یه دختر معمولی با یه زندگی معمولی
 
قالب وبلاگ

 

بچه مون کل قیافه اش به باباش رفته، به جز دو تا چال لپ که می تونس داشته باشه و نداره خنثی.

بچه مون هیچیش به من نرفته، به جز دو تا دست یخش که فقط مامانش می پسنده بغل!! اینم از نعمت های خداس ها، دست کم نگیرینش. اگه غیر از این بود، هر بار که من بهش دست می زدم یه بار باید جیغ میزد.

--

آدم واقعا باورش نمیشه موجود به این کوچیکی بتونه این قدر فهیم و باشعور باشه. گریه هاش معنی داره، خنده هاش معنی داره، حرکتاش معنی داره، ورش میداری می فهمه، میذاریش می فهمه، یه لحظه میری اون اتاق نمی بیندت می فهمه... . بیخود نیست خدا تو قرآن هی خلقت آدمو مثال می زنه. واقعا فقط آدم می تونه بگه فتبارک الله احسن الخالقین لبخند.

--

بچه رو وقتی میخوام باهاش بازی کنم و می دونم نمی خوابه، تنها ورش میدارم،بدون متعلقات! ولی وقتی می خوام بعدش بخوابونمش، با پتوش ورمیدارم (پتویی که دورش می پیچیم). چون اگه تنها ورش دارم و بغلم بخوابه، بعد که میذارمش رو پتو، چون سرده، بیدار میشه.

با همین پتوش، موقع خواب، میذارمش روی تشکش. یه تشک داره که سیاره! شبا می بریم رو تخت خودمون، روزا هر لحظه ای یه جای خونه اس و جای تشکش با توجه به نور خورشید تعیین میشه نیشخند.

گریه می کرد. با کل پتو و تشکش برداشتم گذاشتمش رو پام، بدون اینکه تکونش بدم آروم شد. دوباره گذاشتمش رو زمین، گریه کرد. من واقعا نمی دونم دقیقا چطور می فهمه که الان رو پای مامانشه؟! نه نفس منو می تونه حس کنه، نه بدنش مستقیم با بدنم در تماسه که بفهمه، نه حتی می تونه گرمی بدن منو حس کنه، نه ضربان قلب منو حس می کنه، واقعا بر چه اساسی از پشت اون همه پتو و تشک و غیره می فهمه؟ سوال

--

همین دوستمون که گفتم برام تا روز هفتم بچه مون زحمت می کشید و غذا میاورد، روز آخر گفت که یه روز هم با همسرش و بچه هاش میان که اومده باشن دیدن بچه و چند روز بعدش، یعنی یه آخر هفته، اومدن. فعلا اینو داشته باشین.

همسر کلا خیلی آدمیه که اهل کمک کردنه. اگه من اینجا یه "از من بپرسید" زپرتی دارم، قضیه ی کمال همنشین و این حرفاس. وگرنه من خیلی آدم این کارا نبودم. البته یه فرق اساسی بین ما هست. اونم اینه که من وقتی به کسی کمک می کنم که ازم بپرسه، ازم بخواد، ولی همسر اگه ببینه کسی به کمک نیاز داره، بهش کمک می کنه، قبل از اینکه طرف بخواد.

که خب از اونجایی که من همینی هم که انجام میدم از همسر یاد گرفتم، طبیعیه که من به اون درجه نرسیدم هنوز چشمک.

حالا برگردیم سر اون قضیه. این دوستمون قبلا گفته بود که همسرم خیلی اهل کمک کردن به بچه هاس. چون خودش وقتی اومده آلمان -20 سال پیش- خیلی سختی کشیده و الان دلش نمی خواد ببینه کسی سختی می کشه. برا همین به همه کمک می کنه و همه ی دانشجوها هم شوهر منو می شناسن.

وقتی اومدن، آقاهه بسیار بسیار کم حرف بود و بسیااااااار بسیاااااااار کند. یعنی یه حرفی می زدی، پنج ثانیه فکر می کرد، بعد جواب میداد. از اون مصداق های بارز آقایون سینگل تسک!

کلا همه اش خانومه حرف می زد. اولین حرفی که آقاهه زد (بعد از احوال پرسی و این حرفا) این بود که "شما از کجا خرید می کنین؟".

و من با درجه ی دیگه ای از کمک کردن آشنا شدم. فهمیدم دست بالای دست بسیاره. هستن آدمایی که ازتون سوال می کنن، تا مبادا چیزی باشه که اونا بتونن در اون زمینه بهتون کمک کنن ولی نکرده باشن. این آدما واقعا سزاوار تحسینن لبخند.

--

لاستیکای ماشینو باید ببریم عوض کنیم، زمستونی ها رو بندازیم. برای نگه داشتن لاستیکای تابستونیمون جا نخواهیم داشت. همون همسر دوستمون که بالا گفتم، گفت هم یه ایرانی می شناسه که یه روز می تونن با همسر برن و لاستیکا رو عوض کنن و هم می تونیم لاستیکامونو بذاریم تو انباری اونا لبخند.

 

[ ۱۳٩٥/٩/٥ ] [ ٤:۱٢ ‎ق.ظ ] [ دختر معمولی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

من یه دختر معمولی هستم که با همسرم توی یه شهر کوچیک آلمان یه زندگی دانشجویی خیلی معمولی داریم و اینجا میخوام همین روزای ساده ولی قشنگ زندگیمونو ثبت کنم. البته زندگی ما هم مثل همه ی زندگی ها فراز و نشیب های زیادی داشته و داره ولی داشتن این فراز و نشیب ها خودش معمولیه! -------------------------------------------------- اگر سوالی در مورد پذیرش توی آلمان داشتین، اول از همه لطفا به سایت اپلای ابرود دات ارگ مراجعه کنید. ----------------------------------------------- اگه نتونستید جواب سوالاتونو بگیرین، من تا جایی که بتونم بهتون کمک می کنم، ولی ازتون خواهش می کنم، سوالاتون رو فقط و فقط توی پست "از من بپرسید" که تنها پست توی برچسب "از من بپرسید" هست، بپرسید، یعنی این آدرس: http://mamooli.persianblog.ir/post/524/ در غیر این صورت به احتمال زیاد جواب داده نمیشه. ------------------------------------------------ اگه رمز می خواین، بگین. -------------------------------------------------- اگه با من کار دارین، به این آدرس ایمیل بزنین: mamooli_persianblog@yahoo.com
نويسندگان
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
امکانات وب