یه دختر معمولی با یه زندگی معمولی
 
قالب وبلاگ

 

تو این مدتی که رفتیم حسینیه، حالا چه شب های معمولی، چه شب هایی که مراسم عزاداری بود، متوجه شدم که در کل ما خیلی تفاوت ها با افغان ها داریم. البته اصلا بحث خوب یا بد بودن یا بهتر و بدتر بودن نیست. فقط یه سری چیزا توجه منو به خودش جلب می کرد.

اینم همین اول بگم که چیزایی که میگم مشاهدات منه توی یه حسینیه ی کوچیک با تعداد معدودی ایرانی و افغان. لزوما به شکل علمی قابل تعمیم به همه نیست.

مثلا اینکه ظاهرا افغان ها براشون چادر سر کردن موقع نماز خیلی مهم تر از ما ایرانی هاست. من یه بار دیر رسیده بودم، سریع نمازمو وصل کردم و بدون چادر اومدم شروع کنم به خوندن. مخصوصا که حدس هم می زدم دیگه چادرا تموم شده باشه با توجه به تعداد خانومایی که اونجا بودن و داشتن نماز می خوندن. اینه که اصلا نرفتم سراغ چادر پیدا کردن. همین که دستامو بردم بالا که نمازمو شروع کنم، دیدم یه خانومی از پشت زد بهم گفت خانوم! برگشتم دیدم برام مهر و تسبیح و چادر آورده.

یه بار دیگه هم داشتم نماز می خوندم بدون چادر، یه خانومی که نمازش همون موقع تموم شده بود، چادرشو انداخت رو سر من که داشتم نماز می خوندم.

یا مثلا، یه بار اومدم مهر بردارم، هیچی نبود. منم یه تیکه ی کوچیک شاید یه سانت در دو سانتی که از یه مهر دیگه جدا شده بود و افتاده بودو ورداشتم. بالاخره مهر بود دیگه. وسط نمازم دیدم یه دستی اومد یه مهر گذاشت جلوم.

کلا این جور چیزا تو نماز براشون مهم تر از ایرانی هایی هست که من دیده ام تا حالا.

--

وقتی تعداد آقایون کمه، خانوما هم میرن پشت آقایون نماز می خونن. یعنی از سمت خانوما که با جداکننده از آقایون جدا شده میرن سمت آقایون و صف بعد از آقایون وای میستن. تو ایران من خیلی کمتر دیده ام خانوما بدون هیچ حجاب و پرده ای پشت آقایون وایستن. معمولا حتی وقتی تعدادمون کمه هم اون ور پرده می مونیم.

--

تو این مدت عزاداری، فک می کنم چهار شب حداقل ما قابلی خوردیم. قابلی رو -قبلا گفتم- یه غذای افغانه که می تونین سرچش کنین. خوشمزه هم هست چشمک. حالا نمی دونم این غذای معمولشون هست تو عزاداری ها یا غذای محبوبشونه یا کاملا اتفاقی میزبان مجلس ما دوست داشته که چند شب این غذا رو بده. شاید مثل قیمه ی امام حسین که برای ما معروفه، برای افغان ها قابلی امام حسین معروفه چشمک. نمی دونم.

--

یه شب هم یه غذایی دادن به اسم شله که کلا با شله مشهدی فرق داره ها. من دوست داشتم، ولی به نظر همسر بازم خیلی چرب بود! شاید بشه اینم معادل آبگوشتی دونست که تو بعضی جاهای ایران تو روزای عزاداری میدن.

--

شب آخر چلومرغ بود غذا که من راستش تا الان تو هیچ مجلس امام حسینی ندیده ام. البته چه بسا که میزبان اون شب اصلا افغان نبوده باشه. نمیدونم. ولی خب دیگه. به هر حال تفاوتی بود که برای من جالب بود.

--

تو ظرف های یه بار مصرفی که بهمون میدادن برای غذا، همیشه سه قسمت وجود داشت که یه قسمتش رو با سالادی شبیه سالاد شیرازی ما پر می کردن. هیچ وقت تو مراسم ایرانی سالاد نخورده بودم تو همچین مراسمی. اون یکی قسمتش رو هم برای قابلی با اسفناج پخته شده پر کرده بودن. روزی هم که شله بود، یه قسمت از اون دو قسمت، با ترشی پر شده بود.

--

فرنی هم جزو نذری هایی بود که میدادن.

یه نفر هم شله زرد پخته بود که صورتی بود! گفتن بنده خدا زعفرون نداشته، به جاش رنگ خوراکی زده.

یه نفر هم حلوا پخته بود با کشمش. یعنی شیرینی خود حلوا کمتر بود، به جاش کشمشش باعث میشد شیرین بشه.

--

کلا فک می کنم افغان ها از ما اجتماعی ترن. حداقل خانوماشون. یعنی شاید بشه گفت یه کم مثل قدیم ترای ایرانن. تو ایران من تو این مراسم کمتر دیده ام کسی سر آشنایی رو با بغل دستیش باز کنه. اما اینجا این طوری نبود. اما اینجا بیشتر این کارو می کردن.

--

وقتی تعدادشون کمه، هر کس میاد تو، با تک تک آدما دست میده و اکثر وقتا روبوسی می کنه و بعد میره میشینه یه جا.

--

یه سری کلمه هاشون هم که با ما فرق داره. بعضی وقتا اگه کلمه رو جدا از متن بگن، فک نمی کنم معنیشو بتونیم حدس بزنیم. مثلا فک می کنم به صندلی می گفتن "چوکی". خانومه به من می گفت لباسم رفته زیر صندلی شما، من نمی فهمیدم نیشخند. بعد از یکی دو بار تکرار کردن و اشاره کردن فهمیدم چه اتفاقی افتاده!


[ ۱۳٩٥/٧/٢٥ ] [ ۱٢:٥٠ ‎ق.ظ ] [ دختر معمولی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

من یه دختر معمولی هستم که با همسرم توی یه شهر کوچیک آلمان یه زندگی دانشجویی خیلی معمولی داریم و اینجا میخوام همین روزای ساده ولی قشنگ زندگیمونو ثبت کنم. البته زندگی ما هم مثل همه ی زندگی ها فراز و نشیب های زیادی داشته و داره ولی داشتن این فراز و نشیب ها خودش معمولیه! -------------------------------------------------- اگر سوالی در مورد پذیرش توی آلمان داشتین، اول از همه لطفا به سایت اپلای ابرود دات ارگ مراجعه کنید. ----------------------------------------------- اگه نتونستید جواب سوالاتونو بگیرین، من تا جایی که بتونم بهتون کمک می کنم، ولی ازتون خواهش می کنم، سوالاتون رو فقط و فقط توی پست "از من بپرسید" که تنها پست توی برچسب "از من بپرسید" هست، بپرسید، یعنی این آدرس: http://mamooli.persianblog.ir/post/524/ در غیر این صورت به احتمال زیاد جواب داده نمیشه. ------------------------------------------------ اگه رمز می خواین، بگین. -------------------------------------------------- اگه با من کار دارین، به این آدرس ایمیل بزنین: mamooli_persianblog@yahoo.com
نويسندگان
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
امکانات وب