از مشکلات زندگی تو آلمان هم بنویسین، از بدی هاش هم بنویسین و غیره.

ولی تو واقعیت که نگاه می کنم می بینم من گاهی، فقط گاهی، لا به لای حرفام راجع به مشکلاتمون تو اینجا توضیح میدم، همه تعجب می کنن و حتی شاید یه عده باور نکنن یا فکر کنن خب حالا این یه دفعه یه اشتباهی شده که این طوری شده. من نمی دونم اگه واقعا بخوام از مشکلات اینجا بنویسم چه برداشتی میتونه بشه از آلمان.

فک می کنم بد نباشه به شکل صریح و شفاف بگم دوستای عزیزم، اینجا بهشت نیست. اینجا هم مشکلات ریز و درشت خودشو داره که من تقریبا میتونم بگم تا الان مشکلات عمده و اصلیشو ننوشتم. ما هم خیلی وقتا اذیت شدیم، ولی خب من معمولا سعی می کنم از قسمت های خوب زندگیمون بنویسم لبخند.

اگر من از مشکلاتمون نمی نویسم، این تصور براتون شکل نگیره که خوش به حالشون، ما اینجا هر روز داریم دنبال فلان کار و فلان کار می دویم، در حالی که اونا همه ی کاراشون رو رواله. خیالتون راحت. اصلا این طوری نیست لبخند.


[ ۱۳٩٥/٦/۳ ] [ ٩:٥۳ ‎ب.ظ ] [ دختر معمولی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

من یه دختر معمولی هستم که با همسرم توی یه شهر کوچیک آلمان یه زندگی دانشجویی خیلی معمولی داریم و اینجا میخوام همین روزای ساده ولی قشنگ زندگیمونو ثبت کنم. البته زندگی ما هم مثل همه ی زندگی ها فراز و نشیب های زیادی داشته و داره ولی داشتن این فراز و نشیب ها خودش معمولیه! -------------------------------------------------- اگر سوالی در مورد پذیرش توی آلمان داشتین، اول از همه لطفا به سایت اپلای ابرود دات ارگ مراجعه کنید. ----------------------------------------------- اگه نتونستید جواب سوالاتونو بگیرین، من تا جایی که بتونم بهتون کمک می کنم، ولی ازتون خواهش می کنم، سوالاتون رو فقط و فقط توی پست "از من بپرسید" که تنها پست توی برچسب "از من بپرسید" هست، بپرسید، یعنی این آدرس: http://mamooli.persianblog.ir/post/524/ در غیر این صورت به احتمال زیاد جواب داده نمیشه. ------------------------------------------------ اگه رمز می خواین، بگین. -------------------------------------------------- اگه با من کار دارین، به این آدرس ایمیل بزنین: mamooli_persianblog@yahoo.com
نويسندگان
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
امکانات وب