یه دختر معمولی با یه زندگی معمولی
 
قالب وبلاگ

ادامه ی کتاب عایشه بعد از پیامبر:

بعد از اینکه عایشه از پیامبر دفاع می کنه، دیگه کسی به پیامبر سنگ نمی زنه. اون زمان ابوبکر اونجا نبود و بعدش که اومد از دیدن صورت خونی پیامبر تعجب می کنه ولی از دیدن عایشه کنار پیامبر نه و بعدش از پیامبر می پرسه چه کسی به تو سنگ پرت کرده؟ یامبر می گه نمی شناختمشون و نمی خوام هم که بشناسم ولی عایشه میگه ابوسفیان دستور سنگسار رو داد. ابوبکر از ابوسفیان می پرسه تو این کارو کردی و اونم میگه بلی چون به خدایان ما توهین می کرد و بعدش عایشه اینا رو می خونه:

والتین و الزیتون، و طور سینین و هذاالبلد الامین، لقد خلقناالانسان فی احسن تقویم، ثم رددناه اسفل سافلین، الاالذین آمنو و عملو الصالحات فلهم اجر غیر ممنون.

[ ۱۳٩٢/٦/٢۸ ] [ ٥:٠۸ ‎ب.ظ ] [ دختر معمولی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

من یه دختر معمولی هستم که با همسرم توی یه شهر کوچیک آلمان یه زندگی دانشجویی خیلی معمولی داریم و اینجا میخوام همین روزای ساده ولی قشنگ زندگیمونو ثبت کنم. البته زندگی ما هم مثل همه ی زندگی ها فراز و نشیب های زیادی داشته و داره ولی داشتن این فراز و نشیب ها خودش معمولیه! -------------------------------------------------- اگر سوالی در مورد پذیرش توی آلمان داشتین، اول از همه لطفا به سایت اپلای ابرود دات ارگ مراجعه کنید. ----------------------------------------------- اگه نتونستید جواب سوالاتونو بگیرین، من تا جایی که بتونم بهتون کمک می کنم، ولی ازتون خواهش می کنم، سوالاتون رو فقط و فقط توی پست "از من بپرسید" که تنها پست توی برچسب "از من بپرسید" هست، بپرسید، یعنی این آدرس: http://mamooli.persianblog.ir/post/524/ در غیر این صورت به احتمال زیاد جواب داده نمیشه. ------------------------------------------------ اگه رمز می خواین، بگین. -------------------------------------------------- اگه با من کار دارین، به این آدرس ایمیل بزنین: mamooli_persianblog@yahoo.com
نويسندگان
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
امکانات وب