یه دختر معمولی با یه زندگی معمولی
 
قالب وبلاگ

 

گفته بودم قبلا که اینجا پروسه ی ویزا عوض کردن خودش یه پروسه ایه که جون آدمو به لبش میاره. این دفعه هم مثل خیلی از دفعه های قبل همین طور بود!

تو شهر قبلی که بودیم، انتخاب با خودت بود که بگی ویزا رو برات تو پاسپورتت بزنن یا برات کارت صادر کنن. اگه بگی تو پاسپورت میخوام، یه هفته ای ویزاتو میدن. اگه بگی کارت می خوام، حدود یکی دو ماه طول می کشه.

کلا هم به طور معمول میگن باید حدود دو ماه قبل از تموم شدن ویزاتون درخواست ویزای جدیدتونو بدین. که البته اصولا ما از اونجایی که همیشه قراردادهای دقیقه نودی داشتیم، نتونستیم هشت هفته قبلش درخواست بدیم. همیشه برامون نامه میومد که داره هشت هفته میشه به اتمام ویزاتون، بیاین درخواست بدین. ما هم جواب میدادیم به فلان دلیل، ما هنوز مثلا قراردادو نداریم و باید صبر کنیم تا چند هفته ی دیگه. یا مثلا پاسپورتمونو دادیم تمدید کنن و هنوز نگرفتیم.

اما چون همیشه گفتیم ویزامونو بزنین تو پاسپورت برامون، مشکلی نبوده. چون این کار یه هفته ای انجام میشه و حتی وقتی مثلا دو هفته به اتمام ویزامون درخواست دادیم، بازم مشکلی نبوده.

اما این دفعه وضع فرق می کرد. هر شهری قوانین خودشو داره. مثلا تو شهر قبلی فقط ایمیلی باید وقت می گرفتی برای اداره اقامت. اما اینجا باید زنگ می زدی. همسر زنگ زد و گفت می خوایم ویزامونو تمدید کنیم. اونم یه وقت به همسر داده بود. تو سایتشون هم نوشته بود 5 هفته قبل از اتمام ویزا باید درخواستتونو داده باشین.

بعد که طرف اسم و فامیلی همسرو پرسیده بود و بهش وقت داده بود، همسر گفته بود برای خانومم هم می خوام. گفته بود مدارک اونو هم همون روز بیارین. اسم کسی که باهاش قرار داریم رو هم گفته بود. تو شهر قبلیمون مسئولا بر اساس حروف الفبا تعیین می شدن و مسئول من با همسر فرق داشت. اما اینجا مثل اینکه کلا قضیه متفاوته.

ما هم روز قرارمون رفتیم پیش خانومی که مسئولمون بود. خانوم جوون و مهربونی بود. مدارکمونو گرفت و گفت فکر نمی کنم مشکلی باشه.

بهش گفتیم میشه توی پاسپورتمون بزنین ویزاها رو؟ گفت نه. فقط وقتی کمتر از یه سال باشه تمدید ویزاتون می تونین تو پاسپورت داشته باشین ویزاتونو. برای ویزای یه ساله و بالاتر، باید کارت درخواست بدیم براتون.

توی قرارداد من، رئیسم نوشته بود ما می خوایم این شخص رو "حداقل" تا فلان تاریخ استخدام کنیم و من می دونستم که اون تاریخ زودتر از یه ساله. اما خب چیزی نگفتم دیگه. گفتم بذار یه ساله بده ویزا رو. باز سه روز دیگه پا نشیم بیایم اینجا دوباره درخواست ویزا بدیم.

خانومه هم اول توجه نکرد و به ما کارت داد تا بریم هزینه رو پرداخت کنیم. فک کنم قبلا گفتم، ولی حالا باز چون به نظرم سیستم جالبیه دوباره میگم چشمک. برای جلوگیری از گرفتن پول نقد و دردسرهای خورد کردنش و شاید حتی گرفتن پول های اضافی و رشوه و این حرفا، تو اداره اقامت، وقتی قراره پول بدین، یه کارت مخصوصی رو مسئولتون براتون به مقداری که باید بدین شارژ میکنه و میده دستتون. یعنی مثلا ما دو نفر بودیم، 160 یورو شارژ کردن کارت رو. این کارتو می برین می زنین تو یه دستگاهی که مثل عابربانکه. دستگاه اونو می خونه و میگه شما باید 160 یورو پرداخت کنین. حالا اونجا شما می خواین پول بدین به دستگاه، می خواین کارت بکشین یا هرچی به عهده ی خودتونه. وقتی پولو پرداخت می کنین، کارت مبلغش صفر میشه. کارتو میارین میدین به مسئولش، رسید پرداختتونو هم میدین (که البته دو تا رسید داره، یکیش هم برای شماست) و تموم.

