این دفعه میخوام از فرهنگ منفی آلمانی ها بگم!

همین نیم ساعت پیش همسر داشت تعریف می کرد. توی شهری که قبلا همسر بود، یه مسئول خوابگاه بود که کلا با رشوه کار همه رو راه می انداخت. تازگی ها یکی از بچه ها از ایران اومده رفته بهش گفته خونه می خوام گفته جای خالی نداریم الان. گفته باشه. رفته از پولکی هایی که از ایران آورده یه بسته براش برده گفته اینو همین جوری آوردم، باهاش یه کمی حرف زده و اینو بهش داده. اونجا خداحافظی کرده اومده. فردا طرف بهش میل زده بیا صحبت کنیم واسه خونه تعجب!! اصلا هم تعجب نکنین این اتفاق زیاد می افته، فقط این یه نفر نیست.

واسه خودمم سر خوابگاه گرفتن مشکل زیاد بود. صد بار من رفتم واسه خوابگاه گرفتن، طرف هر بار می گفتم خونه نداریم. بعد دوستم از ایران زنگ زد آلمانی حرف زد باهاشون، این بنده خدا جمعه زنگ زد، دوشنبه بهم میل زدن قرار داد خونه رو ایمیل کردن!!!

یا مثلا خیلی جاها که میری انگلیسی بلدن ولی تا یه آلمانی با خودت نبری کارت رو راه نمی اندازن و میگن ما انگلیسی بلد نیستیم. مثلا یه بار با همسر رفته بودیم یه چیزی خریده بودیم، طرف به انگلیسی با ما صحبت کرد و تشکر کرد از خرید و جنس رو بهمون داد. فرداش خوشمون نیومد و همسر برد پس بده (اینجا هر چیزی که میخرین تا دو هفته حداقل حق دارین ببرین پس بدین، بدون هیچ دلیلی، یعنی مثلا صرفا به این دلیل که خوشم نیومد)، طرف کلا باهاش آلمانی صحبت کرده بود! هرچی هم همسر انگلیسی صحبت کرده بود ایشون آلمانی جواب داده بود!!!

----

البته گفتن اینا به منزله ی این نیست که آلمان بده یا آلمانی بده یا الان با خودتون فکر کنین تو که انقد شکایت می کنی چرا اونجا موندی. اون دفعه از فرهنگ های خوبشون گفتم، یکی کامنت گذاشت که از فرهنگای بدشون هم بگم که اتفاقا حرف خوبی هم زده بود. آدم باید کل قضیه رو ببینه، نباید فقط مثبت ها یا فقط منفی هاشونو ببینیم.