یه دختر معمولی با یه زندگی معمولی
 
قالب وبلاگ

واقعا این کتاب عایشه بعد از پیامبر انقد قشنگه، نمی تونم از پاش بلند شم اصلا!!!

ازدواج فاطمه و علی، ازدواج پیامبر.

هرچی توی این پست میذارم از گفته ی همون خدمتگزاره:

توی شعب ابیطالب بعد از اینکه حضرت خدیجه فوت می کنه، عایشه خیلی میاد دور و بر پیامبر و هی آیه می خونه. کلا عایشه حافظه ی خوبی داره و هر آیه ای رو که پیامبر یه بار می خونه حفظ می کنه و بعد برای پیامبر می خونه و پیامبر هم خوشش میاد و هر بار بهش میگه خدا تو رو روسفیدت کنه.

کم کم این شایعه پیش میاد که عایشه می خواد با پیامبر ازدواج کنه ولی عایشه از همون اول با فاطمه زیاد خوب نبوده و پیامبر اگه میخواست ازدواج کنه با عایشه به نظر میاد که بهتره اول فاطمه ازدواج کنه.

یه روز حضرت علی سر یه موضوعی (که توی کتاب گفته شده) میاد منزل پیامبر و اونجا پیامبر بهش پیشنهاد میده که با فاطمه ازدواج کنه. حضرت علی میگه من بضاعت کافی ندارم ولی پیامبر میگه تو جوونی و جوونی بضاعته و این حرفی هست که زمان ازدواج من و خدیجه که پدر خدیجه مخالفت می کرد، ابوطالب به پدر خدیجه زد. منم الان به تو میگم، جوونی بضاعته. اگر حاضر هستی بگو.

حضرت علی قبول می کنه. بعد پیامبر به خدمتگزارشون میگه فاطمه رو صدا بزن. فاطمه میاد و پیامبر بهش میگه که من علی رو پیشنهاد می کنم برای همسریت. فاطمه میگه هرچی شما بگین ولی پیامبر میگه نظر خودت رو بگو. آیا واقعا راضی هستی یا فقط چون من میگم میخوای حرف منو قبول کنی؟ من میخوام که نظر خودتو بگی نه اینکه صرفا با من موافقت کنی. حضرت فاطمه میگه من موافقم با این ازدواج.

بساط ازدواج رو فراهم می کنن و ابوبکر وقتی خبردار میشه به پیامبر میگه اجازه بده اون هزینه ی ازدواج رو بپردازه ولی پیامبر میگه تو زیاد اموالت رو در راه اسلام بخشیدی و نباید برای هزینه ی خصوصی من اموالت رو بدی، این هزینه رو خودم میدم. یه مقداری از هزینه رو پیامبر میده و یه مقداری رو حضرت علی و عروسی برگزار میشه.

توی اون عروسی عایشه هم حضور داشته و انگار که اون روز خصومتش رو نسبت به فاطمه کنار گذاشته و با بقیه شعر می خونده و عروس رو همراهی می کرده.

بعد از اینکه فاطمه ازدواج می کنه، پیامبر با عایشه ازدواج می کنه ولی به گفته ی همون خدمتگزاره میگه مطمئنم اگه قضیه ی عایشه نبود، ازدواج علی و فاطمه به اون زودی و با اون عجله انجام نمی شد. بعدش پیامبر با عایشه ازدواج می کنه ولی همچنان اصلا از فاطمه خوشش نمیاد.

یک سال بعد از ازدواج فاطمه بچه دار میشه و امام حسن رو به دنیا میاره و بعدش هم پسر دیگه ای میاره که باعث خصم خونین عایشه نسبت به فاطمه میشه چون عایشه گرچه حتی تا سن شصت سالگی هم زیبا هست و اندام باریکی داره ولی عقیم بود و نمی تونست بچه بیاره و می دونست که نسل پیامبر از طریق فاطمه باقی می مونه نه اون.

عایشه حتی یک بار هم به خونه ی فاطمه نمی ره ولی فاطمه به خونه ی پدرش رفت و آمد می کنه و پیامبر هم هر وقت از مسافرت برمی گرده اول میره دم در خونه ی حضرت فاطمه و بهشون میگه السلام علیکم یا اهل البیت النبوه و بعد از اینکه فاطمه و بچه هاش رو نوازش می کنه میره خونه ی خودش.

خدمتگزار میگه من که با سکنه ی خونه ی پیامبر آشنا بودم به دفعات از اونا شنیدم که می گفتن عایشه می گه من میل ندارم فاطمه و بچه هاش به این خونه بیان و هر دفعه که اون ها رو تو این خونه می بینم مثل اینه که خودم رو در شرف هلاکت می بینم.

 

[ ۱۳٩٢/٦/٢۸ ] [ ٦:۱۳ ‎ب.ظ ] [ دختر معمولی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

من یه دختر معمولی هستم که با همسرم توی یه شهر کوچیک آلمان یه زندگی دانشجویی خیلی معمولی داریم و اینجا میخوام همین روزای ساده ولی قشنگ زندگیمونو ثبت کنم. البته زندگی ما هم مثل همه ی زندگی ها فراز و نشیب های زیادی داشته و داره ولی داشتن این فراز و نشیب ها خودش معمولیه! -------------------------------------------------- اگر سوالی در مورد پذیرش توی آلمان داشتین، اول از همه لطفا به سایت اپلای ابرود دات ارگ مراجعه کنید. ----------------------------------------------- اگه نتونستید جواب سوالاتونو بگیرین، من تا جایی که بتونم بهتون کمک می کنم، ولی ازتون خواهش می کنم، سوالاتون رو فقط و فقط توی پست "از من بپرسید" که تنها پست توی برچسب "از من بپرسید" هست، بپرسید، یعنی این آدرس: http://mamooli.persianblog.ir/post/524/ در غیر این صورت به احتمال زیاد جواب داده نمیشه. ------------------------------------------------ اگه رمز می خواین، بگین. -------------------------------------------------- اگه با من کار دارین، به این آدرس ایمیل بزنین: mamooli_persianblog@yahoo.com
نويسندگان
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
امکانات وب