خلاصه ما هم رفتیم 160 یورو رو پرداخت کردیم و اومدیم. تو این فاصله خانومه قرارداد منو خونده بود و گفت اینجا نوشته حداقل تا فلان تاریخ. این تاریخ زودتر از یه ساله، اما از سبک نوشتن طرف مشخصه که بعدش هم قراره این کار ادامه داشته باشه. میتونی یه نامه ی دیگه از رئیست بگیری که یه ساله باشه و توش تاریخ دقیق داشته باشه و کلمه ی "حداقل" رو نداشته باشه؟ گفتم باشه. حالا بهش میگم، ببینم چی میشه.

اون روز جمعه بود و رئیسم برای یه قرار کاری رفته بود برلین. بعدش هم یه هفته قرار بود بره مسافرت. منم سریع همون روز بهش ایمیل زدم و گفتم میشه فلان چیزو برام بفرستی. ولی جواب نداد. اون یه هفته ای هم که مسافرت بود که قطعا جواب نداد.

هفته ی بعدش که اومد، همون اول صبحی، اولین کاری که کرد تو اسکایپ بهم زد فلان کار رو که می خواستی رن انجام داد یا نه؟ گفتم من نمی دونستم رن می تونه انجام بده. بهش نگفتم اصل. گفت پس الان برات میفرستم. دو دقیقه بعدش برام یه نامه ی دیگه ایمیل کرد. منم نامه رو برای همسر فوروارد کردم. اونم برای خانومه فوروارد کرد!

اون موقع درست یه هفته از تاریخ درخواست ویزامون گذشته بود. ولی خب در واقع نقص مدرک داشتیم و بررسی پرونده مون منتظر این مدرکه بود دیگه.

یکی دو روز بعد از اون درخواست اولیه ی ویزامون، همسر رفته بود ماشینو پلاک کنه. برای پلاک کردن ماشین یه نامه ای از آدم می خوان (این نامه رو همه جا می خوان) که نشون بده شما تو شهرداری ثبت نام کردین. در واقع این نامه آدرس رسمی شما رو نشون میده و شما هر وقت آدرستون عوض میشه، باید برین به شهرداری بگین. خیلی این نامه مهمه. وقتی طرف نامه رو دیده بود، به همسر گفته بود اینجا فامیلیت با فامیلی پاسپورتت همخوانی نداره. همسر نگاه کرده بود، دیده بود بعله، یه حرف فامیلیشو جا انداخته طرف.

دوباره رفته بود شهرداری و این اشتباهو درست کرده بود و فرداش دوباره رفته بود برای پلاک گرفتن.

چند هفته بعد از درخواست ویزاهامون، یه نامه اومد به اسم من که این پین کد شماست. تاریخ نامه مال حدود دو سه هفته بعد از درخواست اولیه ی ما بود. اما حدود یه ماه بعد از درخواست به دست ما رسیده بود. یه کم تعجب کردیم که فقط نامه برای من اومده بود، ولی خب گفتیم حتما چون با هم درخواست دادیم، یکیش بیاد یعنی اون یکی هم ویزاش آماده است دیگه.

سر پنج هفته مون از درخواست اولیه (که مطمئن نبودیم تاریخ درست اونه یا وقتی مدارکو تکمیل کردیم)، رفتیم اداره اقامت تا ویزامونو بگیریم. تو شهر قبلیمون کارتو پست می کردن. اما اینجا تو سایتش نوشته بود 5 هفته بعدش خودتون بیاین تحویل بگیرین. اونم از باجه ی اطلاعات. یعنی حتی لازم نبود مسئولتو ببینی دوباره.

