یه دختر معمولی با یه زندگی معمولی
 
قالب وبلاگ

 

 وقتی من بچه بودم، به دلیل تعداد زیاد آدمای خونه ی ماچشمک، یه کتابخونه ی پر از کتاب داشتیم. حتی یه بار کتابا رو شماره زدیم تا قشنگ هرچی رو برمی داریم بذاریم سر جاش و همه چی به هم نریزه. پایین ترین طبقه ی کتابخونه، کتابایی بود که برای سن من مناسب بود، من در اولین فرصتی که حروف الفبا رو یاد گرفتم، خوندن این کتابا رو به طور کامل شروع کردم.

بین این کتابایی که من می خوندن، یه سری کتاب بود مربوط به زمان پیامبر، شاید 14 جلد اینا بود، همه چی توش بود، از شعب ابی طالب، فتح خیبر، جنگ خندق و الی آخر. این کتابا عکس داشت و من عکساشو دوست داشتم. دقیقا یادم نیست به خاطر عکسا بود یا توصیفای کتاب خیلی قشنگ بود، به هر حال من همیشه خودمو توی این اتفاقا تصور می کردم. اصلا به طرز عجیبی خودمو اونجا می دیدم، توی همون صحرای عربستان، کنار شترا یا هر چیز دیگه ای که توی کتاب نوشته بود. این قدر خودمو طوری که حتی الان هم صحنه هاش به طور شفاف و واضح توی ذهنم هست!! مخصوصا اون قسمت شعب ابی طالب!

یه چیزی که واسم خیلی جالبه اینه که هنوز هم هر وقت یه کتابی راجع به پیامبر می خونم، همون حس زنده میشه، دوباره خودمو اونجا تصور می کنم. برام جالبه که این حسو نسبت به هیچ کتاب دیگه ای ندارم، هیچ کتاب تاریخی ای منو نمی بره به اون جایی که واقعا داره توصیف می کنه.

واقعا این پردازش های ذهنی خیلی وقتا منو به خودش مشغول می کنه، توی ذهن آدم چی میگذره؟ یا بعضی کتابا چه تاثیری روی آدم دارن که باعث میشن هیچ وقت از ذهن آدم نرن؟

 

[ ۱۳٩٢/٧/۱٤ ] [ ۱٢:٠٢ ‎ب.ظ ] [ دختر معمولی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

من یه دختر معمولی هستم که با همسرم توی یه شهر کوچیک آلمان یه زندگی دانشجویی خیلی معمولی داریم و اینجا میخوام همین روزای ساده ولی قشنگ زندگیمونو ثبت کنم. البته زندگی ما هم مثل همه ی زندگی ها فراز و نشیب های زیادی داشته و داره ولی داشتن این فراز و نشیب ها خودش معمولیه! -------------------------------------------------- اگر سوالی در مورد پذیرش توی آلمان داشتین، اول از همه لطفا به سایت اپلای ابرود دات ارگ مراجعه کنید. ----------------------------------------------- اگه نتونستید جواب سوالاتونو بگیرین، من تا جایی که بتونم بهتون کمک می کنم، ولی ازتون خواهش می کنم، سوالاتون رو فقط و فقط توی پست "از من بپرسید" که تنها پست توی برچسب "از من بپرسید" هست، بپرسید، یعنی این آدرس: http://mamooli.persianblog.ir/post/524/ در غیر این صورت به احتمال زیاد جواب داده نمیشه. ------------------------------------------------ اگه رمز می خواین، بگین. -------------------------------------------------- اگه با من کار دارین، به این آدرس ایمیل بزنین: mamooli_persianblog@yahoo.com
نويسندگان
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
امکانات وب