دیشب موقع خواب همسر داشت یه چیزی رو تعریف میکرد، میگفت موقع عروسی یکی خواسته بره به عروس و دوماد شاباش (شادباش درستشه البته!) بده، یه بنده خدایی گفته الان نرین فیلمشون خراب میشه. بعد منم گفتم راست میگه، من خودم وقتی میخواستم قسمت رقص فیلممونو میکس کنم خیلی مشکل داشتم، چون عملا ما هیچی نرقصدیدیم، همش داریم شاباش می گیریم!! (لازم به ذکره، میکس فیلم هنوز هم تموم نشده!!!)

ولی صبح داشتم به همین موضوع فکر میکردم و نظرم عوض شد. قصد دارم برگردم و فیلم رقصمونو دوباره میکس کنم. دوست ندارم هیچیشو کات کنم. اون آدمایی که به ما شاباش دادن، بخشی از زندگی ما هستن، حالا که توی فیلممون هستن، اگه من کاتشون کنم انگاری خواستم یه قسمت هایی از زندگیمو کات کنم. چرا باید این کارو بکنم؟ من از اون قسمت های زندگیم ناراضی ام؟ من همه ی این آدما رو دوست دارم بغلو هر کدومشون اگه نباشن قطعا ناراحت میشم، چرا نباید بخوام توی فیلمم باشن؟

ممکنه به ظاهر رقص جالبی نباشه، ولی اگه قرار به فیلم رقصه، خیلی ها هستن خیلی قشنگ تر می رقصن، می تونم برم فیلم اونا رو ببینم، من میخوام خاطرات زندگیمو با این فیلما ثبت کنم، نه رقصیدنامو و فکر نمی کن خاطره ی شاباش گرفتن چیز ناراحت کننده ای باشه!

----

یه لحظه هایی توی فیلم هست که من اخم کردم به یه نفر، یا ناراحتیمو نشون دادم، برای همسر هم همین طور. اون لحظه ها رو دوست ندارم اصلا ولی همیشه خاطره اش توی ذهنم هست. من از اون روزی می ترسم که خدا تمام فیلم زندگیمو بهم نشون بده و خودم ببینم چه کارایی در حق چه کسایی کردمنگران.

 «اقْرَأْ کَتَابَکَ کَفَى بِنَفْسِکَ الْیَوْمَ عَلَیْکَ حَسِیبًا»، نامه عملت را بخوان و خود قضاوت کن که با تو چه برخورد شود...