خلاصه، ما هم رفتیم و گفتیم اومدیم ویزامونو بگیریم. اول من پاسپورتمو دادم، خانومه نگاه کرد و کارتمو درآورد، بهم داد. گفتم مال همسرم هم بدین. نگاه کرد، گفت کارتش هنوز نیومده. نامه ی پین کد رو دریافت کردین؟ گفت من فقط نامه رو گرفتم.

گفت خب پس هنوز طول می کشه. گاهی وقتا این طوری میشه و دست ما نیست و ما فقط درخواست رو میدیم و از این حرفا (کارتا تو برلین صادر میشن فقط). شما یه هفته دیگه صبر کن. هفته ی دیگه بیا، اگه نیومده بود، برات ویزای موقت صادر می کنیم. آخه ویزای همسر فقط تا آخر سپتامبر اعتبار داشت. ویزای موقت یه ویزای معمولا سه ماهه است که باید براش حدود 20 30 یورو بدین و همون جا می زنن تو پاسپورتتون.

گفتم، اینجا قوانین خیلی شهر به شهر فرق می کنه. مثلا تو شهر الانمون شما اجازه ندارین حتی یه روز بدون ویزا باشین. میشه اقامت غیرقانونی. باید حتما یه ویزای معتبر داشته باشین. حالا چه به صورت کارت، تو پاسپورت یا ویزای موقت تو پاسپورت. اما تو شهر قبلیمون، من یه بار همین مشکلو داشتم. از مسئولش پرسیدم، گفت همین که شما درخواست ویزا رو دادین کافیه. اینکه چقدر ویزاتون طول بکشه مشکل ماست. گفتم یعنی الان اگه پلیس تو خیابون به من بگه کارت شناسایی نشون بده، اشکالی نداره که ویزای من نامعتبره و تموم شده؟ گفت نه. هر اتفاقی افتاد، بهشون بگو با ما تماس بگیرن. وقتی شما درخواست میدین یعنی شما وظیفه تونو انجام دادین. دیگه دیر و زود شدن کار ما مسئولیتش با ماست.

خلاصه، اون خانوم باجه ی اطلاعات یه حرف هایی هم از امنیت و این حرفا زد که ما ترسیدیم! آخه وقتی کسی از ایران درخواست میده، ممکنه درخواستش بره چک امنیتی و اگه بره، پروسه اش چند ماه طول می کشه. اما هیچ وقت نشنیده بودیم که کسی که چند سال اینجا زندگی کرده همچین چیزی براش پیش بیاد. جرئت هم نداشتیم دوباره بپرسیم. گفتم الان حساس هم میشن که ما نگران شدیم بره چک امنیتی و قضیه بدتر میشه!

اومدیم خونه با خودمون هزار فکر و خیال کردیم که چرا و به چه علت ویزای همسر نیومده. یعنی میشه الان بعد از این همه سال چک امنیتی خورده باشه ویزامون؟! همسر گفت شاید همون حرف افتاده ی فامیلیم تو نامه ی شهرداری که برای ویزا هم لازم بود باعثش شده. ما وقتی درستش کردیم، دیگه نرفتیم دوباره نامه رو بدیم به اداره اقامت.

قرار شد فرداش همسر دوباره بره و پرس و جو کنه. یه سری سوالا هست که خود باجه ی اطلاعات جواب میده. یه سری کارا هم هست که می تونین براش از باجه ی اطلاعات وقت بگیرین برای همون روز (یعنی مثل بانک شماره بگیرین) و منتظر بشین و با مسئول مربوطه اش صحبت کنین.

فرداش همسر رفت که وقت بگیره و همونجا بشینه تا تکلیف این قضیه معلوم شه. فک کنم همسر ساعت 10 اونجا بود و نوبت گرفت. ساعت 2 نوبتش شد! چهار ساعت تمام اونجا نشسته بود. از بس که شلوغ بود!! هر نیم ساعت هم مثل اینکه یه شماره بیشتر اعلام نمی کردن.

همسر می گفت رفتم به باجه ی اطلاعات مشکلمو میگم که بهم شماره بده (شماره ها اولشون یه حرف داره که با هم مختلفن و این که از کدوم سری شماره ها بهتون بده بستگی به نوع کارتون داره)، دیدم طرف اصلا گوش نمیده. همین جوری شماره میده. تازه از 10.5 به بعد هم دیگه به کسی شماره نداد!!

