از کتاب عایشه بعد از پیامبر:

زمانی که پیامبر توی مکه ظهور می کنه، تعداد زیادی یهودی توی مدینه زندگی می کردن. یکی از این یهودی ها داره تعریف می کنه (البته مدت ها بعد از بعثت پیامبر و اون جریانای مربوط به خودش) که وقتی که پیامبر ادعای پیامبری میکنه، یهودی های مدینه یه دانشمند می فرستن پیش پیامبر تا با پیامبر صحبت کنه و اونو مجاب کنه که یهودی بشه یا اینکه وقتی پیامبر شکست خورد، بره یه شهر دیگه که اونو نشناسن و ادعای پیامبری نکنه دیگه.

حالا به گفته ی این یهودی، اون دانشمند یه سوال از پیامبر می پرسه و میگه برای چه قوم بنی اسرائیل استعداد ندارند که پیغمبری در آن ظهور کند و دین او را تمام دنیا بپذیرند؟

پیامبر جواب میده: قوم بنی اسرائیل از آن جهت استعداد ندارد که یک چنین پیغمبر بین آن به جود آید که قائل به برتری نژادی است. بنی اسرائیل می گوید که او، قوم برگزیده خداست و برای برتری و سروری به وجود آمده است و مولای جهان می باشد و تمام اقوام دنیا باید بردگی او را بکنند. تمام پیغمبران قوم بنی اسرائیل همین روحیه را داشتند و نمی توانستند قبول کنند که بین قوم بنی اسرائیل و اقوام دیگر  که در جهان زندگی می کنند مساوات به وجود بیاید. به همین جهت با اینکه دو هزار سال است که بنی اسرائیل از مصر خارج شده اند و در این مدت طولانی فرصت داشته اند که دین خود را توسعه دهند دین آنها از حدود قوم بنی اسرائیل تجاوز نکرده است.

----

از مکه تا مدینه 11 روز راه بوده، نمی دونم چرا من همیشه تو ذهنم این بود که بغل هم اند!!