خلاصه، بعد از هزار بار که هی من به همسر پیام دادم چی شد؟ نوبتت شد؟ چقد بهت مونده؟ بالاخره ساعتای 2 نوبت همسر شد.

فرستاده بودنش پیش یه مسئولی که از قضا خانوم مسئول ویزامون هم اون موقع تو اتاقش بوده و داشته به یه کارآموز نشون میداده که چیکار باید بکنه. همسر هم به هر دوشون گفته بود مشکل چیه. طرف چک کرده بود، گفته بود اصلا برای شما درخواستی داده نشده!!

قضیه از این قرار بوده که پرونده ی ما باز می مونده، منتظر مدرک ناقص من. که ما اونو یه هفته بعد بردیم. این وسط این خانوم مسئول ما میره مسافرت و مدتی نیست. اون کسی که به جاش میاد، اشتباهی فقط برای من درخواست میده و اصل نگاه نمی کنه که اینا دو نفرن!

همسر هم گفته بود ویزای من فقط تا آخر سپتامبره، راهی داره که برام تو پاسپورت بزنین ویزا رو که دیگه من ویزای سه ماهه نگیرم؟ خانومه هم کلللللللی عذرخواهی کرده بود و گفته بود الان برات میزنم تو پاسپورت. همونجا ویزای همسرو صادر کرده بود و زده بود تو پاسپورت. گفته بود شماره حسابتم بده تا 50 یوروی اضافه اش رو برات انتقال وجه بدم (برای ویزای توی پاسپورت فقط 30 یورو باید پرداخت کنین، ولی برای کارت اقامت 80 یورو).

جالب اینه که ویزامونو یه ماه هم بیشتر از اون تاریخی که رئیسم نوشته بود تمدید کرده و الان خدا رو شکر بعد از مدت هاااااااا ما یه بار ویزای یه ساله دار شدیم لبخند!!

--

اطلاعات اضافی: ویزای موقت و کوتاه مدت خیلی بده. خدا برای هیچ کس نخواد! میخوای خونه بگیری، میگن ویزات تا کیه؟ می خوای کار بگیری، میگن ویزات تا کیه؟ حتی میخوای قرارداد اینترنت ببندی، یه وقتایی میگن ویزات تا کیه؟! کلا ویزات کوتاه مدت باشه، عملا از زندگی ساقطی اینجا!

تازه اون ویزای موقتی که طرف می خواست به همسر بده، یه مشکل دیگه هم داره و اون اینکه لزوما باهاش مسافرت خارج از آلمان نمیشه رفت. باید بپرسی از اداره اقامت. اونم مثل اینکه انواع مختلف داره. بعضی هاش فقط برای داخل آلمان معتبره.

 

[ ۱۳٩٥/٧/۳ ] [ ٦:۱۱ ‎ب.ظ ] [ دختر معمولی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

من یه دختر معمولی هستم که با همسرم توی یه شهر کوچیک آلمان یه زندگی دانشجویی خیلی معمولی داریم و اینجا میخوام همین روزای ساده ولی قشنگ زندگیمونو ثبت کنم. البته زندگی ما هم مثل همه ی زندگی ها فراز و نشیب های زیادی داشته و داره ولی داشتن این فراز و نشیب ها خودش معمولیه! -------------------------------------------------- اگر سوالی در مورد پذیرش توی آلمان داشتین، اول از همه لطفا به سایت اپلای ابرود دات ارگ مراجعه کنید. ----------------------------------------------- اگه نتونستید جواب سوالاتونو بگیرین، من تا جایی که بتونم بهتون کمک می کنم، ولی ازتون خواهش می کنم، سوالاتون رو فقط و فقط توی پست "از من بپرسید" که تنها پست توی برچسب "از من بپرسید" هست، بپرسید، یعنی این آدرس: http://mamooli.persianblog.ir/post/524/ در غیر این صورت به احتمال زیاد جواب داده نمیشه. ------------------------------------------------ اگه رمز می خواین، بگین. -------------------------------------------------- اگه با من کار دارین، به این آدرس ایمیل بزنین: mamooli_persianblog@yahoo.com
نويسندگان
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
امکانات وب